1. a sulky day
یک روز دلگیر
2. He put on a sulky expression.
[ترجمه ترگمان]او قیافه ای عبوس به خود گرفت
[ترجمه گوگل]او یک بیان خشن قرار داد
3. Sarah had looked sulky all morning.
[ترجمه ترگمان]تمام روز صبح، سارا اخمو به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]سارا صبح نگاه کرد
4. I was quite sulky, so I didn't take part in much.
[ترجمه ترگمان]من خیلی اخم کرده بودم، برای همین جزیی از این چیزها نبودم
[ترجمه گوگل]من کاملا خشن بودم، بنابراین من در بسیاری از شرکت کنندگان حضور نداشتم
5. She brought along a couple of sulky looking kids.
[ترجمه ترگمان]چند بچه اخمو را با خودش آورد
[ترجمه گوگل]او با همراهی یک زن و شوهر از بچه ها به دنبال بچه ها آورده است
6. He lapsed into a sulky silence.
[ترجمه ترگمان]او سکوت کرد و سکوت برقرار شد
[ترجمه گوگل]او به یک سکوت خشن تبدیل شد
7. She brought along a couple of sulky looking kids who didn't say a word all evening.
[ترجمه ترگمان]چند تا بچه اخمو و اخمو را با خودش آورد که تمام شب حرفی نزد
[ترجمه گوگل]او با همراهی یک زن و شوهر از بچه های دنباله دار به ارمغان آورد که یک کلمه تمام شب را نمی گویند
8. With sulky faces, the students turned to go.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزان با چهره ای عبوس برگشتند و رفتند
[ترجمه گوگل]دانش آموزان با چهره های خشن، برای رفتن به
9. On the drive home, Maria was sulky and said very little.
[ترجمه ترگمان]وقتی به خانه رسید، ماریا اخم کرده بود و خیلی کم حرف می زد
[ترجمه گوگل]ماریا در خانه راننده خشن بود و گفت: خیلی کم است
10. William was a sulky little boy who seemed to care for nothing except his video games.
[ترجمه ترگمان]ویلیام پسری اخمو بود که به جز بازی های ویدیویی خودش به هیچ چیز اهمیت نمی داد
[ترجمه گوگل]ویلیام پسر کوچولوی کوچکی بود که به نظر می رسید به جز بازی های ویدئویی خود به هیچ چیز توجه نکرده بود
11. The girls looked a little less sulky and stared at the two townees.
[ترجمه ترگمان]دخترها کمی اخمو به نظر می رسیدند و به the نگاه می کردند
[ترجمه گوگل]دخترها کمی کوچکتر نگاه کردند و به دو تاون نگاه کردند
12. He went to town by a sulky.
[ترجمه ترگمان]با اوقات تلخی به شهر رفت
[ترجمه گوگل]او به دلخواه به شهر رفت
13. She is stubborn, sulky and contrary where her music is concerned.
[ترجمه ترگمان]او یک دنده، عبوس و مخالف آن است که به موسیقی او مربوط می شود
[ترجمه گوگل]او خشونت آمیز و خشن است و جایی که موسیقی او مربوط است
14. Young girls sometimes become sulky because they are jealous.
[ترجمه ترگمان]دخترهای جوان گاهی عبوس می شوند زیرا حسود هستند
[ترجمه گوگل]دختران جوان بعضی اوقات خسته می شوند، زیرا آنها حسود هستند
15. Old Mr. Bouncer, very sulky, was huddled up in a corner, barricaded with chair.
[ترجمه ترگمان]آقای Bouncer پیر، عبوس و عبوس، در گوشه ای کزکرده بود و صندلی را مسدود کرده بود
[ترجمه گوگل]آقای آقای Bouncer قدیمی، بسیار سیکلی، در گوشه ای که با صندلی مهار شده بود روبرو شد