1. She fell, splat, into the water.
[ترجمه ترگمان] اون افتاد، بعدش روی آب افتاد
[ترجمه گوگل]او سقوط کرد، سیب زمینی، به آب
2. The omelette fell splat onto the floor.
[ترجمه ترگمان]املت روی زمین افتاد
[ترجمه گوگل]اژدهاکی به کف زمین افتاد
3. The egg landed on my cheek with a splat.
[ترجمه ترگمان]تخم روی گونه ام روی گونه ام فرود آمد
[ترجمه گوگل]تخم مرغ با یک شکاف به صورتم فرود آمد
4. The tomato hit the wall with a splat.
[ترجمه ترگمان]گوجه فرنگی با a به دیوار برخورد کرد
[ترجمه گوگل]گوجه فرنگی به دیوار با یک سمبلیک ضربه می زند
5. With a splat, great splits opened up in the mass.
[ترجمه ترگمان]با یک splat که در توده بزرگ شکاف ایجاد شده بود
[ترجمه گوگل]با یک نشانه، شکاف بزرگ در جرم باز شد
6. Or more apropos, one bird splat spreads forevermore.
[ترجمه ترگمان] یا یه وقت دیگه، یه پرنده هم تا ابد ادامه داره
[ترجمه گوگل]یا بیشتر، یک علامت پرنده برای همیشه گسترش می یابد
7. A steady splat, splat, splat that was extremely irritating.
[ترجمه ترگمان]یه ضربه محکم، بعدش خیلی اعصاب خورد شده بود
[ترجمه گوگل]نشانه پایدار، سمبلیک، سمباده که بسیار تحریک کننده بود
8. The peaty ground compacts water with an unflattering splat beneath my backside.
[ترجمه ترگمان]زمین پر از آب و رنگ بود که روی باسن من اثر گذاشته بود
[ترجمه گوگل]زمین متخلخل آب را با یک قطعه غیرقابل انفجاری زیر بغل من تشکیل می دهد
9. And lands splat! on his right elbow.
[ترجمه ترگمان]! و بعدش روی زمین روی آرنج راستش
[ترجمه گوگل]و سرزمین های سرزمینی! در آرنج سمت راست خود
10. Leckie, who continually went splat in the mud, always seemed surprised that he did so.
[ترجمه ترگمان]Leckie که پیوسته در گل فرو می رفت، متعجب به نظر می رسید که این کار را کرده است
[ترجمه گوگل]Leckie، که به طور مداوم در معرض گل سرخ قرار گرفت، همیشه شگفت زده شد که او این کار را انجام داد
11. He heard a splat as it hit the floor.
[ترجمه ترگمان]وقتی به زمین برخورد کرد روی زمین ضرب گرفت
[ترجمه گوگل]او در حالی که به زمین افتاد، صدای تیزهوش را شنید
12. They splat into the dust and imprint the windows with the individual signatures.
[ترجمه ترگمان]آن ها به گرد و غبار راه پیدا کردند و با امضاهای فردی بر پنجره ها نقش بستند
[ترجمه گوگل]آنها را به گرد و غبار می چسبانند و پنجره ها را با امضاهای شخصی وارد می کنند
13. Splat! I was stuck fast in a huge spider's web.
[ترجمه ترگمان]Splat من در یک تار عنکبوت بزرگ گیر کرده بودم
[ترجمه گوگل]سیب زمینی من سریع در یک وب عنکبوت بزرگ گرفتار شدم
14. I landed in the water with a splat!
[ترجمه ترگمان]من با یه splat روی آب افتادم
[ترجمه گوگل]من در آب با یک نشانه فرود آمدم