• discovered, found, unearthed, brought out from obscurity
dug up
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
کشف کردن
واژگون کردن 'برگرداندن
کنده کاری
حفاری کردن
Remove
کشیدن
کشیدن
بیرون اوردن
his bones were dug up again
استخوان هایش دوباره بیرون اورده شد
his bones were dug up again
استخوان هایش دوباره بیرون اورده شد
بیرون کشیدن. برداشت کردن محصولاتی که زیر خاک هستند مثل عوبج و سیب زمینی
کلمات دیگر: