کلمه جو
صفحه اصلی

superabundance


معنی : فراوانی، وفور، وفور نعمت
معانی دیگر : وفور، وفور، وفور نعمت، فراوانی

انگلیسی به فارسی

فوق العاده ای، وفور نعمت، فراوانی، وفور


وفور


انگلیسی به انگلیسی

• state or quality of being superabundant, overabundance; excessive amount

مترادف و متضاد

Synonyms: excess, glut, great quantity, more than enough, overflow, overmuch, oversupply, plenty, plethora, superfluity, surfeit, surplus, too much


فراوانی (اسم)
plenty, aboundness, abundance, affluence, redundancy, profusion, amplitude, exuberance, ampleness, plenitude, great supply, lavishness, redundance, plentifulness, plentitude, superabundance

وفور (اسم)
abundance, affluence, profusion, wealth, bounty, exuberance, luxuriance, plenitude, lavishness, plurality, pluralism, opulence, plentitude, rout, superabundance

وفور نعمت (اسم)
superabundance

overabundance


جملات نمونه

1. Justice should be done but not in superabundance, he added.
[ترجمه ترگمان]وی افزود که عدالت باید انجام شود، اما نه در حد وفور
[ترجمه گوگل]او افزود که عدالت باید انجام شود، اما نه در حد عالی

2. Rebirthing, we were told, offered a superabundance of all good things with no sacrifice whatsoever.
[ترجمه ترگمان]ما به او گفتیم که یک مقدار از همه چیزهای خوب را بدون قربانی کردن به ما پیشنهاد کرده اند
[ترجمه گوگل]Rebirthing، به ما گفته شد، ارائه فوق العاده ای از همه چیزهای خوب بدون هیچ قربانی

3. For Britain, the result was a superabundance of inexpensive labour.
[ترجمه ترگمان]در بریتانیا، نتیجه مقدار زیادی نیروی کار ارزان بود
[ترجمه گوگل]برای بریتانیا نتیجه فوق العاده ای از کار ارزان بود

4. Once, there had been a superabundance of leaves and spores close to the ground.
[ترجمه ترگمان]یک بار مقداری از برگ ها و هاگ رید به زمین نزدیک شده بودند
[ترجمه گوگل]یک بار بیش از حد برگ و اسپور نزدیک زمین بود

5. Superabundance of salinity in the soil imperils the growth of the mass of plants, especially does more harm to croppers which have lower tolerance to salinity.
[ترجمه ترگمان]افزایش شوری خاک منجر به رشد انبوه گیاهان می شود، به ویژه آسیب بیشتر به croppers که تحمل آن را تحمل می کند
[ترجمه گوگل]Superabundance شوری در خاک مضر رشد توده گیاهان است، به خصوص باعث می شود بیشتر به برداشت کنندگان که تحمل کمتر به شوری

6. Unfortunately a superabundance of dreams is paid for by a growing potential for nightmares.
[ترجمه ترگمان]متاسفانه، مقدار زیادی از خواب ها به خاطر پتانسیل رو به رشد برای کابوس، پرداخت می شود
[ترجمه گوگل]متأسفانه فوق العاده ای از رویاها با یک پدیده رو به رشد برای کابوس ها پرداخت می شود

7. But is it not clear that superabundance for some is only possible at the cost of the needs of others?
[ترجمه ترگمان]اما آیا روشن نیست که superabundance برای برخی فقط با هزینه نیازهای دیگران ممکن است؟
[ترجمه گوگل]اما آیا روشن نیست که جمع آوری بیش از حد برای بعضی از آنها تنها در هزینه نیازهای دیگران امکان پذیر است؟

8. Furthermore, two or plural boards as a superabundance can be designed to digital system, as long as it can achieve the necessary function.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، دو یا چهار صفحه جمع به عنوان یک superabundance می تواند برای سیستم دیجیتال طراحی شود، تا زمانی که بتواند به عملکرد لازم دست یابد
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، دو یا چند تخته به عنوان یک سوپرچرخه می تواند به سیستم دیجیتال طراحی شده تا زمانی که بتواند عملکرد لازم را بدست آورد

9. The superabundance of money supply is an important reason in price increase.
[ترجمه ترگمان]مقدار زیادی از منابع پولی دلیل مهمی در افزایش قیمت است
[ترجمه گوگل]فوق العاده ای از عرضه پول دلیل مهمی برای افزایش قیمت است

10. In spite of the superabundance of its martial spirit, it could not escape an early death.
[ترجمه ترگمان]با وجود the روحی جنگی آن، نمی توانست از یک مرگ زودرس جان سالم به در ببرد
[ترجمه گوگل]به رغم جمعبندی روحیه رزمی، از مرگ زودهنگام فرار نمیکند

11. You are a fountain always filled with superabundance!
[ترجمه ترگمان]تو یه چشمه همیشه پر از superabundance
[ترجمه گوگل]شما چشمه همیشه پر از superabundance پر!

12. That superabundance of cheap money didn't come from Americans, since we haven't been saving for years.
[ترجمه ترگمان]این مقدار زیادی از پول ارزان از جانب آمریکایی ها نیامده است، زیرا ما سال ها در حال پس انداز نبودیم
[ترجمه گوگل]این فوق العاده ای از پول ارزان از آمریکایی ها نیست، زیرا ما سالها صرفه جویی نکردیم

13. But absorbing superabundance copper can lead to copper toxicity, inducing arrhythmia, even renal failure, uraemia, and shock.
[ترجمه ترگمان]اما جذب بیش از حد مس می تواند منجر به سمیت مس، ایجاد بی نظمی و حتی نارسایی کلیه، uraemia و شوک شود
[ترجمه گوگل]اما جذب فوق سنگین مس می تواند منجر به مسمومیت مس، ایجاد آریتمی، حتی نارسایی کلیه، اوره و شوک شود

14. The noise of engines never varied and there was a huge superabundance of utterly empty sky to look at.
[ترجمه ترگمان]صدای موتورها هرگز تغییر نکرد و بخشی بزرگ از آسمان کاملا خالی وجود داشت که به آن نگاه کنند
[ترجمه گوگل]سر و صدای موتورها هرگز تغییری نکرد و یک فوق العاده عظیم از آسمان کاملا خالی به نظر می رسید

15. But it is certain that until recently a powerful stimulus was the superabundance of labour.
[ترجمه ترگمان]اما مسلم است که تا همین اواخر یک محرک قدرتمند، مقدار زیادی نیروی کار بود
[ترجمه گوگل]اما مسلم است که تا همین اواخر یک محرک قدرتمند فوق العاده کار بود


کلمات دیگر: