کلمه جو
صفحه اصلی

stock in trade


(انبار یا فروشگاه و غیره) موجودی، مایه، مال التجاره، موجودی کالای مغازه، لوازم وابزار کار، فوت وفن

انگلیسی به فارسی

موجودی کالای مغازه، مال التجاره، لوازم وابزار کار،فوت وفن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: one or more resources, methods, or customary operations specific to a person or group.

- Patience was the horse-trainer's stock in trade.
[ترجمه ..] صبر لازمه کار مربی تربیت اسب بود
[ترجمه mehrdokht] صبر لازمه, تکه کلامه مربی بود
[ترجمه ترگمان] صبر، ذخیره اسب - مربی در تجارت بود
[ترجمه گوگل] صبر، سهام اسب مربی در تجارت بود

(2) تعریف: goods for sale, or implements and materials necessary to carry on business or work at a trade.

• inventory of goods; goods; characteristic quality
someone's stock-in-trade is a usual part of their behaviour or work.

مترادف و متضاد

materials or resources used to run a business


Synonyms: available means, cash flow, funds, inventory, ready resources, resources, stock, supply


جملات نمونه

1. Denunciation was becoming Mrs Thatcher's stock in trade.
[ترجمه ترگمان]Denunciation در عوض سهام خانم تا چر شده بود
[ترجمه گوگل]کناره گیری به سهام خانم تاچر در تجارت تبدیل شد

2. Flattery is his stock in trade.
[ترجمه ترگمان]Flattery سهام او در تجارت است
[ترجمه گوگل]خوشبختی سهامش در تجارت است

3. The young's stock in trade consisted of a forge, anvil, hammers, etc.
[ترجمه ترگمان]فروش سهام این جوان عبارت بود از یک آهنگری، سندان، چکش و غیره
[ترجمه گوگل]سهام جوان در تجارت شامل جعل، عصای، چکش و غیره بود

4. The young blacksmith's stock in trade consisted of a forge, anvil, hammers, etc.
[ترجمه ترگمان]ابزار آهنگری جوان در تجارت عبارت بود از آهنگری، سندان، چکش و غیره
[ترجمه گوگل]سهام اسلحه جوان در تجارت شامل جعلی، غبطه، چکش و غیره بود

5. Anecdotes are often an after - dinner speaker's stock in trade.
[ترجمه ترگمان]Anecdotes اغلب یک سهام بعد از شام در تجارت هستند
[ترجمه گوگل]داستان ها اغلب پس از سخنرانی سخنرانان شام در تجارت است

6. The agencies stock in trade includes lies, rumours and terror.
[ترجمه ترگمان]سهام این موسسات شامل دروغ، شایعات و وحشت است
[ترجمه گوگل]سهام آژانس در تجارت شامل دروغ، شایعات و ترور است

7. All its stock in trade is glossy paper backs.
[ترجمه ترگمان]همه سهامی که در تجارت دارند کاغذهای براق کاغذ است
[ترجمه گوگل]تمام سهام خود را در تجارت پشت کاغذ براق است

8. Their stock in trade is loyalty.
[ترجمه ترگمان]سهام آن ها در تجارت وفاداری است
[ترجمه گوگل]سهام آنها در تجارت وفاداری است

9. The effect of accounting methods on business income tax was discussed from permanent assets and stock in trade .
[ترجمه ترگمان]تاثیر روش های حسابداری بر مالیات بر درآمد تجاری از دارایی های ثابت و سهام در تجارت مورد بحث قرار گرفت
[ترجمه گوگل]اثر روش حسابداری بر مالیات بر درآمد شرکت از دارایی های دائمی و سهام در تجارت مورد بررسی قرار گرفت

10. He always includes a few folk songs on his programs; they are his stock in trade.
[ترجمه ترگمان]او همیشه شامل چند آواز محلی در برنامه های خود است؛ آن ها سهام او در تجارت هستند
[ترجمه گوگل]او همیشه شامل چند آهنگ محلی در برنامه های خود می شود؛ آنها سهام خود را در تجارت هستند

پیشنهاد کاربران

شگرد

- لوازم و وسایل مورد نیاز برای یک حرفه یا شغل

- اسباب تجارت

برگ برنده

sth that someone very often says or does



کلمات دیگر: