کلمه جو
صفحه اصلی

stoplight


معنی : چراغ ترمز، چراغ علامت توقف وسائط نقلیه
معانی دیگر : (راهنمایی رانندگی) چراغ قرمز، چراه علامت توقف وسائط نقلیه، چراه ترمز، چراهایست در اتومبیل

انگلیسی به فارسی

چراغ علامت توقف وسائط نقلیه، چراغ ترمز


چراغ روشن، چراغ ترمز، چراغ علامت توقف وسائط نقلیه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a traffic light or signal.

(2) تعریف: a light on the back of a vehicle that lights up when the driver presses the brake pedal; brake light.

• brake lights, light on the rear of an automobile that lights up when the driver steps on the brake pedal; traffic light
a stoplight is the same as a traffic light; used in american english.
red light at a cross walk

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] چراغ ایست وسیله نقلیه - چراغ ترمز وسیله نقلیه

مترادف و متضاد

چراغ ترمز (اسم)
stoplight

چراغ علامت توقف وسائط نقلیه (اسم)
stoplight

جملات نمونه

1. Walk unstil you get to the second stoplight.
[ترجمه ترگمان]به راه خود ادامه دهید تا به بخش دوم برسید
[ترجمه گوگل]به سمت پایین بروید تا نور چراغ دوم را ببینید

2. At the first stoplight she leaned over and kissed him.
[ترجمه ترگمان]به چراغ قرمز خم شد و او را بوسید
[ترجمه گوگل]در اولین چراغ نشان دادن او، او را تکیه داده و او را بوسید

3. After the second stoplight the walk is pleasant.
[ترجمه ترگمان]بعد از دومین گردش، پیاده روی لذت بخش است
[ترجمه گوگل]پس از روشنایی دوم، پیاده روی لذت بخش است

4. Keep going straight and turn at the first stoplight.
[ترجمه ترگمان]به سمت راست حرکت کنید و به خط اول برگردید
[ترجمه گوگل]به سمت راست بروید و نور اول را روشن کنید

5. Walk until you get to the first stoplight.
[ترجمه M] به راه رفتن ادامه دهید تا به اولین چراغ قرمز برسید
[ترجمه ترگمان]به راه خود ادامه دهید تا به اولین stoplight برسید
[ترجمه گوگل]راه رفتن تا زمانی که شما به اولین چراغ جلو بروید

6. A year ago, I was waiting at a stoplight on a Taipei street corner one day when suddenly I saw a little boy blunder out into the road, oblivious to the red light.
[ترجمه ترگمان]یک سال پیش، من یک روز در خیابان Taipei در خیابان Taipei منتظر بودم که ناگهان یک پسر کوچولو را دیدم که در جاده اشتباه می کرد و به چراغ قرمز بی توجه بود
[ترجمه گوگل]یک سال پیش، یک روز در یک چراغ خیابان در یک خیابان خیابان تایپه منتظر بودم که ناگهان یک پسر کوچولو را دیدم که به جاده بی توجه بود، به رنگ قرمز بی توجه بود

7. He gunned his motor at the stoplight.
[ترجمه ترگمان]او موتور خود را در the به ضرب گلوله از پای درآورد
[ترجمه گوگل]او موتور خود را در چراغ قوه خفه کرد

8. Walk until you get to the second stoplight.
[ترجمه ترگمان]تا رسیدن به مرحله دوم پیاده راه بروید
[ترجمه گوگل]پیاده بروید تا به چراغ دوم بروید

9. The power of the stoplight to control traffic seems to be waning everywhere.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد قدرت کنترل ترافیک در همه جا رو به کاهش است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد قدرت چراغ نشانگر برای کنترل ترافیک در همه جا کاهش می یابد

10. Bikes in large groups go from stoplight, cars along, and people stroll in the summer air.
[ترجمه ترگمان]Bikes در گروه های بزرگ از stoplight، ماشین ها و مردم عبور می کنند و مردم در هوای تابستانی قدم می زنند
[ترجمه گوگل]دوچرخه سواری در گروه های بزرگ از چراغ جلو، اتومبیل ها و افراد در هوا در تابستان می گذرند

11. Just turn left at the next stoplight.
[ترجمه ترگمان] فقط به چراغ قرمز بعدی بپیچ
[ترجمه گوگل]فقط در چراغ جلو بعدی چپ کنید

12. A stoplight party is a party at which guests wear different colors indicating their relationship - seeking status.
[ترجمه ترگمان]مهمانی stoplight حزبی است که در آن میهمانان رنگ های مختلفی می پوشند که نشان دهنده وضعیت جستجوی رابطه شان هستند
[ترجمه گوگل]مهمانی نورپردازی مهمانی است که مهمانان آن رنگ های مختلفی را نشان می دهند که نشان دهنده رابطه آنها - وضعیت شغلی است

13. I was sitting in my car at a stoplight intersection listening to the radio.
[ترجمه ترگمان]من توی ماشینم نشسته بودم و به رادیو گوش می دادم
[ترجمه گوگل]من در ماشین من نشسته بودم و در گوشه ای از رادیو نشسته بودم

14. Don't jump a stoplight.
[ترجمه ترگمان] به چراغ قرمز نپر
[ترجمه گوگل]یک چراغ جلو را پر نکنید

پیشنهاد کاربران

چراغ قرمز

چراغ راهنما

چراغ راهنمایی


کلمات دیگر: