1. His skin was covered in suppurating sores.
[ترجمه ترگمان]پوستش از زخم های متعفن پوشیده شده بود
[ترجمه گوگل]پوست او در زخمهای خفیف پوشیده شده بود
2. The abnormal can be left, for news of it will inevitably rise like a suppurating boil.
[ترجمه ترگمان]این غیر عادی را می توان رها کرد، چون خبر آن به طور اجتناب ناپذیری از آب فاسد خواهد شد
[ترجمه گوگل]غیر طبیعی می تواند باقی بماند، زیرا اخبار آن ناگزیر به نظر می رسد مانند جوش شیرین
3. Conclusion It is important for the acute obstructed suppurate cholangitis(AOSC) with diabetes to receive positive perioperative observation and nursing.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری این مساله برای the حاد suppurate cholangitis (AOSC)با دیابت مهم است تا مشاهده مثبت perioperative و پرستاری را دریافت کند
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری: برای کولنگیت سوپوراتور حاد (AOSC) مبتلا به دیابت حائز اهمیت زیادی برای مشاهده پریوتراپی مثبت و پرستاری می باشد
4. Left untreated, the abscesses suppurate ; the pus cannot escape from the body, and the malady spreads throughout the organism.
[ترجمه ترگمان]Left درمان نشده، the suppurate؛ چرک نمی تواند از بدن فرار کند و این بیماری در سراسر ارگانیسم گسترده می شود
[ترجمه گوگل]چپ بدون درمان، ابژه ها نمره نمی تواند از بدن فرار کند و بیماری در سراسر ارگانیسم گسترش می یابد
5. To generate pus; suppurate.
[ترجمه ترگمان] که اون چرک رو درست کنه، suppurate
[ترجمه گوگل]برای تولید گلوله؛ نوشیدنی
6. Acute period is main and clinical the symptom is urethral suppurate and urethral ache.
[ترجمه ترگمان]دوره حاد اصلی و بالینی بیماری urethral suppurate و urethral درد است
[ترجمه گوگل]دوره حاد اصلی و بالینی است و علامت آن درد زایمان مجرا و مجرای ادراری است