کلمه جو
صفحه اصلی

stretch a point


ارفاق کردن، مستثنی کردن، (مقررات و غیره) شل گرفتن

انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to exaggerate.

• act leniently

جملات نمونه

1. I was hoping they would stretch a point and let me stay on for a while.
[ترجمه ترگمان]من امیدوار بودم که آن ها یک نقطه را نشان دهند و بگذارند من مدتی در اینجا بمانم
[ترجمه گوگل]من امیدوار بودم که یک نقطه را بچرخانم و اجازه بدهم تا مدتی باقی بمانم

2. They claim to be the biggest company in the world, which is stretching a point, but it's true if you include their subsidiaries.
[ترجمه ترگمان]آن ها ادعا می کنند که بزرگ ترین شرکت در جهان هستند، که یک نقطه را نشان می دهد، اما درست است که شرکت های تابعه آن ها را در نظر داشته باشید
[ترجمه گوگل]آنها ادعا می کنند بزرگترین شرکت در جهان است، که یک نقطه در حال کشیدن است، اما اگر شما شرکت های تابعه خود را اضافه کنید، درست است

3. We'll stretch a point and let the baby travel free this time.
[ترجمه ترگمان]ما یک نکته را ادامه می دهیم و به کودک اجازه می دهیم این بار سفر کند
[ترجمه گوگل]ما یک نقطه را دراز می کنیم و اجازه دهید کودک در این زمان آزاد باشد

4. Now there, I'd stretch a point.
[ترجمه ترگمان] حالا، یه نکته ای هست که باید انجام بدم
[ترجمه گوگل]در حال حاضر وجود دارد، من یک نقطه را کشش

5. But we are stretching a point, you might argue.
[ترجمه ترگمان]اما ما داریم یک نکته را ادامه می دهیم، شما ممکن است استدلال کنید
[ترجمه گوگل]اما ما یک نقطه را کشش می دهیم، شما ممکن است استدلال کنید

6. We are going to stretch a point tonight.
[ترجمه ترگمان]امشب میخوایم بریم سر اصل مطلب
[ترجمه گوگل]ما امشب امتحان می کنیم

7. Can we stretch a point - say we admit her to bear witness, and question her favourably?
[ترجمه ترگمان]آیا می توانیم یک نکته را به هم بگوییم که او را به عنوان شاهد در نظر بگیریم و از او سوال کنیم؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانیم یک نقطه را گسترش دهیم - بگوئیم ما او را به رسمیت می شناسیم و او را به طور مطلوب سوق می دهیم؟

8. His decision is final and nobody wants to stretch a point.
[ترجمه ترگمان]تصمیم او نهایی است و هیچ کس نمی خواهد یک نقطه را کشش دهد
[ترجمه گوگل]تصمیم او نهایی است و هیچ کس نمی خواهد یک نقطه را بشکند

9. I wanted to ask you if you couldn't stretch a point.
[ترجمه ترگمان]می خواستم ازت بپرسم که نمی تونی یه چیزی رو ثابت کنی
[ترجمه گوگل]من می خواستم از شما بپرسم اگر نمیتوانید یک نقطه را بکشید

10. Can't you stretch a point for a friend?
[ترجمه ترگمان]نمی توانی یک امتیاز برای یک دوست پیدا کنی؟
[ترجمه گوگل]نمیتوانید نقطه ای برای یک دوست داشته باشید؟

11. She doesn't have all the qualifications but I think we should stretch a point in her favour.
[ترجمه ترگمان]او همه شایستگی های لازم را ندارد، اما من فکر می کنم ما باید به نفع او عمل کنیم
[ترجمه گوگل]او تمام مدارک را ندارد اما من فکر می کنم باید یک نقطه را به نفع او بکشیم

پیشنهاد کاربران

به نقل از هزاره:
قانون را نادیده گرفتن
استثنا قائل شدن
از واقعیت فاصله گرفتن


کلمات دیگر: