1. The elevated highways over the Louisiana swamplands were needle straight, and we started to snap the speed limit, just a little.
[ترجمه ترگمان]بزرگراه های مرتفع بالای the لوئیزیانا مستقیما سوزن داشتند و ما شروع کردیم به شکستن محدوده سرعت، فقط کمی
[ترجمه گوگل]بزرگراه های بلند بر روی swamplands لوئیزیانا سوزن راست بود، و ما شروع به ضربه محکم و ناگهانی سرعت محدود، فقط کمی
2. They came to this swampland and found a team to punish, those hapless New York Jets.
[ترجمه ترگمان]آن ها به این swampland آمدند و یک تیم برای مجازات پیدا کردند
[ترجمه گوگل]آنها به این سفینه آمدند و گروهی را به مجازات کشیدند، کسانی که بیچارگان جت های نیویورک بودند
3. But a good chunk of it is swampland.
[ترجمه ترگمان]اما یک تکه بزرگ از آن swampland است
[ترجمه گوگل]اما یک قطعه خوب آن swampland است
4. The sodden swampland and the sweltering climate, particular in summertide, would endanger the troops if they wore their usual armor.
[ترجمه ترگمان]هوای مرطوب و آب و هوای خفقان آور، مخصوصا اگر زره معمولی خود را به تن داشتند، ارتش را به خطر می انداخت
[ترجمه گوگل]سیلاب ساحلی و آب و هوای پر از آب و هوا، مخصوصا در تابستان، سربازان را به خطر می اندازد اگر آنها زره های معمول خود را بپوشند
5. All buildings are built 3-5 feet from the swampland .
[ترجمه ترگمان]همه ساختمان ها ۳ تا ۵ فوت از the ساخته شده اند
[ترجمه گوگل]تمام ساختمان ها 3-5 فوت از ساحلی ساخته شده اند
6. Life-size dinosaur models tower above the Prehistoric Park where authentic geological formations include mountain uplift, volcano, swampland and inland sea.
[ترجمه ترگمان]مدل های دایناسور بزرگ به اندازه زندگی بالای پارک Prehistoric هستند که در آن سازنده ای زمین شناسی معتبر عبارتند از بربلندی کوه، آتشفشان، swampland و دریای داخلی
[ترجمه گوگل]مدل های دایناسور در اندازه های بزرگ در بالای پارک های دوران قبل از میلاد، جایی که سازه های معتبر زمین شناسی شامل ارتفاعات کوهستانی، آتشفشان، ساحلی و دریای داخلی می باشند
7. He reached the fence first, then wriggled his way under the wire and ran to the edge of the vivid-green swampland.
[ترجمه ترگمان]اول به نرده رسید، بعد راهش را زیر میکروفون باز کرد و به سمت حاشیه جنگل سبز رنگ دوید
[ترجمه گوگل]او ابتدا به حصار رسید، سپس مسیر خود را زیر سیم پیچ زد و به لبه پرتقال سبز زنده پرید
8. They take up residence in some numbers in marsh and swampland.
[ترجمه ترگمان]آن ها در چند نفر در مرداب و swampland سکونت می کنند
[ترجمه گوگل]آنها تعدادی از اراضی را در ولسوالی های دریایی و ساحلی پیدا می کنند
9. The Gap is an untamed wilderness of jungle and swampland with no road infrastructure whatsoever, and it's officially off-limits to foreign travelers.
[ترجمه ترگمان]شکاف، طبیعت بکر و وحشی جنگل است و هیچ زیرساخت جاده ای ندارد و به طور رسمی محدود به مسافران خارجی است
[ترجمه گوگل]Gap یک بیابان بی سرپناه جنگل و ساحلی است که هیچ زیرساخت های جاده ای را ندارد و از لحاظ رسمی از مسافران خارجی خارج است
10. An outcast, the Gungan spent his time in the Naboo swampland, surviving on raw shellfish or just about anything else that the murky ecosystem had to offer.
[ترجمه ترگمان]یک مطرود، the زمان خود را در the swampland گذراند، که بر صدف خام و یا فقط در مورد هر چیز دیگری که اکو سیستم تیره پیشنهاد می کرد، جان سالم به در برد
[ترجمه گوگل]Gungan زمان خود را در swampland Naboo گذراند، در مواجهه با ماهی های خام شور و یا فقط در مورد هر چیز دیگری که اکوسیستم تیره ارائه کرده بود صرف وقت خود را
11. Then the concrete blocks give way to palm trees and paddy fields flooded into swampland.
[ترجمه ترگمان]سپس بلوک های بتونی به درختان نخل و مزارع برنج وارد swampland می شوند
[ترجمه گوگل]سپس بلوک های بتنی به درختان خرما و زمین های سرسبز سیلاب می شوند
12. Feng dancing moncler jackets Ni card mutually attend apt an swampland Shu of laugh, chronic to alert:se, they front of moncler coats sky is too swiftly clean.
[ترجمه ترگمان]Feng dancing moncler Ni هر دو به طور متقابل در برابر یک شو هی قاه قاه خندیدن، به طور مزمن در حالت آماده باش شرکت می کنند: به خودی خود، جلوی moncler coats خیلی سریع تمیز است
[ترجمه گوگل]کت و شلوار مون کلاکر رقص Feng نایک کارت به طور مشترک در نزدیکی swampland شو از خنده، مزمن به هشدار، آنها در مقابل کت و شلوار moncler کافی است آسمان بسیار تمیز است
13. Considered by many naturalists to be one of the most pristine swampland habitats in the United States.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از عالمان طبیعی به عنوان یکی از the زیستگاه های طبیعی در ایالات متحده تلقی می شوند
[ترجمه گوگل]بسیاری از طبیعتشناسان معتقدند که یکی از زیستگاههای سواحل دریایی در ایالات متحده است
14. China has introduced land-conversion rules that require developers and local governments to replace lost agricultural land, by draining swampland for example.
[ترجمه ترگمان]چین قوانین تبدیل زمین را معرفی کرده است که به توسعه دهندگان و دولت های محلی نیاز دارد تا زمین های کشاورزی از دست رفته را با تخلیه swampland به طور مثال، جایگزین کنند
[ترجمه گوگل]چین قوانین تبدیل زمین را که به توسعه دهندگان و دولت های محلی نیاز دارد، برای جایگزینی زمین های خراب شده کشاورزی، به عنوان مثال برای تخلیه سیلاب ها معرفی کرده است