کلمه جو
صفحه اصلی

sundown


معنی : غروب، غروب افتاب
معانی دیگر : غروب آفتاب، خورنشست، ایوار

انگلیسی به فارسی

غروب


سونا، غروب، غروب افتاب


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: the time when the sun sinks below the horizon; sunset.

• sunset
sundown is the same as sunset; used in american english.

مترادف و متضاد

غروب (اسم)
evening, vesper, sunset, night, gloaming, even fall, sundown

غروب افتاب (اسم)
sunset, sundown

جملات نمونه

1. one afternoon toward sundown
یک روز بعدازظهر در حوالی غروب آفتاب

2. The fighting broke out about two hours after sundown.
[ترجمه ترگمان]جنگ حدود دو ساعت پس از غروب آفتاب از هم جدا شد
[ترجمه گوگل]مبارزه حدود دو ساعت پس از خورشید آغاز شد

3. It is getting along towards sundown.
[ترجمه ترگمان]داره غروب می شه
[ترجمه گوگل]این به سمت ساحل می آید

4. After sundown, a bit of target practice on the estate, using his collection of sophisticated weapons.
[ترجمه ترگمان]بعد از غروب آفتاب، کمی عمل هدف در ملک، با استفاده از مجموعه سلاح های پیچیده او
[ترجمه گوگل]پس از سونامی، کمی تمرین هدف در املاک، با استفاده از مجموعه خود را از سلاح های پیشرفته

5. The air settled for sundown, the house again putrid and airless.
[ترجمه ترگمان]هوا برای غروب آفتاب غروب کرد، خانه دوباره فاسد و سرد شد
[ترجمه گوگل]هوا برای تعطیلات تعطیل شد، خانه دوباره پرت و بی هوا

6. Union Sundown appear to share their guitars and their squeaky vocal style but their songs are longer and have a grittier tone.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که اتحادیه اروپا گیتار و سبک vocal خود را به اشتراک بگذارد، اما آهنگ آن ها بلندتر و لحن grittier دارند
[ترجمه گوگل]Union Sundown به نظر می رسد گیتار خود را و سبک آواز خوشمزه خود را به اشتراک بگذارند، اما آهنگ های آنها طولانی تر است و لحن grittier

7. Expect to hear good news before sundown.
[ترجمه ترگمان]منتظر شنیدن خبره ای خوب قبل از غروب آفتاب باش
[ترجمه گوگل]منتظر شنیدن خبر خوب قبل از عصر یخبندان باشید

8. It was long past sundown when I finally continued on back to the cabin, trotting up the path in the moonlight.
[ترجمه ترگمان]خیلی وقت پیش از غروب آفتاب بود که بالاخره به کلبه برگشتم و در نور مهتاب به دنبالش راه افتادم
[ترجمه گوگل]این زمانی بود که من در نهایت به سمت کابین ادامه دادم و مسیر را در مهتاب ادامه دادم

9. Every sundown, he told us, thousands of Java pond herons converge here for the night.
[ترجمه ترگمان]او به ما گفت: هر غروب، هزاران مرغ دریایی جاوه برای شب جمع می شوند
[ترجمه گوگل]هر ساعتی او، به ما گفت، هزاران قلاب قورباغه جاوه برای شب به اینجا می آیند

10. After sundown the Confederates made an attack on the right creating considerable confusion.
[ترجمه ترگمان]پس از غروب آفتاب، ارتش کنفدراسیون به سمت راست حمله کرد و سردرگمی عجیبی ایجاد کرد
[ترجمه گوگل]پس از تعطیلات کنفدراسیون ها یک حمله را به سمت راست انجام دادند که ایجاد اختلال قابل ملاحظه ای داشت

11. Saturday at sundown it was sold back again to the Reichmanns.
[ترجمه ترگمان]شنبه بعد از غروب آفتاب، دوباره به the فروخته شد
[ترجمه گوگل]شنبه در خورشید، دوباره به Reichmanns فروخته شد

12. He had to be in shul before sundown.
[ترجمه ترگمان]باید قبل از غروب آفتاب در shul باشد
[ترجمه گوگل]او باید قبل از سوناتا در شول باشد

13. From high noon to sundown we blazed and buzzed like hot island bees on sweet cherry trees.
[ترجمه ترگمان]از ظهر بالا تا غروب آفتاب سوزان و وزوز کنان مثل زنبوره ای داغ روی درخت های هلو وزوز می کرد
[ترجمه گوگل]از ظهر تا غروب خورشید بلند شدیم و مانند زنبوران جزیره داغ درختان گیلاس شیرین کردیم

14. He is pretty sure to drop in towards sundown and he will bring them himself.
[ترجمه ترگمان]مطمئن است که تا غروب آفتاب به آنجا خواهد آمد و خودش آن ها را خواهد آورد
[ترجمه گوگل]او کاملا مطمئن است که به سمت ساحل برود و او خود را به ارمغان می آورد

پیشنهاد کاربران

همان معنی است که در sunset گفته اند . مغرب ، غروب افتاب ، افول


کلمات دیگر: