کلمه جو
صفحه اصلی

stomp


معنی : پایکوبی، پایکوبی کردن
معانی دیگر : (نوعی موسیقی جاز با آهنگ تند و شاد) استامپ، رقص همراه با این موسیقی، لگد کوبی کردن

انگلیسی به فارسی

پایکوبی، لگد کوبی کردن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: stomps, stomping, stomped
(1) تعریف: to stamp or trample heavily upon, esp. so as to smash or otherwise harm.
مشابه: stamp, tramp, trample

(2) تعریف: to stamp (one's feet) heavily.
مشابه: stamp
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to walk or trample heavily.
مشابه: pound, stamp, tramp, trample

- He stomped angrily out of the store.
[ترجمه ترگمان] با عصبانیت از فروشگاه بیرون رفت
[ترجمه گوگل] او خشمگین از فروشگاه خارج شد
- She stomped on my foot.
[ترجمه ترگمان] با قدم های محکم پایم را روی پایم گذاشت
[ترجمه گوگل] او روی پایم ایستاد
اسم ( noun )
(1) تعریف: an act or instance of stomping.
مشابه: stamp, tramp, trample

(2) تعریف: an early type of jazz dancing, or a piece of music for it.

• style of jazz dance characterized by a rhythmic stamping of the feet; music that accompanies a stomp dance
stamp, trample, tread heavily
if you stomp around, you walk with heavy steps, often because you are angry.

مترادف و متضاد

پایکوبی (اسم)
stomp

پایکوبی کردن (فعل)
stomp

جملات نمونه

1. Legendary hipsters Stomp bring street theater to Boston this week.
[ترجمه ترگمان]Legendary hipsters stomp، این هفته تئاتر خیابانی را به بوستون می آورد
[ترجمه گوگل]هیپنوتیزمی افسانه ای در این هفته، Stomp تئاتر خیابانی را به بوستون می برد

2. Is Wilko going to stomp out?
[ترجمه نارون] ایا ویلکو شروع به پایکوبی دارد می کند؟
[ترجمه ترگمان]Wilko با لگد می going بیرون؟
[ترجمه گوگل]آیا Wilko رفتن به خروپف است؟

3. Did he stomp on it in any other way to manifest dissatisfaction?
[ترجمه ترگمان]آیا او با یک راه دیگر به راه دیگری برخورد کرد تا نارضایتی خود را آشکار کند؟
[ترجمه گوگل]آیا او به هیچ وجه به نارضایتی آشکار نکرد؟

4. He heard her stomp across the floor as if she were wearing combat boots.
[ترجمه ترگمان]صدای پایش را از کف اتاق شنید که انگار چکمه پوشیده بود
[ترجمه گوگل]او شنیده بود که او در سراسر طبقه به نظر می رسید، به طوری که او پوشیدن چکمه های مبارزه است

5. Women in the crowd cheer and stomp.
[ترجمه ترگمان]زنان در میان جمعیت شاد و شاد به پا می کنند
[ترجمه گوگل]زنان در جمعیت، تشویق و تکان دادن

6. He had to stomp hard on the crust of ice with each step in order to keep from falling.
[ترجمه ترگمان]او مجبور بود روی پوسته یخ با هر قدم ضربه بزند تا از افتادن جلوگیری کند
[ترجمه گوگل]او تا به حال به سختی در پوسته یخ با هر مرحله به شدت خفه شد تا از سقوط جلوگیری شود

7. He then proceeded to stomp on it, in the presence of the emperor.
[ترجمه ترگمان]سپس شروع به ضربه زدن به آن کرد، در حضور امپراطور
[ترجمه گوگل]سپس در حضور امپراتور، او را به لرزه درآورد

8. Did Parks stomp off in a huff like some injured prima donna, some egomaniac?
[ترجمه ترگمان]آیا پارکس با عصبانیت مثل یک خواننده زن خواننده زن و مرد زخمی بر پا شد؟
[ترجمه گوگل]آیا پارکها مانند یک پریمدا دانا آسیب دیده، بعضی از عاشقانه ها را می شکند؟

9. He would stomp on her Keds to dirty them.
[ترجمه ترگمان]با کفش های کهنه به پایش لگد می زد تا آن ها را کثیف کند
[ترجمه گوگل]او در Keds خود را به کثیف آنها stomp

10. The soldiers stomp on faces in photographs taken at weddings and christenings.
[ترجمه ترگمان]سربازان در عکس هایی که در عروسی ها و مراسم تعمید گرفته می شوند، با لگد ضربه می زنند
[ترجمه گوگل]سربازان در عکس هایی که در مراسم عروسی و تعمید گرفته شده اند، در چهره هایشان قرار می گیرند

11. Stomp. Shock waves in the ground knock your foes prone.
[ترجمه ترگمان]رقص پا امواج در زمین در حال ضربه زدن به دشمنان شما هستند
[ترجمه گوگل]صدای بلند امواج شوک در زمین، دشمنان خود را مستحکم می کنند

12. Increased the damage done by magnataurs stomp by 2
[ترجمه ترگمان]افزایش آسیب ناشی از ضربه با ضربه ۲
[ترجمه گوگل]افزایش خسارت توسط magnataurs stomp توسط 2

13. Kick, turn, stomp, stomp, then you jump.
[ترجمه ترگمان]با لگد، لگد زدن، ضربه با پا، از جا بپرید
[ترجمه گوگل]پا زدن، چرخش، تپش، تپش، سپس پرش کنید

14. Forget the fuel - economy payoff. Just stomp the pedal and smile.
[ترجمه ترگمان]بازدهی سوخت - اقتصادی را فراموش کنید با ضربه زدن با پدال گاز و لبخند زدن
[ترجمه گوگل]فراموش سوخت - بازده اقتصادی فقط پدال را ببندید و لبخند بزنید

15. Don't forget to add your special War Stomp racial ability ( exclusive to Tauren ) to a hotkey!
[ترجمه ترگمان]فراموش نکنید که توانایی نژادی غیر special (منحصر به Tauren)را به یک hotkey اضافه کنید
[ترجمه گوگل]فراموش نکنید که توانایی های نژادپرستی ویژه جنگ Stomp (منحصر به Tauren) را به کلید های Hotkey اضافه کنید!

پیشنهاد کاربران

I stomped on her heart
روی قلبش پا گذاشتم.

راه رفتن با عصبانیت، کوبیدن محکم پاها به زمین هنگام راه رفتن، سنگین راه رفتن، راه رفتن با قدمهای سنگین و معمولا صدا دار ( که بیشتر در خانمها دیده میشود، مخصوصا با کفشهای پاشنه بلند )
She stomped away او با قدمهای سنگین و صدادار دور شد!

پا گذاشتن

کوبیدن با عصبانیت،
راه رفتن با صدای بلند.

کوبیدن پا روی زمین، کوبیدن پا به زمین از روی خشم، پایکوبی، کوبیدن پا به زمین محکم

پا کوفتن

جفتک انداختن


کلمات دیگر: