1. Paul's ears stick out a bit, don't they.
[ترجمه A.A] گوشهای پل یک کمی متمایل به جلوست ، مگه نه
[ترجمه ترگمان]گوش های پل کمی بیرون می اید، اینطور نیست
[ترجمه گوگل]گوشه های پل کمی خرد می شوند، نه
2. The workers determined to stick out until they have their demands granted.
[ترجمه ترگمان]کارگران تصمیم گرفتند تا زمانی که خواسته های خود را برآورده کنند، بیرون بروند
[ترجمه گوگل]کارکنان تصمیم گرفتند تا تا زمانی که خواسته های خود را ارائه می دادند بیفتند
3. Can you stick out whether it is true or not?
[ترجمه ترگمان]می توانید بفهمید که آیا این حرف درست است یا نه؟
[ترجمه گوگل]آیا شما می توانید بی اعتنا باشید یا نه؟
4. I wish my stomach didn't stick out so much.
[ترجمه رامين رضايي] کاش شکمم انقدر جلو نمیومد
[ترجمه ترگمان]ای کاش شکمم درد نمی کرد
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که معده من خیلی زیاد نشود
5. What had Cutter done to make him stick out from the crowd?
[ترجمه ترگمان]کاتر چی کار کرده که اون رو از جمعیت بیرون کنه؟
[ترجمه گوگل]چه چیزی باعث شد که Cutter از جمعیت بیرون برود؟
6. You stick out like a sore thumb in that uniform.
[ترجمه ترگمان] مثل یه انگشت درد توی اون لباس میمونی
[ترجمه گوگل]شما مانند یک انگشت بزرگ در آن لباس می چسبانید
7. He is determined to stick out the race even if he finishes last.
[ترجمه ترگمان]او مصمم است که مسابقه را تمام کند، حتی اگر آخر کار را تمام کند
[ترجمه گوگل]او مصمم است که مسابقه را ترک کند حتی اگر آخرین بازی را تمام کند
8. I hated to expose myself, to emerge, to stick out.
[ترجمه ترگمان]از اینکه خودم را در معرض نمایش قرار دهم متنفر بودم
[ترجمه گوگل]من متنفر شدم، به ظاهر شدن، بیفتم
9. The demonstration may be repeated by pulling the stick out 4-5 inches more.
[ترجمه ترگمان]این تظاهرات ممکن است با کشیدن چوب از ۴ تا ۵ اینچ بیشتر تکرار شود
[ترجمه گوگل]تظاهرات ممکن است با کشیدن چوب از 4-5 اینچ بیشتر تکرار شود
10. Where the roots stick out the bank gives way to a hollow where the buffaloes are tethered during the day.
[ترجمه ترگمان]جایی که ریشه ها به بیرون چسبیده اند، این بانک راهی به حفره ای ایجاد می کند که در آن بوفالو ها در طول روز بسته شده اند
[ترجمه گوگل]از آنجا که ریشهها از بین میروند، بانک به جای خالی میرسد که بوفالوها در طول روز از آن استفاده میکنند
11. You stick out like a sore thumb in that ghastly uniform, Charles.
[ترجمه ترگمان]تو مثل یه شست زخم توی اون لباس وحشتناک میمونی، \"چارلز\"؟
[ترجمه گوگل]چارلز، مانند یک انگشت بزرگ در این لباس شگفت انگیز، به شما چسبیده است
12. The rector had fished a stick out of the wood basket.
[ترجمه ترگمان]کشیش چوبی را از سبد چوبی بیرون کشید
[ترجمه گوگل]رکتور یک چوب از سبد چوب گرفته بود
13. The Washington Monument would stick out of it like a spike in a railroad tie.
[ترجمه ترگمان]بنای یادبود واشنگتن مثل میخ چوبی از آن بیرون می آمد
[ترجمه گوگل]بنای یادبود واشنگتن از آن مانند یک سنبله در کراوات راه آهن خارج می شود
14. It pulled a long curved stick out of a holster.
[ترجمه ترگمان]تکه چوبی بلندی از غلاف بیرون کشید
[ترجمه گوگل]این یک قلم منحنی طولانی را از یک جلد چاقو کشید