کلمه جو
صفحه اصلی

suspensive


معنی : تعلیق، در حال تعلیق، در حال توقف، اویزشی، اندروا پذیری
معانی دیگر : آویزگر، آویزشی، تعلیقی، آگیشی، دروایگر، دروایه ای، بلاتکلیف، نامعلوم، تعیین نشده، معلق

انگلیسی به فارسی

اویزشی، اندروا پذیری، درحال تعلیق، درحال توقف،تعلیق، معلق


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: suspensively (adv.)
• : تعریف: serving to cause a temporary halt to something.

• tending to suspend, temporarily delaying; causing suspense, suspenseful

مترادف و متضاد

تعلیق (صفت)
suspensive

در حال تعلیق (صفت)
suspensive

در حال توقف (صفت)
suspensive

اویزشی (صفت)
suspensive

اندروا پذیری (صفت)
suspensive

جملات نمونه

1. The audience melted in the suspensive movie so much as to suddenly rise to his feet and cried:" Where is the murderer?"
[ترجمه ترگمان]حضار در فیلم \"suspensive\" که ناگهان برخاست و فریاد زد: \"قاتل کجاست؟\" \"
[ترجمه گوگل]تماشاگران در فیلم ماندگاری ذوب میشوند تا ناگهان به پاهای خود برسند و گریه میکنند: �قاتل کجاست؟�

2. Suspensive detention system is the importance part of the modern legal system.
[ترجمه ترگمان]نظام مجازات کیفری بخش مهمی از نظام حقوقی مدرن است
[ترجمه گوگل]بازداشتگاه بازداشتی بخش مهمی از نظام حقوقی مدرن است

3. The book contains a lot of classic suspensive short stories.
[ترجمه ترگمان]این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه و کوتاه است
[ترجمه گوگل]این کتاب شامل بسیاری از کوتاه داستان کوتاه کلاسیک است

4. The humanization of suspensive detention includes the conditions, the administration, and the education of suspensive detention, ect .
[ترجمه ترگمان]حکم بازداشت suspensive شامل شرایط، مدیریت و آموزش بازداشت suspensive است
[ترجمه گوگل]انسانی بودن بازداشت های ماندگار شامل شرایط، اداره و آموزش بازداشت های ماندگار و غیره می باشد

5. This is A on the history, new issue suspensive time the longest, because change start, new issue paused one year, during time-out, grail begins to pick up substantially, new bovine city comes.
[ترجمه ترگمان]این یکی از تاریخ است، یک مساله جدید با زمان طولانی ترین، چرا که تغییر شروع می شود، یک سال، در طول زمان، جام شروع به انتخاب شکل قابل توجهی می کند، شهر گاوی جدید می آید
[ترجمه گوگل]این یک تاریخ در تاریخ است، زمان طولانی باقی مانده است، چون شروع تغییر، موضوع جدید یک سال طول کشید، در طول زمان، گرگ شروع به جمع شدن می کند، شهر جدید گاو می آید

6. The developing tendency of suspensive detention is to make it humanized.
[ترجمه ترگمان]گرایش در حال توسعه بازداشت suspensive این است که آن را humanized کند
[ترجمه گوگل]تمایل در حال توسعه بازداشت ماندگار این است که آن را بشریت بسازیم

7. Objective:To investigate the effect of internal urethrotomy with suspensive ion-scalpel in treating urethral stricture.
[ترجمه ترگمان]هدف: بررسی اثر of درونی با suspensive suspensive - scalpel در درمان urethral stricture
[ترجمه گوگل]هدف: مطالعه به منظور بررسی تأثیر ورتروتومی داخلی با استفاده از یون اسپالپال پایدار در درمان سکته مغزی مجرا

8. Conclusions: Compared to fentanyl propofol, remifentanil used for the anesthetic of Suspensive Laryngoscopy Vocal Cords surgery is more stable, quicker recovery and effective.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری: در مقایسه با پروپوفول که در مقایسه با داروهای پروپوفول به کار برده شده، جراحی Vocal suspensive suspensive با ثبات تر، بهبود سریع تر و موثر است
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری: در مقایسه با فونتانیل پروپوفول، رمی فنتانیل برای بیهوشی عمل جراحی آواری لارنگوسکوپی باقی مانده، پایدار تر، بهبودی مؤثرتر و مؤثر است

9. AIM: To compare the effects of total intravenous anesthesia and balanced anesthesia on stress response on suspensive laryngoscope vocal cords surgery.
[ترجمه ترگمان] AIM: برای مقایسه اثرات بی هوشی کل وریدی و بی هوشی متعادل بر واکنش استرسی پس از جراحی تاره ای صوتی suspensive
[ترجمه گوگل]AIM مقایسه تأثیر بیهوشی درون وریدی و بیهوشی متعادل در پاسخ استرس بر عمل جراحی صافی لارنگوسکوپ بستگی دارد

10. In this movie, where the characters are vivid, the plot suspensive, we are mesmerised by the editor and the director.
[ترجمه ترگمان]در این فیلم، جایی که شخصیت های زنده هستند، فیلم \"suspensive\" (plot plot)، که توسط سردبیر و کارگردان هیپنوتیزم شده ایم
[ترجمه گوگل]در این فیلم، جایی که شخصیت ها زنده هستند، طرح پنهانی، ما توسط سردبیر و مدیر هیجان زده شده ایم

11. The author suggests that the retention of the ownership should be a civil juristic act with suspensive conditions and thus proposes the system designs of the ownership retention.
[ترجمه ترگمان]مولف پیشنهاد می کند که حفظ مالکیت باید یک عمل juristic مدنی با شرایط suspensive باشد و در نتیجه طراحی سیستم حفظ مالکیت را پیشنهاد می کند
[ترجمه گوگل]نویسنده معتقد است که حفظ مالکیت باید یک عمل قانونی مدنی با شرایط معلق باشد و بدین ترتیب طرح سیستم حفظ مالکیت را پیشنهاد می دهد

12. Third, leap month, way of balance, includes a kind of suspensive remedy and intervention.
[ترجمه ترگمان]سوم، یک ماه کبیسه، روش تعادل، شامل نوعی درمان و مداخله است
[ترجمه گوگل]سوم، ماه شلوغ، راه تعادل، شامل نوعی درمان و مداخله پایدار است

13. The dynamic characteristics of the gap sensor necessary for suspensive control system in maglev vehicle, are difficult to measure at high frequency by mechanical methods.
[ترجمه ترگمان]مشخصه های دینامیکی سنسور خلا لازم برای سیستم کنترل suspensive در وسیله نقلیه maglev، اندازه گیری در فرکانس بالا با استفاده از روش های مکانیکی دشوار است
[ترجمه گوگل]ویژگی های پویایی سنسور شکاف لازم برای سیستم کنترل تعلیق در خودرو Maglev در اندازه گیری فرکانس بالا با استفاده از روش های مکانیکی دشوار است

14. She said that she wouldn't tell me the truth, that just heightened my curiosity about the suspensive story.
[ترجمه ترگمان]او گفت که او حقیقت را به من نخواهد گفت
[ترجمه گوگل]او گفت که او حقیقت را به من نمی گوید، که فقط کنجکاوی من را در مورد داستان پایدار افزایش داد

15. SP manufacturer personage thinks, affect the biggest application that should be suspensive new business, change.
[ترجمه ترگمان]شخص سازنده فرآیند استراتژی فکر می کند که بر بزرگ ترین کاربرد که باید کسب وکار جدیدی داشته باشد، تاثیر می گذارد
[ترجمه گوگل]شخصیت سازنده SP معتقد است، بر بزرگترین برنامه کاربردی که بایستی کسب و کار جدیدی تعطیل باشد، تغییر کند


کلمات دیگر: