کلمه جو
صفحه اصلی

croak


معنی : صدای کلاغ، صدای غوک یا وزغ، غارغار کردن، چون غوک یا قورباغه صدا کردن
معانی دیگر : (مانند وزغ) غورغور کردن، (مانند کلاغ) قارقار کردن، قات قات کردن، (با صدای عمیق و گرفته حرف زدن) خس خس کردن، خس خس کنان گفتن، (خودمانی) مردن، نفس آخر را کشیدن، (صدای وزغ و کلاغ) قارقار، غورغور، (انسان) خس خس، خرخر، غرغر کردن، غرولند کردن، شکایت کردن، نفوس بد زدن، (حوادث بدی را) پیش بینی کردن، (خودمانی) کشتن، میراندن، صدای غوک یا وزه، صدای کلاه

انگلیسی به فارسی

صدای غوک یا وزغ، صدای کلاغ، غارغار کردن، چون غوکیا قورباغه صدا کردن


کبریت کردن، صدای کلاغ، صدای غوک یا وزغ، غارغار کردن، چون غوک یا قورباغه صدا کردن


انگلیسی به انگلیسی

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: croaks, croaking, croaked
(1) تعریف: to make a low, hoarse sound with the voice, like that of a frog.

(2) تعریف: (slang) to die.
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to say with a croak.

- He croaked his commands from his sickbed.
[ترجمه ترگمان] فرمان را از تخت دراز کرد و با صدای گرفته گفت:
[ترجمه گوگل] او دستوراتش را از بیمار شدنش کور کرد
اسم ( noun )
• : تعریف: a low, hoarse sound like that of a frog.

• harsh rasping sound (i.e. sound made by a frog or raven); deep rasping voice
make a harsh rasping sound (like the call of a frog or raven); die (slang)
when animals or birds croak, they utter harsh, low sounds. verb here but can also be used as a singular noun. e.g. ...the croak of a raven.
when someone croaks something, they say it in a hoarse, rough voice. verb here but can also be used as a singular noun. e.g. his voice was a weak croak.

مترادف و متضاد

make husky, squawking noise


Synonyms: caw, crow, gasp, grunt, quack, squawk, utter huskily, utter throatily, wheeze


صدای کلاغ (اسم)
crake, croak

صدای غوک یا وزغ (اسم)
croak

غارغار کردن (فعل)
croak

چون غوک یا قورباغه صدا کردن (فعل)
croak

جملات نمونه

1. his voice was a weak croak
صدایش تبدیل به خس خس خفیفی شده بود.

2. She could only croak because of her heavy cold.
[ترجمه ترگمان]فقط به خاطر سرماخوردگی شدید او می توانست زوزه بکشد
[ترجمه گوگل]او فقط می تواند به دلیل سرماخوردگی او کور شود

3. Frogs began to croak with the rainfall.
[ترجمه ترگمان]قورباغه ها با باران شروع به زوزه کشیدن کردند
[ترجمه گوگل]قورباغه ها شروع به باریدن کردند

4. The words came out as a dry croak.
[ترجمه ترگمان]کلمات مثل یک قورباغه خشک از دهانش خارج شد
[ترجمه گوگل]کلمات به عنوان یک کوره خشک خاموش شد

5. She married a millionaire just about to croak.
[ترجمه ترگمان]اون با یه میلیونر ازدواج کرد که داره گریه می کنه
[ترجمه گوگل]او با یک میلیونر ازدواج کرد و قصد داشت او را بکشد

6. I had a sore throat and could only croak.
[ترجمه ترگمان]گلو درد داشتم و فقط می توانستم زوزه بکشم
[ترجمه گوگل]من یک گلو درد داشتم و فقط می توانستم بجنگم

7. Tiller moaned and managed to croak, "Help me. ".
[ترجمه ترگمان]Tiller ناله کرد و با صدای گرفته گفت: \" به من کمک کنید \"
[ترجمه گوگل]تیلر زد و گفت: "کمک کن"

8. Frogs make a low noise called a croak.
[ترجمه ترگمان]قورباغه ها سر و صدا می کنند و زوزه می کشند
[ترجمه گوگل]قورباغه ها سر و صدای کم صدا را صدا می کنند

9. He managed to croak a greeting.
[ترجمه ترگمان]موفق شد با او سلام و احوال پرسی کند
[ترجمه گوگل]او موفق به زدن یک تبریک

10. He would croak if he opened his mouth, so he kept it shut.
[ترجمه ترگمان]اگر دهانش را باز کند خس خس می کرد، بنابراین آن را ساکت نگه داشت
[ترجمه گوگل]او اگر دهانش را باز کرد، کور می کرد، بنابراین او آن را نگه داشت

11. His voice was hoarse as a raven's croak.
[ترجمه ترگمان]صدایش گرفته و گرفته بود
[ترجمه گوگل]صدای او به عنوان یک کوره کبوتر خنک بود

12. He was not croaking, and he was not going to croak.
[ترجمه ترگمان]او با صدای غار غار غار غار مانندی نداشت و به هیچ وجه نمی توانست زوزه بکشد
[ترجمه گوگل]او کراکینگ نبود و او قهوه ای نمی خورد

13. But nothing emerged, not even a croak.
[ترجمه ترگمان]اما هیچ چیز بیرون نیامد، حتی یک خر خر هم نبود
[ترجمه گوگل]اما هیچ چیز ظاهر نشد، حتی یک کراک

14. Mr. Higginbotham went on accusingly, " An'he'll croak in the gutter the same way. You know that. "
[ترجمه ترگمان]آقای هیگینبوثام با لحن متهم کننده ای ادامه داد: \" تو هم همین طوری توی جوب می افته شما این را می دانید \"
[ترجمه گوگل]آقای هیگینگ بوتام به اتهام متهم کرد: "An'he'll به همین سادگی در جناح چنگ زده است شما این را می دانید "

Last night the ravens croaked all night.

دیشب کلاغ‌ها دائم قارقار می‌کردند.


A frog was croaking in the distance.

قورباغه‌ای از دور غوغور می‌کرد.


the old man croaked: "bring the breakfast!"

پیرمرد خس‌خس‌کنان گفت: «صبحانه بیار!»


Before he croaked, he opened his left eye.

پیش از آن که جانش بالا بیاید چشم چپش را باز کرد.


His voice was a weak croak.

صدایش تبدیل به خس‌خس خفیفی شده بود.


پیشنهاد کاربران

مردن، دار فانی را وداع گفتن

ریق رحمت را سر کشیدن

قورقوریدن قورباغه.

to make a deep harsh sound
صحبت کردن با صدای گرفته و خش دار، مثلا وقتی که بدنمون درد می کنه یا سرما خوردیم یا هرچیزی که باعث بشه صدامون درنیاد
منابع• https://www.merriam-webster.com/dictionary/croak


کلمات دیگر: