1. Male speaker It's an artifact and a working sundial.
[ترجمه ترگمان]گوینده مرد یک اثر ساخت و یک ساعت آفتابی است
[ترجمه گوگل]سخنران مرد این یک آثار و ساعت تابستانی است
2. Sundial stolen A 30-INCH sundial, valued at £500, was stolen from a garden in Upper Froyle on Friday night.
[ترجمه ترگمان]sundial یک ساعت آفتابی ۳۰ ساله را دزدیده، به ارزش ۵۰۰ پوند، در شب جمعه از باغی در Froyle علیا ربوده شد
[ترجمه گوگل]Sundials stolen یک ساعت سحر و جادو 30 اینچ، ارزش 500 پوند، در روز جمعه از یک باغ در Upper Froyle سرقت شده است
3. When the 28-bedroom Sundial opened it was the first new hotel in the town for 240 years.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که the ۲۸ اتاق خواب باز شد، اولین هتل جدید در این شهر به مدت ۲۴۰ سال بود
[ترجمه گوگل]زمانی که سالنهای سینمایی 28 اتاق خواب افتتاح شد اولین هتل جدید در این شهر برای 240 سال بود
4. Trembling with shock, she leaned against a sundial and re-ran the disastrous interview in her mind from start to finish.
[ترجمه ترگمان]در حالی که از تعجب می لرزید، به یک ساعت آفتابی تکیه داد و مصاحبه شوم را در ذهنش به پایان رساند
[ترجمه گوگل]از تکان خوردن با شوک، او در برابر یک ساعت تابستانی خم شد و مصاحبه فاجعه آمیز را از ذهن خود شروع کرد
5. Sergio parked by the sundial, and walked to the front door where a painted wooden Negro stood in attendance.
[ترجمه ترگمان]سرژیو کنار ساعت آفتابی پارک کرد و به طرف در جلویی که یک سیاه پوستی نقاشی شده بود رفت
[ترجمه گوگل]سرجیو توسط ساعت تابستانی پارک شده بود و به درب ورودی رفت که در آن یک سیاه پوست چوبی رنگی در حضور داشت
6. Features include two old chimney pots and a sundial.
[ترجمه ترگمان]ویژگی ها شامل دو لوله بخاری کهنه و یک ساعت آفتابی هستند
[ترجمه گوگل]امکانات شامل دو گلدان دودکش قدیمی و یک ساعت تابستانی است
7. You've made the sundial, and now it's time to put it to work.
[ترجمه ترگمان]ساعت آفتابی را درست کرده ای، و حالا وقتش است که آن را سر کار بگذاری
[ترجمه گوگل]شما ساعت تابستانی را ساخته اید، و اکنون وقت آن است که آن را به کار ببرید
8. In today's experiment you will make your own sundial and use it to tell the time.
[ترجمه ترگمان]در آزمایش امروز، شما ساعت آفتابی خود را خواهید ساخت و از آن برای تعریف زمان استفاده خواهید کرد
[ترجمه گوگل]در آزمایش امروز شما ساعت تابستانی خود را ایجاد خواهید کرد و از زمان استفاده از آن استفاده کنید
9. A device, such as a clock or sundial, used in telling time.
[ترجمه ترگمان]یک دستگاه، مانند ساعت یا ساعت آفتابی، در گفتن زمان مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]یک دستگاه مانند یک ساعت یا ساعت تابستانی، در زمان گفتن استفاده می شود
10. What is the good of a sundial in the shade?
[ترجمه ترگمان]ساعت آفتابی در سایه چیست؟
[ترجمه گوگل]خوب یک سدیم در سایه چیست؟
11. Time-themed sculptures and decorative articles such as Sundial Needle, Century Bell and Sandglass are fitted in different sections.
[ترجمه ترگمان]مجسمه های با موضوع زمان و مقالات تزئینی مانند sundial Needle، بل و بل در بخش های مختلف نصب شده اند
[ترجمه گوگل]مجسمه های با مضمون و مقالات تزئینی مثل سوزن سوزن سوز، قرن بول و ساندگلاس در بخش های مختلف نصب شده اند
12. A sundial measures the movement of the sun across the sky each day.
[ترجمه ترگمان]ساعت آفتابی، هر روز حرکت خورشید را در آسمان اندازه گیری می کند
[ترجمه گوگل]یک ساعت سحر سنجی حرکت روزانه خورشید را در آسمان می سنجد
13. The invention and use sundial, clepsydra and other time - measuring machines is evidence of Chinese wisdom.
[ترجمه ترگمان]اختراع و استفاده از ساعت آفتابی، clepsydra و دیگر دستگاه های اندازه گیری زمان شاهدی بر عقل چینی ها است
[ترجمه گوگل]اختراع و استفاده از تابش خورشید، clepsydra و دیگر دستگاه های اندازه گیری زمان، شواهدی از حکمت چینی است
14. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
15. Moonlight was frosting the dew, and an old sundial threw a long shadow.
[ترجمه ترگمان]مهتاب روی شبنم نشسته بود و یک ساعت آفتابی دراز در سایه انداخته بود
[ترجمه گوگل]مهتاب نور شبنم را خیس کرد و یک سدۀ قدیمی قدیمی یک سایه طولانی برداشت