1. one afternoon toward sundown
یک روز بعدازظهر در حوالی غروب آفتاب
2. The fighting broke out about two hours after sundown.
[ترجمه ترگمان]جنگ حدود دو ساعت پس از غروب آفتاب از هم جدا شد
[ترجمه گوگل]مبارزه حدود دو ساعت پس از خورشید آغاز شد
3. It is getting along towards sundown.
[ترجمه ترگمان]داره غروب می شه
[ترجمه گوگل]این به سمت ساحل می آید
4. After sundown, a bit of target practice on the estate, using his collection of sophisticated weapons.
[ترجمه ترگمان]بعد از غروب آفتاب، کمی عمل هدف در ملک، با استفاده از مجموعه سلاح های پیچیده او
[ترجمه گوگل]پس از سونامی، کمی تمرین هدف در املاک، با استفاده از مجموعه خود را از سلاح های پیشرفته
5. The air settled for sundown, the house again putrid and airless.
[ترجمه ترگمان]هوا برای غروب آفتاب غروب کرد، خانه دوباره فاسد و سرد شد
[ترجمه گوگل]هوا برای تعطیلات تعطیل شد، خانه دوباره پرت و بی هوا
6. Union Sundown appear to share their guitars and their squeaky vocal style but their songs are longer and have a grittier tone.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که اتحادیه اروپا گیتار و سبک vocal خود را به اشتراک بگذارد، اما آهنگ آن ها بلندتر و لحن grittier دارند
[ترجمه گوگل]Union Sundown به نظر می رسد گیتار خود را و سبک آواز خوشمزه خود را به اشتراک بگذارند، اما آهنگ های آنها طولانی تر است و لحن grittier
7. Expect to hear good news before sundown.
[ترجمه ترگمان]منتظر شنیدن خبره ای خوب قبل از غروب آفتاب باش
[ترجمه گوگل]منتظر شنیدن خبر خوب قبل از عصر یخبندان باشید
8. It was long past sundown when I finally continued on back to the cabin, trotting up the path in the moonlight.
[ترجمه ترگمان]خیلی وقت پیش از غروب آفتاب بود که بالاخره به کلبه برگشتم و در نور مهتاب به دنبالش راه افتادم
[ترجمه گوگل]این زمانی بود که من در نهایت به سمت کابین ادامه دادم و مسیر را در مهتاب ادامه دادم
9. Every sundown, he told us, thousands of Java pond herons converge here for the night.
[ترجمه ترگمان]او به ما گفت: هر غروب، هزاران مرغ دریایی جاوه برای شب جمع می شوند
[ترجمه گوگل]هر ساعتی او، به ما گفت، هزاران قلاب قورباغه جاوه برای شب به اینجا می آیند
10. After sundown the Confederates made an attack on the right creating considerable confusion.
[ترجمه ترگمان]پس از غروب آفتاب، ارتش کنفدراسیون به سمت راست حمله کرد و سردرگمی عجیبی ایجاد کرد
[ترجمه گوگل]پس از تعطیلات کنفدراسیون ها یک حمله را به سمت راست انجام دادند که ایجاد اختلال قابل ملاحظه ای داشت
11. Saturday at sundown it was sold back again to the Reichmanns.
[ترجمه ترگمان]شنبه بعد از غروب آفتاب، دوباره به the فروخته شد
[ترجمه گوگل]شنبه در خورشید، دوباره به Reichmanns فروخته شد
12. He had to be in shul before sundown.
[ترجمه ترگمان]باید قبل از غروب آفتاب در shul باشد
[ترجمه گوگل]او باید قبل از سوناتا در شول باشد
13. From high noon to sundown we blazed and buzzed like hot island bees on sweet cherry trees.
[ترجمه ترگمان]از ظهر بالا تا غروب آفتاب سوزان و وزوز کنان مثل زنبوره ای داغ روی درخت های هلو وزوز می کرد
[ترجمه گوگل]از ظهر تا غروب خورشید بلند شدیم و مانند زنبوران جزیره داغ درختان گیلاس شیرین کردیم
14. He is pretty sure to drop in towards sundown and he will bring them himself.
[ترجمه ترگمان]مطمئن است که تا غروب آفتاب به آنجا خواهد آمد و خودش آن ها را خواهد آورد
[ترجمه گوگل]او کاملا مطمئن است که به سمت ساحل برود و او خود را به ارمغان می آورد