کلمه جو
صفحه اصلی

supersubstantial


معنی : روحی، مربوط به روح و جان یا اراده، مافوق وجود یا جوهر مادی

انگلیسی به فارسی

فوقالعاده، روحی، مافوق وجود یا جوهر مادی، مربوط به روح و جان یا اراده


مترادف و متضاد

روحی (صفت)
intrinsic, moral, inner, mental, spiritual, numinous, spectral, psychic, supersensible, supersubstantial

مربوط به روح و جان یا اراده (صفت)
spiritual, supersubstantial

مافوق وجود یا جوهر مادی (صفت)
supersubstantial


کلمات دیگر: