1. a church supper
جلسه و شام در کلیسا
2. she scrabbled up a supper out of the leftovers
با سرهم کردن پس مانده ها شام درست کرد.
3. after the theater we had a quick supper and went to bed
بعد از تئاتر شام سریعی خوردیم و به بستر رفتیم.
4. the various dainties they served us at supper
خوراک های لذیذ و گوناگونی که سر شام به ما دادند
5. After dinner sit awhile, after supper walk a mile.
[ترجمه ترگمان]پس از شام، مدتی پس از صرف شام، کمی استراحت کردیم
[ترجمه گوگل]پس از شام یک بار نشستن، پس از شام یک مایل راه رفتن
6. Hope is a good breakfast, but a bad supper.
[ترجمه بلل] امید صبحانه خوبی است اما شما خوبی نیس
[ترجمه ترگمان]امید صبحانه خوبی است، اما شام بد
[ترجمه گوگل]امید صبحانه خوب است، اما شام بد است
7. After dinner sit a while, after supper walk a while.
[ترجمه ترگمان]بعد از شام، مدتی بعد از صرف شام، مدتی استراحت می کنیم
[ترجمه گوگل]بعد از شام یک بار در حالی که بعد از شام می گذرد کمی نشستن
8. Laugh before breakfast you'll cry before supper.
[ترجمه ترگمان]پیش از صبحانه بخند و قبل از شام گریه خواهی کرد
[ترجمه گوگل]خنده قبل از صبحانه قبل از شام گریه می کنی
9. No song, no supper.
[ترجمه ترگمان]نه آواز، نه شام
[ترجمه گوگل]هیچ آهنگی، هیچ شام
10. Some guests like to dress for supper.
[ترجمه ترگمان]بعضی از میهمانان دوست دارند برای شام لباس بپوشند
[ترجمه گوگل]بعضی مهمان ها دوست دارند برای شام لباس بپوشند
11. He has cast up his supper again.
[ترجمه ترگمان]دوباره شامش را از دست داده است
[ترجمه گوگل]او دوباره شام خوابیده است
12. Why don't you stop for supper?
[ترجمه ترگمان]چرا برای شام صبر نمی کنی؟
[ترجمه گوگل]چرا برای شام نگذاشتی؟
13. I'll have instant noodle for supper.
[ترجمه ترگمان]برای شام فوری ماکارونی خواهم خورد
[ترجمه گوگل]من برای رختخواب غذای فوری دارم
14. Do you want to supper me?
[ترجمه ترگمان]می خو ای با من شام بخوری؟
[ترجمه گوگل]آیا می خواهید به من شام بخورید؟
15. Call her down hastily, it's time for supper.
[ترجمه ترگمان]عجله کن، وقت شام است
[ترجمه گوگل]او را به سرعت فراخوانید، زمان برای شام است
16. I had veal cutlets for supper.
[ترجمه ترگمان]من گوشت گوساله برای شام خوردم
[ترجمه گوگل]کتلت گوشت خوک برای شام خوردن