کلمه جو
صفحه اصلی

striding

جملات نمونه

1. a tall man was striding along the road
مرد بلند بالایی در راستای جاده با گام های کشیده راه می رفت.

پیشنهاد کاربران

گام بردارنده، قدم زننده، در حال پیاده روی


کلمات دیگر: