گیر کرده با
stuck with
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
گیر کردن ، مشکل داشتن ،
گیر کسی افتادن
از شر چیزی خلاص نشدن
مجبوری کسی را تحمل کردن
از شر چیزی خلاص نشدن
مجبوری کسی را تحمل کردن
خیلی خوشحال و ذوق داشتن برای بودن با کسی
سر و کار داشتن
کلمات دیگر: