کلمه جو
صفحه اصلی

supposable


معنی : تصور کردنی، انگاشتنی، گمان کردن، فرض کردنی، قابل عرض
معانی دیگر : فر­ کردنی، قابل فر­، مفرو­، خیال کردن

انگلیسی به فارسی

انگاشتنی، فرض کردنی، قابل فرض، تصور کردنی، مفروض،فرض کردن، گمان کردن، خیال کردن


قابل قبول، انگاشتنی، فرض کردنی، قابل عرض، تصور کردنی، گمان کردن


انگلیسی به انگلیسی

• can be assumed, can be hypothesized, can be presumed

مترادف و متضاد

تصور کردنی (صفت)
imaginable, imaginal, conceivable, supposable

انگاشتنی (صفت)
imaginable, imaginal, supposable

گمان کردن (صفت)
supposable

فرض کردنی (صفت)
supposable

قابل عرض (صفت)
supposable


کلمات دیگر: