کلمه جو
صفحه اصلی

surmountable


معنی : فائق شدنی، بالا قرار گرفتنی، برطرف کردنی
معانی دیگر : برطرف کردنی، بالا قرار گرفتنی، فائق شدنی

انگلیسی به فارسی

برطرف کردنی، بالا قرار گرفتنی، فائق شدنی


قابل تحمل، بالا قرار گرفتنی، برطرف کردنی، فائق شدنی


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of surmount.
متضاد: insurmountable

• can be overcome, can be defeated

مترادف و متضاد

فائق شدنی (صفت)
superable, surmountable

بالا قرار گرفتنی (صفت)
surmountable

برطرف کردنی (صفت)
surmountable

جملات نمونه

1. Those problems might be surmountable if Mr Blair had the support of France and Germany, the union's dominant powers.
[ترجمه ترگمان]اگر آقای بلر حمایت فرانسه و آلمان، قدرت های حاکم این اتحادیه را داشته باشد، ممکن است مشکلاتی ایجاد شود
[ترجمه گوگل]اگر آقای بلر از طرف فرانسه و آلمان، قدرت های غالب اتحادیه حمایت کند، این مشکلات ممکن است قابل تحمل باشد

2. Those barriers that do exist are mostly surmountable.
[ترجمه ترگمان]آن موانعی که وجود دارند عمدتا surmountable هستند
[ترجمه گوگل]آن موانع موجود وجود دارد که اغلب قابل تحمل هستند

3. But these are surmountable problems and most experts seem to think there is an increased role for roof catchment in insulating the poor against the effects of climate change.
[ترجمه ترگمان]اما این مشکلات surmountable هستند و به نظر می رسد اکثر متخصصان فکر می کنند که نقش فزاینده برای آبریز سقف در حفظ فقرا در مقابله با اثرات تغییر آب و هوا وجود دارد
[ترجمه گوگل]اما این ها مشکلاتی قابل برچیده شدن هستند و به نظر می رسد اکثر متخصصان فکر می کنند که نقش سقف سازی در انعکاس فقر در برابر اثرات تغییرات اقلیمی افزایش یافته است

4. These hurdles are surmountable with a strong job search plan and dedicated execution .
[ترجمه ترگمان]این موانع surmountable با یک طرح جستجو شغلی قوی و اجرای اختصاصی هستند
[ترجمه گوگل]این موانع با یک طرح جستجوی شغلی قوی و اعدام اختصاصی قابل تحمل است

5. This means that the model can predict the surmountable obstacle height of an off-road vehicle and its-key influencing parameters can be obtained.
[ترجمه ترگمان]این به این معنی است که مدل می تواند ارتفاع مانع surmountable یک وسیله نقلیه خارج از جاده و پارامترهای موثر موثر آن را پیش بینی کند
[ترجمه گوگل]این به این معنی است که مدل می تواند مانع ارتفاع قابل جابجایی وسیله نقلیه خارج از محدوده را پیش بینی کند و پارامترهای تاثیر گذار بر کلید آن قابل دستیابی است

6. The main reason for pushing forward the surmountable development of this area in Song Dynasty is the synthetic results of economical development and population migration towards south.
[ترجمه ترگمان]دلیل اصلی برای پیشبرد توسعه surmountable این منطقه در سلسله سانگ، نتایج ترکیبی توسعه اقتصادی و مهاجرت جمعیت به سمت جنوب است
[ترجمه گوگل]دلیل اصلی تحریک قابل پیشگیری از این منطقه در سلسله سواحل، نتایج مصنوعی توسعه اقتصادی و مهاجرت جمعیت به سمت جنوب است

7. These problems are surmountable, because the program has a built-in triad of wizards, which effectively solve all these problems.
[ترجمه ترگمان]این مشکلات surmountable هستند، چون برنامه یک گروه سه گانه از جادوگران دارد که به طور موثر همه این مشکلات را حل می کنند
[ترجمه گوگل]این مشکلات قابل تحمل است، زیرا برنامه دارای سه گانه داخلی جادوگران است که به طور موثر تمام این مشکلات را حل می کند

8. She guessed Bertha's present difficulty, and It'seemed easily surmountable.
[ترجمه ترگمان]او مشکل فعلی بر تا را حدس زد و به نظر می رسید که خیلی راحت به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]او حدس زده است که مشکل برته Bertha، و It'seemed به راحتی قابل تحمل است

9. The characteristic of the life include non-specialization, uniqueness, comprehensiveness and surmountable possibility.
[ترجمه ترگمان]ویژگی زندگی شامل non، منحصر به فردی، جامعیت و possibility احتمالی است
[ترجمه گوگل]ویژگی زندگی شامل عدم تخصص، منحصر به فرد بودن، جامع بودن و امکان پذیر بودن است

10. These problems loom large right now but are probably surmountable with ingenuity.
[ترجمه ترگمان]این مشکلات در حال حاضر بزرگ به نظر می رسند اما احتمالا با نبوغ عمل می کنند
[ترجمه گوگل]این مشکلات در حال حاضر بزرگ است اما احتمالا قابل برانگیختگی با ابتکار است

11. Due to various reasons, I can not accept his affection, the two have always maintained at a friend's relationship, there is no surmountable, but he was always concerned about all I got.
[ترجمه ترگمان]به دلایل مختلف، من نمی توانم محبت او را قبول کنم، این دو همیشه در رابطه دوستی حفظ شده اند، اما او همیشه نگران چیزی است که من دارم
[ترجمه گوگل]با توجه به دلایل مختلف، من نمی توانم محبت او را قبول کنم، دو نفر همیشه در رابطه دوستانه نگه داشته اند، هیچ برتری قابل قبول وجود ندارد، اما او همیشه در مورد همه چیز من نگران بود

12. Still, if the ticket price is right and there's money to be made, these problems may be surmountable.
[ترجمه ترگمان]با این حال، اگر قیمت بلیط درست باشد و پول لازم باشد، این مشکلات ممکن است surmountable باشند
[ترجمه گوگل]با این حال، اگر قیمت بلیط درست باشد و پولی که باید تهیه شود، این مشکلات ممکن است قابل تحمل باشد

13. The good news is that the technology for capture and storage already exists and that the obstacles hindering implementation seem to be surmountable .
[ترجمه ترگمان]خبر خوب این است که فن آوری برای ثبت و نگهداری از قبل وجود دارد و موانعی که مانع اجرای آن می شوند به نظر surmountable می رسد
[ترجمه گوگل]خبر خوب این است که تکنولوژی برای ضبط و ذخیره سازی در حال حاضر وجود دارد و موانعی که مانع اجرای آن می شوند، قابل برچیده شدن است

14. But Confucius is the sun and the moon so that he is not surmountable at all.
[ترجمه ترگمان]اما کنفسیوس خورشید و ماه است به طوری که اصلا به او زل نمی زند
[ترجمه گوگل]اما کنفوسیوس خورشید و ماه است به طوری که او در همه قابل برطرف نیست


کلمات دیگر: