1. Such rudeness is scarcely supportable.
[ترجمه ترگمان]این بی نزاکتی به سختی قابل تحمل است
[ترجمه گوگل]چنین ناخوشایندی به سختی قابل حصول است
2. As I mentioned, most claims are not supportable, and we reject the great majority.
[ترجمه ترگمان]همانطور که گفتم، اغلب مطالبات قابل پشتیبانی نیستند و اکثریت عظیم را رد می کنیم
[ترجمه گوگل]همانطور که اشاره کردم، اکثر ادعاهایی قابل پشتیبانی نیستند و اکثریت بزرگی را رد می کنیم
3. Real estate industry is a basic, precursory, supportable industry. Whether real estate industry develops healthily or not is vital to our country and descendants.
[ترجمه ترگمان]صنعت املاک یک صنعت پایه، precursory و supportable است این که آیا صنعت املاک در کشور ما رشد می کند یا نه برای کشور ما حیاتی است یا نه
[ترجمه گوگل]صنعت املاک و مستغلات یک صنعت پایه، پیشگام، قابل حمایت است آیا صنعت املاک و مستغلات به طور سالم رشد می کند یا خیر، برای کشور و فرزندان ما حیاتی است
4. Maximum number of directly addressable entities supportable by this controller. A value of zero should be used if the number is unknown.
[ترجمه ترگمان]حداکثر تعداد of addressable که از این کنترل کننده پشتیبانی می کنند اگر عدد ناشناخته باشد، مقدار صفر باید استفاده شود
[ترجمه گوگل]حداکثر تعداد نهادهای مستقل قابل پذیرش که توسط این کنترلر پشتیبانی می شوند اگر عدد ناشناخته باشد، باید از صفر استفاده شود
5. In summary:the writer hold supportable attitude to subjective test, the speaker argue that two tests have different effect, therefore, that help each other.
[ترجمه ترگمان]به طور خلاصه: نویسنده این دیدگاه را تحمل پذیر نسبت به آزمون ذهنی دارد، گوینده استدلال می کند که دو آزمایش تاثیر متفاوتی دارند، بنابراین به یکدیگر کمک می کنند
[ترجمه گوگل]به طور خلاصه نویسنده نگرش قابل قبولی را نسبت به آزمون ذهنی برقرار می کند، سخنران استدلال می کند که دو آزمون اثرات متفاوتی دارند، لذا به یکدیگر کمک می کنند
6. Portlet services are a supportable way to separate layers of concern across your application and to encapsulate common logic.
[ترجمه ترگمان]خدمات portlet یک روش قابل اعتمادی برای لایه های جداگانه نگرانی در سراسر برنامه شما و to منطق مشترک هستند
[ترجمه گوگل]خدمات پورتلت یک راه قابل پشتیبانی برای جدا کردن لایه های نگرانی در برنامه شما و محاسبه منطق معمول است
7. This will not only make your asset supportable (imagine a reusable asset without logging or instrumentation or ability to report on key metrics) it will also get you a valuable partner.
[ترجمه ترگمان]این نه تنها باعث می شود که دارایی شما را تحمل کند (تصور کنید یک دارایی قابل استفاده مجدد بدون قطع کردن یا ابزار دقیق و یا توانایی برای گزارش دادن به معیارهای کلیدی)آن هم به شما یک شریک ارزشمند خواهد داد
[ترجمه گوگل]این نه تنها دارایی شما را پشتیبانی می کند (تصور کنید دارایی قابل استفاده مجدد بدون ورود به سیستم و یا ابزار و یا توانایی گزارش در معیارهای کلیدی)، آن را نیز به شما یک شریک ارزشمند است
8. During this difficult time, his friendship made life supportable to me.
[ترجمه ترگمان]در این مدت دشوار دوستی او را تحمل پذیر می کرد
[ترجمه گوگل]در طول این زمان دشوار، دوستی او به من کمک کرد
9. The number of simultaneously supportable users with BD-GMD is limited by the number of transmit and receive antennas.
[ترجمه ترگمان]تعداد کاربران قابل اعتمادی به طور همزمان با BD - GMD به تعداد انتقال و دریافت آنتن محدود می شود
[ترجمه گوگل]تعداد کاربران قابل دریافت همزمان با BD-GMD توسط تعداد فرستنده و دریافت آنتن محدود شده است
10. He makes it clear that both the official guidance and Yeo's public statements are not supportable in law.
[ترجمه ترگمان]او روشن می کند که هم دستورالعمل های رسمی و هم اظهارات عمومی Yeo در قانون قابل پشتیبانی نیستند
[ترجمه گوگل]او روشن می کند که هر دو هدایت رسمی و اظهارات عمومی یئو در قانون قابل حصول نیست
11. It's extraordinary how we go through life with eyes half shut, with dull ears, with dormant thoughts. Perhaps it’s just as well; and it may be that it is this very dullness that makes life to the incalculable majority so supportable and so welcome. Joseph Conrad
[ترجمه ترگمان]خیلی عجیب است که چگونه زندگی را با چشمان نیم بسته، با گوش های تهی، با اندیشه های خفته مرور می کنیم شاید هم همین طور باشد؛ و ممکن است که این همان یکنواختی است که زندگی را به اکثریت incalculable تحمل می کند و به این راحتی قابل استقبال است \"جوزف\" کنراد
[ترجمه گوگل]این فوق العاده است که چگونه ما را از طریق زندگی با چشم نیمی بسته، با گوش های کسل کننده، با افکار خفته شاید هم همینطوره و این ممکن است این باشد که این بسیار تلخ است که باعث می شود زندگی به اکثریت غیروابسته قابل تحمل و بنابراین خوش آمدید جوزف کنراد
12. The number may vary depending upon the variability of the particular test method employed, but should be based on scientifically sound, supportable principles.
[ترجمه ترگمان]این عدد ممکن است بسته به تغییرپذیری روش خاص تست متفاوت باشد، اما باید براساس علمی دقیق و قابل پشتیبانی باشد
[ترجمه گوگل]این عدد ممکن است بسته به تنوع روش خاص تست مشخص شده متفاوت باشد، اما باید براساس اصول علمی و قابل اعتماد باشد
13. Some of those people have legitimate claims, but most are not supportable.
[ترجمه ترگمان]برخی از این افراد ادعاهای قانونی دارند اما اغلب آن ها را تحمل نمی کنند
[ترجمه گوگل]برخی از این افراد ادعاهای قانونی دارند، اما اکثرا قابل پشتیبانی نیستند
14. Finally, this paper introduces methods of group key management for extremely large-scale network, which can enlarge the maximum supportable network size.
[ترجمه ترگمان]در نهایت، این مقاله روش های مدیریت کلید گروه را برای شبکه بسیار بزرگ معرفی می کند که می تواند حداکثر اندازه شبکه را افزایش دهد
[ترجمه گوگل]در نهایت، این مقاله روش های مدیریت کلید گروه برای شبکه های بسیار بزرگ را معرفی می کند که می تواند حداکثر اندازه شبکه قابل پشتیبانی را افزایش دهد
15. Solid-state lasers are powered by electricity, making them highly mobile and supportable on the battlefield.
[ترجمه ترگمان]لیزرها از طریق الکتریسیته تامین می شوند و آن ها را بسیار متحرک و قابل پشتیبانی در میدان نبرد می کنند
[ترجمه گوگل]لیزرهای حالت جامد با برق کار می کنند و آنها را در میدان جنگ بسیار متحرک و قابل پشتیبانی می کند