1. sunken cheeks
گونه های گود افتاده
2. sunken spirits
روحیه ی مغموم
3. a sunken patio
ایوان گود
4. a sunken ship
کشتی غرق شده
5. a horse with sunken flanks
اسبی با تهی گاه های فرو رفته
6. zahra was a skinny waif with torn clothes and sunken eyes
زهرا دخترک بی خانمان لاغری بود با لباس های مندرس و چشم های گود افتاده.
7. the harbor still is being dredged for iron scraps and sunken boats
هنوز مشغول تمیز کردن بندر از کشتی های غرق شده و آهن پاره ها هستند.
8. We've putting a sunken bath in our bathroom.
[ترجمه ترگمان]ما یه حموم غرق شده تو حموم داریم
[ترجمه گوگل]ما در حمام ما حمام غرق شده قرار داده ایم
9. His red-rimmed eyes and sunken cheeks betrayed his lack of sleep.
[ترجمه ترگمان]چشمان قرمزش و گونه های گود رفته اش او را به خواب فرو برده بود
[ترجمه گوگل]چشمهای قرمز ریمم و گونه های غرق شده از خواب بیدار شد
10. This sighting occurred during my dive to a sunken wreck off Sardinia.
[ترجمه ترگمان]این اتفاق در حین شیرجه زدن به یک کشتی غرق شده از جزیره ساردین، به ذهنش خطور کرد
[ترجمه گوگل]این دیدار در حین سقوط من رخ داده است به تخریب غرق شده از ساردینیا
11. It was a luxurious bathroom(sentence dictionary), with a sunken bath.
[ترجمه ترگمان]این یک حمام مجلل بود (فرهنگ لغت جمله ای)، با یک حمام غرق شده
[ترجمه گوگل]این یک حمام لوکس (فرهنگ لغت جمله)، با یک حمام غرق شده بود
12. She looked old and thin with sunken cheeks and hollow eyes.
[ترجمه ترگمان]او پیر و لاغر به نظر می رسید و گونه های فرورفته و چشمان گود افتاده داشت
[ترجمه گوگل]او پیر و نازک با گونه های غرق شده و چشمان توخالی بود
13. They're diving for sunken treasure.
[ترجمه ترگمان]اونا دنبال گنج غرق شده هستن
[ترجمه گوگل]آنها غار غرق شده غواصی هستند
14. His cheeks were sunken from hunger.
[ترجمه ترگمان]از گرسنگی گونه هایش گود افتاده بود
[ترجمه گوگل]گونه های او از گرسنگی غرق شدند
15. His eyes were dark and sunken.
[ترجمه ترگمان]چشمانش تیره و گود افتاده بود
[ترجمه گوگل]چشمان او تاریک و غرق شد
16. Steps led down to a sunken garden.
[ترجمه ترگمان]راه رفتن به یک باغ گود افتاده بود
[ترجمه گوگل]مراحل به یک باغ غرق شد