پشته سازی
stacking
پشته سازی
انگلیسی به فارسی
پشته سازی
جملات نمونه
1. During the strike, refuse has been stacking up in the streets.
[ترجمه سعیده مرادی] در طول اعتصاب، زباله در خیابان ها تلمبار شده است.
[ترجمه ترگمان]در طول این اعتصاب، امتناع از این کار در خیابان ها انباشته شده است[ترجمه گوگل]در جریان اعتصاب، در خیابان ها رد شده است
2. My book is stacking up well.
[ترجمه ترگمان]کتابم خوب جمع شده است
[ترجمه گوگل]کتاب من به خوبی جمع شده است
[ترجمه گوگل]کتاب من به خوبی جمع شده است
3. They were busy stacking the shelves with goods.
[ترجمه ترگمان]آن ها سرگرم کردن قفسه های پر از کالا بودند
[ترجمه گوگل]آنها مشغول جمع کردن قفسه با کالاها بودند
[ترجمه گوگل]آنها مشغول جمع کردن قفسه با کالاها بودند
4. Mme Cathiard was stacking the clean bottles in crates.
[ترجمه ترگمان]مادام بواری بطری ها را روی بطری ها گذاشته بود
[ترجمه گوگل]خانم کتیارد بطری های پاک را در جعبه ها گذاشت
[ترجمه گوگل]خانم کتیارد بطری های پاک را در جعبه ها گذاشت
5. We'd better get to work on stacking this wood if we want to finish before it gets dark.
[ترجمه ترگمان]بهتره قبل از تاریک شدن این جنگل کار کنیم
[ترجمه گوگل]بهتر است قبل از اینکه تاریک شود، می توانیم روی این چوب بچرخیم
[ترجمه گوگل]بهتر است قبل از اینکه تاریک شود، می توانیم روی این چوب بچرخیم
6. She got a temporary job stacking shelves.
[ترجمه ترگمان]او یک قفسه های پر از کار موقت داشت
[ترجمه گوگل]او یک قفسه انباری موقت داشت
[ترجمه گوگل]او یک قفسه انباری موقت داشت
7. He went back to stacking the shelves.
[ترجمه ترگمان]دوباره به جمع کردن قفسه ها برگشت
[ترجمه گوگل]او به انبار کردن قفسه ها برگشت
[ترجمه گوگل]او به انبار کردن قفسه ها برگشت
8. The firm is stacking up pretty well these days.
[ترجمه ترگمان]این شرکت در حال انباشت کردن در این روزها است
[ترجمه گوگل]این شرکت این روزها خیلی خوب است
[ترجمه گوگل]این شرکت این روزها خیلی خوب است
9. He gets £4 an hour for stacking shelves at the local supermarket.
[ترجمه ترگمان]او ۴ پوند در ساعت برای انباشت در سوپر مارکت محلی دریافت می کند
[ترجمه گوگل]او برای بارگیری سطوح در سوپرمارکت محلی 4 پوند در ساعت می گیرد
[ترجمه گوگل]او برای بارگیری سطوح در سوپرمارکت محلی 4 پوند در ساعت می گیرد
10. Some traders are already stacking the red-hot book on their shelves.
[ترجمه ترگمان]برخی از بازرگانان در حال حاضر کتاب قرمز - داغ را بر روی قفسه های خود انباشته می کنند
[ترجمه گوگل]برخی از معامله گران قبلا کتاب سرخ مایل به قرمز را در قفسه های خود قرار داده اند
[ترجمه گوگل]برخی از معامله گران قبلا کتاب سرخ مایل به قرمز را در قفسه های خود قرار داده اند
11. The titles are stacking up like the poker chips of a red-hot card shark.
[ترجمه ترگمان]عنوانش این است که مثل پوکر بازی ورق قرمز یک کوسه قرمز جمع شوند
[ترجمه گوگل]عناوین مانند چیپس پوکر یک کوسه قرمز داغ کارت جمع می شوند
[ترجمه گوگل]عناوین مانند چیپس پوکر یک کوسه قرمز داغ کارت جمع می شوند
12. Young girls were stacking the wool or going about like hens, picking up any little bits left hanging on shrubs.
[ترجمه ترگمان]دختران جوان در جمع کردن پشم یا به دنبال مرغ ها می گشتند و تکه های کوچکی را که روی بوته آویزان مانده بودند جمع می کردند
[ترجمه گوگل]دختران جوان پشم را پاره کردند و یا مانند مرغ ها می رفتند، هر گونه کمی کمی که بر روی درختچه ها آویزان بود را برداشت
[ترجمه گوگل]دختران جوان پشم را پاره کردند و یا مانند مرغ ها می رفتند، هر گونه کمی کمی که بر روی درختچه ها آویزان بود را برداشت
13. How are you stacking up?
[ترجمه ترگمان]تو چطوری میخوای جمع و جور کنی؟
[ترجمه گوگل]چطور میتونید جمع کنید؟
[ترجمه گوگل]چطور میتونید جمع کنید؟
14. The unloading and stacking took three quarters of an hour.
[ترجمه ترگمان]پیاده کردن و باز کردن آن ها سه ربع ساعت طول کشید
[ترجمه گوگل]تخلیه و انباشت سه ساعته یک ساعت طول کشید
[ترجمه گوگل]تخلیه و انباشت سه ساعته یک ساعت طول کشید
پیشنهاد کاربران
انباشتگی
چیدمان
کنار هم قرارگرفتن
روی هم انباشتن ( بصورت ستونی ) [ماتریس ها]
روی هم انباشتن
پشته بندی
انباشت
هاچیدن
( لهجه و گویش تهرانی )
روی هم چیدن، کنار هم چیدن ، جمع کردن
( لهجه و گویش تهرانی )
روی هم چیدن، کنار هم چیدن ، جمع کردن
تپه کردن
stacking ( حملونقل دریایی )
واژه مصوب: روی هم چینی
تعریف: روی هم قرار دادن جعبه ها و بارگُنج ها و بارکف های هم شکل با نظم و ترتیب خاص و حفظ ایمنی
واژه مصوب: روی هم چینی
تعریف: روی هم قرار دادن جعبه ها و بارگُنج ها و بارکف های هم شکل با نظم و ترتیب خاص و حفظ ایمنی
کلمات دیگر: