کلمه جو
صفحه اصلی

surreptitious


معنی : محرمانه، پنهان، نهانی، زیر جلی
معانی دیگر : پنهانی، دزدکی، مخفی، مخفیانه

انگلیسی به فارسی

نهانی، زیرجلی، پنهان، محرمانه


مخفیانه، محرمانه، پنهان، نهانی، زیر جلی


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: surreptitiously (adv.), surreptitiousness (n.)
• : تعریف: made, performed, or achieved by stealth or in secret.
مترادف: covert, secret, secretive, stealthy
متضاد: blatant, overt
مشابه: clandestine, cloaked, concealed, furtive, hidden, hugger-mugger, hush-hush, sly, sneaky, undercover, underhand, underhanded

- His wife made surreptitious inquiries at the hotels that he'd stayed in on his last business trip.
[ترجمه ترگمان] همسرش در هتلی که در آخرین سفر کاری خود اقامت کرده بود پرس و جو می کرد
[ترجمه گوگل] همسرش سوالاتی را در هتل ها انجام داد که در آخرین سفر تجاری اش باقی مانده بود
- The thief made a surreptitious entry into the building.
[ترجمه ترگمان] دزد پنهانی به داخل ساختمان رفت
[ترجمه گوگل] دزد وارد ورودی مخفیانه به ساختمان شد

• secretive, clandestine, covert, stealthy
a surreptitious action is done secretly.

مترادف و متضاد

محرمانه (صفت)
tete-a-tete, secret, surreptitious, private, arcane, confidential, closed, esoteric, backstage, hush-hush

پنهان (صفت)
hidden, abstruse, secret, latent, back-door, surreptitious, cryptic, furtive, hugger-mugger, perdu, perdue

نهانی (صفت)
secret, surreptitious, subterranean, undercover, backstairs, potential, furtive, underhand, occult, gnostic, subterraneous

زیر جلی (صفت)
surreptitious, undercover, furtive, underhand, clandestine, hugger-mugger

sneaky, secret


Synonyms: clandestine, covert, fraudulent, furtive, hidden, hole-and-corner, hush-hush, on the QT, on the sly, private, skulking, slinking, sly, sneaking, stealthy, sub-rosa, unauthorized, undercover, underhand, under-the-table, under wraps, veiled


Antonyms: aboveboard, authorized, honest, open


جملات نمونه

1. a surreptitious look
یک نگاه دزدکی

2. He made a surreptitious entrance to the club through the little door in the brick wall.
[ترجمه ترگمان]از در کوچکی که روی دیوار آجری نشسته بود، یک ورودی مخفی به داخل باشگاه باز کرد
[ترجمه گوگل]او در داخل درب کوچک در دیوار آجری ورودی محکم به باشگاه گذاشت

3. She carried out a surreptitious search of his belongings.
[ترجمه ترگمان]او با یک جست و جو از belongings بیرون آمد
[ترجمه گوگل]او یک جستجوی مخفیانه از وسایل خود را انجام داد

4. Rory tried to sneak a surreptitious glance at Adam's wristwatch.
[ترجمه ترگمان]رو ری سعی کرد نگاهی به ساعت مچی او بیندازد
[ترجمه گوگل]روری سعی کرد یک نگاه مخفیانه به ساعت مچی آدم دزدکی داشته باشد

5. She sneaked a surreptitious glance at her watch.
[ترجمه ترگمان]او دزدکی به ساعتش نگاه کرد
[ترجمه گوگل]او یک نگاه مخفیانه به تماشا کرد

6. Fortunately, his surreptitious action also turned out to be illegal.
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه، اقدام پنهانی وی نیز به غیر قانونی تبدیل شد
[ترجمه گوگل]خوشبختانه اقدام غرورآمیز او نیز غیرقانونی بود

7. Solitary, masochistic, surreptitious vice, that's all he understands.
[ترجمه ترگمان]تنها عیب و masochistic، masochistic و vice تنها چیزی است که می فهمد
[ترجمه گوگل]این همه او را درک می کند

8. The result was that we all kept making surreptitious trips to the staff room to refill our plastic beakers.
[ترجمه ترگمان]نتیجه این بود که همه ما به طور پنهانی به اتاق کارکنان رفتیم تا beakers پلاستیکی را دوباره پر کنیم
[ترجمه گوگل]نتیجه این بود که همه ما سفرهای مبهم به اتاق کارکنان برای پر کردن شیشه های پلاستیکی ما را نگه داشتیم

9. He wiped it away with a quick, surreptitious movement.
[ترجمه ترگمان]با حرکتی سریع و پنهانی آن را پاک کرد
[ترجمه گوگل]او با یک حرکت سریع و مخفیانه آن را پاک کرد

10. Mr. Needham I know of no surreptitious exercise being carried out by my Department in regard to private taxi firms in Belfast.
[ترجمه ترگمان]آقای Needham من هیچ گونه تمرین پنهانی که توسط اداره من در رابطه با شرکت های خصوصی تاکسی در بلفاست در نظر گرفته نشده است را می دانم
[ترجمه گوگل]آقای نیدم من از هیچ فعالیت مخفی که توسط وزارتخانه من در رابطه با شرکت های تاکسی خصوصی در بلفاست انجام می شود نمی دانم

11. This can be a surreptitious method of mounting a takeover bid.
[ترجمه ترگمان]این می تواند یک روش نهانی برای بالا بردن قیمت خرید باشد
[ترجمه گوگل]این می تواند یک روش مخفی برای نصب پیشنهاد خرید باشد

12. We always assumed it was nerves, or a surreptitious attempt to glance at their wristwatch.
[ترجمه ترگمان]ما همیشه فکر می کردیم که این کار اعصاب است یا یک تلاش پنهانی برای نگاه کردن به ساعت مچی آن ها
[ترجمه گوگل]ما همیشه تصور می کردیم که اعصاب و یا یک تلاش مخفی برای نگاه کردن به ساعت مچی آنها است

13. See her surreptitious one smiling face, my how queer.
[ترجمه ترگمان]با یک چهره خندان او را می بینم که چقدر عجیب و غریب است
[ترجمه گوگل]لبخند بزنید لبخند بزنید، چقدر عجیب است

14. When no one was looking he took a surreptitious puff on his cigarette.
[ترجمه ترگمان]وقتی کسی به او نگاه نمی کرد، سیگاری بر سیگارش زد
[ترجمه گوگل]هنگامی که هیچ کس به دنبال او پاشنه مخفی در سیگار خود را گرفت

15. Such surreptitious bypassing of Standlely was distasteful.
[ترجمه ترگمان]این surreptitious جدا از Standlely ناخوش آیند بود
[ترجمه گوگل]چنین دور زدن مخفیانه از Standlely ناراحت کننده بود

a surreptitious look

یک نگاه دزدکی


پیشنهاد کاربران

stealty, taking pains not to be caught or detected
مخفیانه، سری، پنهانی


کلمات دیگر: