کلمه جو
صفحه اصلی

superabundant


معنی : وافر، زیاد، دارای وفور
معانی دیگر : فراوان، انبوه، نهمار، زیاده، بیش از حد، خیلی زیاد

انگلیسی به فارسی

زیاد، فراوان، وافر، خیلی زیاد، دارای وفور


فوق العاده، زیاد، وافر، دارای وفور


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: superabundantly (adv.), superabundance (n.)
• : تعریف: very plentiful; more than enough.

• overly abundant, overly bountiful, excessive, more than is needed or desired
something that is superabundant exists in very large quantities or amounts; a formal word.

مترادف و متضاد

وافر (صفت)
abundant, plentiful, luxuriant, plenteous, liberal, opulent, profuse, plenitudinous, umpteenth, umpteen, superabundant

زیاد (صفت)
wide, great, numerous, liberal, manifold, high, thick, vast, rife, heavy, generous, intense, extortionate, copious, fulsome, populous, immane, immoderate, superabundant, supererogatory

دارای وفور (صفت)
superabundant

جملات نمونه

1. superabundant crops
محصولات فراوان

2. superabundant moisture
رطوبت زیاد

3. Alleged good year is superabundant also be regional only, of structural sex and level sex.
[ترجمه ترگمان]یک سال خوب نیز تنها منطقه ای است که روابط جنسی و روابط جنسی را در بر می گیرد
[ترجمه گوگل]سال خوبی که گفته شد فوق العاده است و تنها به صورت منطقه ای، از جنس جنسی و سطح ساختاری است

4. He from accredit to now, already years superabundant.
[ترجمه ترگمان] اون از \"accredit\" تا حالا، سال ها پیش \"superabundant\" بوده
[ترجمه گوگل]او از لحاظ اعتبار به حال حاضر، در حال حاضر سال superabundant

5. The circumstances differed now, chinese oil furnishs already by superabundant turn into insufficient.
[ترجمه ترگمان]حالا شرایط فرق می کرد، روغن چینی در حال حاضر به by کافی تبدیل شده بود
[ترجمه گوگل]شرایط حال حاضر متفاوت بود، تولیدات نفت چینی در حال حاضر با نهایت تبدیل به ناکافی است

6. The social supply quantity of main produce is achieved basically self - sufficient and superabundant.
[ترجمه ترگمان]مقدار تامین اجتماعی تولید اصلی اساسا به صورت خودکفا و superabundant بدست آمده است
[ترجمه گوگل]مقدار عرضه ی اجتماعی تولید اصلی به طور عمده خودکفا و فوق العاده است

7. As can be deposited in the liver and fat, assimilating superabundant vitamin A may also result in hypervitaminosis A.
[ترجمه ترگمان]همانطور که می توانید در کبد و چربی ته نشین شود، ویتامین A ممکن است منجر به hypervitaminosis A شود
[ترجمه گوگل]همانطور که در کبد و چربی ذخیره می شود، جذب ویتامین A فوق العاده ای نیز ممکن است منجر به هیپرتونیتامین A شود

8. Golden gentleman is mirror red, this phenomenon had appeared superabundant in January, he tries to be operated with other way, inextricability still problem.
[ترجمه ترگمان]مرد طلایی آینه ای است قرمز، این پدیده در ژانویه superabundant ظاهر شد، سعی می کند با روش دیگری عمل کند، اما هنوز هم مشکل است
[ترجمه گوگل]نجیب زاده طلایی آینه قرمز است، این پدیده در ژانویه فوق العاده به نظر می رسد، او سعی می کند با راه دیگری اداره شود، هنوز هم مشکل جدایی ناپذیر است

9. When seeing Chen Xin, her gentle and quiet and superabundant confirm the figure in my heart.
[ترجمه ترگمان]وقتی که \"چن xin\" رو می بینم، آروم و ملایم و \"superabundant\" اون هیکل رو توی قلب من تایید می کنه
[ترجمه گوگل]هنگام دیدن چن شین، آرامش و آرامش و فوق العاده ای او این شکل را در قلب من تایید می کند

10. However, go up to now already a week is superabundant, the constant city that regards core management as the layer and Rong Duo did not reach the designated position walk on duty.
[ترجمه ترگمان]با این حال، تا به حال یک هفته پیش بروید، شهر ثابتی که مدیریت مرکزی را در نظر می گیرد، به عنوان لایه و Rong Duo به موقعیت تعیین شده در حال انجام وظیفه نمی رسند
[ترجمه گوگل]با این حال، در حال حاضر در حال حاضر در حال حاضر یک هفته superabundant، شهر ثابت است که مدیریت هسته ای به عنوان لایه را در نظر می گیرند و Rong Duo به موقعیت تعیین شده پیاده روی وظیفه رسید

superabundant crops

محصولات فراوان


superabundant moisture

رطوبت زیاد



کلمات دیگر: