کلمه جو
صفحه اصلی

surveillant


معنی : ناظر، محافظ، مبصر کلاس، مواظب، بپا
معانی دیگر : مراقب، سرپرست، پایشگر، پیمایشگر

انگلیسی به فارسی

ناظر، مراقب، مواظب، محافظ، بپا، مبصر کلاس


نظارت، محافظ، ناظر، مبصر کلاس، مواظب، بپا


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: carrying out a surveillance; observing carefully.
اسم ( noun )
• : تعریف: one that keeps a close watch.
مشابه: guard

• one who keeps a close watch on another, supervisor

مترادف و متضاد

ناظر (اسم)
proctor, supervisor, superintendent, warden, bailiff, steward, chamberlain, majordomo, bystander, overseer, viewer, spectator, surveillant, butler, onlooker, looker on, controller, intendant, manciple

محافظ (اسم)
guardian, watchman, guard, bodyguard, preserver, surveillant

مبصر کلاس (اسم)
surveillant, surveyor

مواظب (صفت)
careful, alert, trim, advertent, attentive, cautious, watchful, mindful, solicitous, heedful, tidy, attent, surveillant, considerate, dutiful, forethoughtful, overwarm

بپا (صفت)
observing, surveillant

جملات نمونه

1. As the important tache, substation is the main surveillant and manipulative point of the electric network.
[ترجمه ترگمان]از سوی دیگر، به عنوان the مهم، پست فرعی، اصلی ترین نقطه عطف و manipulative شبکه برق می باشد
[ترجمه گوگل]به عنوان مهمترین وظیفه، پست الکترونیک نقطه اصلی کنترل و دستکاری در شبکه برق است

2. The surveillant entered the scope of procuratorial supervision shall include the responsible personnel in other locations where the administrative penalty or compulsory measure is executed.
[ترجمه ترگمان]The وارد حوزه نظارت procuratorial شده و شامل پرسنل مسیول در مکان های دیگر می شود که در آن مجازات اداری یا اقدام اجباری اجرا می شود
[ترجمه گوگل]مجروح شدن در محدوده نظارت پروتستان شامل کارکنان مسئول در نقاط دیگر است که مجازات اداری یا اقدام اجباری اجرا می شود

3. epidemiological team is "continuing to oversee diagnosis, surveillant and treatment protocols(sentence dictionary), as we work with the Haitian government and other partners to stem the outbreak. "
[ترجمه ترگمان]تیم بیماری های واگیردار \" همچنان به نظارت بر تشخیص، surveillant و پروتکل های درمانی (فرهنگ لغت)ادامه می دهد، چرا که ما با دولت هاییتی و شرکای دیگر برای جلوگیری از شیوع بیماری کار می کنیم \"
[ترجمه گوگل]تیم اپیدمیولوژیک 'به منظور نظارت بر پروتکل های تشخیص، پروتکل های خونگیری و درمان (فرهنگ لغت جمله)' ادامه می دهد، همانطور که ما با دولت هائیتی و سایر شرکایمان برای جلوگیری از شیوع آن روبرو هستیم '

4. This paper presents an intelligent detecting and tracking surveillant system based on video analysis, which is suitable for indoor environment.
[ترجمه ترگمان]این مقاله یک سیستم تشخیص و ردیابی هوشمند را براساس آنالیز ویدیویی، که برای محیط داخلی مناسب است، ارایه می دهد
[ترجمه گوگل]این مقاله سیستم تشخیص و ردیابی هوشمند مبتنی بر تحلیل ویدئویی را ارائه می دهد که برای محیط داخلی مناسب است

5. The fourth, we should make the surveillant mechanism more perfect.
[ترجمه ترگمان]چهارم اینکه، ما باید مکانیزم surveillant را کامل تر کنیم
[ترجمه گوگل]چهارم، ما باید مکانیزم تحرک را بهتر کنیم

6. Methods Epidemiological methods was used to analyze the surveillant data of injury death from 199to 2000.
[ترجمه ترگمان]روش های Epidemiological برای تجزیه و تحلیل داده های surveillant مرگ ناشی از ۱۹۹ تا ۲۰۰۰ مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]روش ها از روش های اپیدمیولوژیک برای تجزیه و تحلیل داده های سرقت اطلاعات مرگ و میر ناشی از آسیب 199 تا 2000 استفاده شد

7. In the meantime, still can pass analytic data, surveillant participator health.
[ترجمه ترگمان]در این میان، همچنان می توان از داده های تحلیلی به نام surveillant participator عبور کرد
[ترجمه گوگل]در عین حال، هنوز هم می تواند اطلاعات تحلیلی، سلامت مشارکتکنندگان را تحویل دهد

8. Objective: To establish a management and submit system for density surveillant data of mosquito, fly, cockroach and rodents.
[ترجمه ترگمان]هدف: ایجاد یک مدیریت و ارسال سیستم برای چگالی داده های surveillant پشه، پشه، سوسک و جوندگان
[ترجمه گوگل]هدف: برای ایجاد مدیریت و ارائه سیستم برای اطلاعات تراکم اطلاعات پشه، پرواز، سوسک و جوندگان

9. Article 48 In case any imported medical instruments are the boiler pressure vessels, the safety surveillant inspection thereof shall observe other relevant provisions of the GAQSIQ.
[ترجمه ترگمان]ماده ۴۸ در مورد هر ابزار پزشکی وارداتی، کشتی های فشار دیگ بخار هستند، بازرسی ایمنی و بازرسی از آن باید سایر مقررات مربوطه را رعایت کند
[ترجمه گوگل]ماده 48 در صورتی که هر وسیله پزشکی وارد شده، مخازن تحت فشار دیگ بخار باشد، بازرسی ایمنی آن باید سایر مقررات مربوط به GAQSIQ را رعایت کند

10. In this design, collection from GPS receiver carry out through the wireless trunking communication systems, reports these data to the remote surveillant.
[ترجمه ترگمان]در این طراحی، جمع آوری از گیرنده GPS از طریق سیستم های ارتباطی trunking wireless انجام می شود و این داده ها را به the دوردست گزارش می دهد
[ترجمه گوگل]در این طرح، مجموعه ای از گیرنده GPS از طریق سیستم های ارتباطی بیسیم بیرون می رود، این داده ها را به نظارت از راه دور گزارش می دهد

11. Objective The main aim of this study is to look for early surveillant biomarkers of lung cancer among workers exposed to coke oven emissions (COE).
[ترجمه ترگمان]هدف اصلی این مطالعه، بررسی for surveillant cancer سرطان ریه در بین کارگران در معرض گازهای گلخانه ای می باشد (COE)
[ترجمه گوگل]هدف هدف اصلی این مطالعه، بررسی زیست سنجی های زودرس سرطان ریه در میان کارگران در معرض انتشار کوره کک (COE) است

12. Objective To study the health state of workers exposed tot tetraethyl-lead petrol, and to find a surveillant index for them.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه وضعیت سلامت کارگران در معرض خطر بنزین سرب - سرب و یافتن شاخص surveillant برای آن ها
[ترجمه گوگل]هدف مطالعه وضعیت سلامت کارگران در معرض بنزین تترایتیل سرب قرار گرفت و شاخصی برای آنها پیدا کرد

13. For the sake of strengthening the inner management and incorruptness, we have set the surveillant video system linking to the system software that can meets the demand of proposer.
[ترجمه ترگمان]برای تقویت مدیریت درونی و incorruptness، ما سیستم ویدئویی surveillant که به نرم افزار سیستم متصل می شود را تنظیم کردیم که می تواند تقاضای پیشنهادکننده را برآورده کند
[ترجمه گوگل]به منظور تقویت مدیریت درونی و ناتوانی، ما سیستم ویدئویی surveillant را به سیستم نرم افزاری متصل می کنیم که می تواند با تقاضای درخواست کننده مطابقت داشته باشد

14. The governments at all levels, except chief executive, especially set up parallel patrol officer, one surveillant at every way and one patrol officer at every state.
[ترجمه ترگمان]دولت ها در تمام سطوح، به جز اجرایی ارشد، به ویژه افسران گشت موازی، یکی از ماموران گشت زنی و یک مامور گشت را در هر حالت تشکیل می دهند
[ترجمه گوگل]دولت ها در همه سطوح، به جز مدیر اجرایی، به ویژه ماموریت گشت زنی موقت، یک افسر ارشد در هر جهت و یک افسر گشت در هر ایالت را راه اندازی می کنند

15. RESULTS The measures of infection control on operating room had been worked out, all surveillant indexes were within the normal scope.
[ترجمه ترگمان]نتایج اندازه گیری کنترل عفونت در اتاق عمل، تمام شاخص های surveillant در محدوده نرمال بودند
[ترجمه گوگل]نتایج: اندازه گیری های کنترل عفونت بر روی اتاق عمل، تمام شاخص های فشار خون در محدوده طبیعی قرار داشتند


کلمات دیگر: