1. the suppliant words of the widow
کلمات استغاثه آمیز آن بیوه زن
2. Dylan Thomas was one such suppliant.
[ترجمه ترگمان]دیلان توماس \"یه همچین درخواستی بود\"
[ترجمه گوگل]دیلان توماس یکی از این موارد بود
3. The faces around her suppliant, wary - she is in a benevolent lull, she measures out wit and wisdom.
[ترجمه ترگمان]چهره های دور و بر او، محتاط، محتاط، با سکوتی خیرخواهانه، هوش و عقل را از دست می دهد
[ترجمه گوگل]چهره های اطمینان او، احتیاط - او در اندوه خیرخواهانه است، او اندازه گیری عقل و خرد است
4. What can he do to help the humble suppliant?
[ترجمه ترگمان]چه کاری از دست او بر می آید تا به the حقیر کمک کند؟
[ترجمه گوگل]چه کاری می تواند برای کمک به طرفداران فروتن انجام دهد؟
5. He asked for help a suppliant attitude.
[ترجمه ترگمان]از او خواست که به او یک حالت تضرع آمیز کمک کند
[ترجمه گوگل]او برای کمک به یک نگرش عرضه کننده درخواست کرد
6. He asked for help in a suppliant attitude.
[ترجمه ترگمان]از او تقاضا کرد که در این وضع تضرع آمیز تقاضای کمک کند
[ترجمه گوگل]او برای کمک به یک نگرش مثبت خواسته بود
7. He knelt as a suppliant at the altar.
[ترجمه ترگمان]او در مقابل محراب به زانو درآمد
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک مزدور در محراب زانو زده است
8. The Argives voted unanimously to maintain the right of the suppliant.
[ترجمه ترگمان]The به اتفاق آرا رای دادند تا حق of را حفظ کنند
[ترجمه گوگل]Argives به اتفاق آرا به رأی دادن برای حفظ حق تقاضا رای دادند
9. From the Furies of frightful aspect they became the Benignant Ones, the Eumenides, protectors of the suppliant.
[ترجمه ترگمان]From، Eumenides، the، Ones، protectors، suppliant suppliant می شدند
[ترجمه گوگل]از فریحا از جنبه ای ترسناک، آنها به عنوان شرم آور، Eumenides، محافظان از درخواست کننده تبدیل شدند
10. Thou Son of David, turn thine eye and look upon the distress which is now before thee, and make thy suppliant whole.
[ترجمه ترگمان]تو پسر دیوید، به چشمان خود نگاه کن و به آن اندوه که اکنون در مقابل توست نگاه کن و تمام suppliant را که می خواهی بکن
[ترجمه گوگل]تو پسر دیوید، چشم خودت را نگاه کن و به دوری که پیش از تو است، نگاه کن و همه ی خواهرانت را بخوان
11. Oh, Maiden, see a maiden's sorrow. Oh, Mother, hear a suppliant child!
[ترجمه ترگمان] اوه، دختر، غم و اندوه یه دختر رو می بینی آه، مادر، یک بچه ملتمس گوش کن!
[ترجمه گوگل]آه، دوشیزه، غم و اندوه دختر را ببینید آه، مادر، یک کودک درخواست کننده را بشنو!
12. An adjustment of poverty relief policy is needed to solve the problem of the serious imbalance between population and resource suppliant capacity in the resource-restricted poverty.
[ترجمه ترگمان]تعدیل سیاست تسکین فقر برای حل مشکل عدم تعادل جدی بین جمعیت و ظرفیت suppliant منابع در فقر محدود منابع مورد نیاز است
[ترجمه گوگل]برای حل مشکل عدم تعادل جدی میان جمعیت و منابع تامین کننده منابع در فقر منابع محدود، نیاز به تعدیل سیاست کاهش فقر است
13. When waves of despair which no language can express sweep over the suppliant, how few cling with unyielding faith to the promises of God.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که امواج نومیدی که هیچ زبانی نمی تواند بر این تمنا بیان کند، چند تن با ایمان سرکش و سرکش به وعده خدا چسبیده اند
[ترجمه گوگل]وقتی امواج ناامیدی وجود دارد که هیچ زبان نمیتواند بیانگر آن باشد، چند بار با اعتقادات غافلگیرانه به وعده خداوند چسبیده است
14. And now, and for the first time, he was a suppliant, tender and timid and doubting.
[ترجمه ترگمان]و اکنون، و برای نخستین بار، او مردی ملتمس و حساس و مردد بود
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، و برای اولین بار، او تقاضا، مناقصه و ترسو و شک و تردید بود