1. i never expected such crudity from her
هرگز انتظار چنین بی ادبی را از او نداشتم.
2. The crudity of her language shocked him.
[ترجمه ترگمان]crudity زبان او را تکان داد
[ترجمه گوگل]ناراحتی از زبان او او را شوکه کرد
3. Despite the crudity of their methods and equipment, the experiment was a considerable success.
[ترجمه ترگمان]با وجود the روش ها و تجهیزات آن ها، این آزمایش موفقیت آمیز بود
[ترجمه گوگل]علیرغم کمبود روش ها و تجهیزات خود، آزمایش موفقیت قابل توجهی بود
4. I'd never met such crudity before.
[ترجمه ترگمان]تا به حال چنین خامی ندیده بودم
[ترجمه گوگل]من قبلا چنین دانه ای را ندیده بودم
5. Fractured zone has a crudity surface with a pitch.
[ترجمه ترگمان]منطقه Fractured دارای سطح crudity با زمین است
[ترجمه گوگل]ناحیه لکه دار دارای یک سطح خاک با یک زمین است
6. He had not expected such crudity from so sophisticated a minister.
[ترجمه ترگمان]انتظار چنین crudity را نداشت
[ترجمه گوگل]او چنین تقلا را از یک وزیر بسیار پیچیده انتظار نداشت
7. The paper was called: Crudity, Prudery, And Treachery: Translating Sex in the Song of Songs.
[ترجمه ترگمان]این روزنامه نوشته شده: crudity، Prudery، و خیانت: ترجمه سکس در آهنگ آهنگ ها
[ترجمه گوگل]مقاله نامیده می شود: Crudity، Prudery، و خیانت: ترجمه جنسیت در آهنگ آهنگ
8. Many of the more intellectually sophisticated black students were embarrassed and even insulted by the crudity of Jeffries' appeal.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از دانش آموزانی که از لحاظ فکری باهوش تر بودند، دست پاچه و حتی مورد اهانت the of قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]بسیاری از دانشجویان سیاه پوستی که از لحاظ ذهنی پیشرفته تر بودند، خجالت جویندگی جفری را خجالت زده و حتی توهین می کردند
9. She has revealed the truth of the common marriage: helplessness and endurance, crudity and warmth.
[ترجمه ترگمان]او حقیقت ازدواج مشترک را آشکار کرده است: درماندگی و تحمل، crudity و صمیمیت
[ترجمه گوگل]او حقیقت ازدواج مشترک را نشان داده است: بی شرمی و استقامت، خرد و گرما