کلمه جو
صفحه اصلی

spooky


(عامیانه)، وابسته به ارواح، شبحی، اسرارآمیز، عجیب و غریب، مرموز، ترس آور، رعب انگیز، spookish شبح وار

انگلیسی به فارسی

( spookish ) شبح وار


شبح وار


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
حالات: spookier, spookiest
مشتقات: spookily (adv.), spookiness (n.)
• : تعریف: eerie and mysterious; weirdly disturbing.
مشابه: eerie, unearthly

- As the summer storm approached, all was bathed in a spooky yellow glow.
[ترجمه ترگمان] همچنان که طوفان تابستان نزدیک می شد، همه غرق در درخشش زرد رنگ بودند
[ترجمه گوگل] همانطور که نزدیک به طوفان تابستان بود، همه در یک درخشش زرد وحشت زده شد
- The light shining from beneath his chin made his face look spooky.
[ترجمه ترگمان] نوری که از زیر چانه او می تابید چهره اش ترسناک به نظر می رسید
[ترجمه گوگل] نور که از زیر چانه اش می درخشید، چهره اش را وحشت زده کرد
- Who would want to live in that spooky old house?
[ترجمه ترگمان] کی دوست داره تو اون خونه قدیمی زندگی کنه؟
[ترجمه گوگل] چه کسی می خواهد در آن خانه قدیمی وحشی زندگی کند؟

• (slang) scary, frightening; haunted by ghosts
a place or thing that is spooky is strange and frightening; an informal word.

مترادف و متضاد

frightening


Synonyms: chilling, creepy, eerie, ghostly, mysterious, ominous, scary, spine-chilling, supernatural, uncanny, unearthly, weird


Antonyms: natural, unfrightening


جملات نمونه

1. It got a bit spooky when James started telling ghost stories.
[ترجمه ترگمان]وقتی \"جیمز\" شروع کرد به داستان های ارواح
[ترجمه گوگل]جیمز شروع به گفتن داستان ارواح کرد

2. Nearby are the remains of a deserted village. Spooky or what?
[ترجمه ترگمان]در آن نزدیکی بقایای یک دهکده متروک است داره ترسناک می شه یا نه؟
[ترجمه گوگل]در نزدیکی بقایای یک روستای خالی است شبح یا چیزی؟

3. The whole place has a slightly spooky atmosphere.
[ترجمه 1235] یک دو سه پنج
[ترجمه ترگمان]همه جا فضای کمی ترسناک دارد
[ترجمه گوگل]کل مکان یک فضای کمی وحشت دارد

4. The candlelight created a rather spooky atmosphere.
[ترجمه ترگمان]نور شمع یک جو عجیب و غریبی را ایجاد کرد
[ترجمه گوگل]نور شمع فضای بسیار جنجالی ایجاد کرد

5. Really, Holmes, I would swear there is something spooky or supernatural about cats.
[ترجمه ترگمان]واقعا، هولمز، قسم می خورم که یک چیز ترسناک یا طبیعی در مورد گربه وجود دارد
[ترجمه گوگل]واقعا، هولمز، من سوگند می خورم که در مورد گربه ها چیزی شبح وار است

6. We think so much alike it's almost spooky.
[ترجمه ترگمان]به نظر ما خیلی شبیه هم است
[ترجمه گوگل]ما خیلی فکر می کنیم که تقریبا وحشی است

7. Spooky . . . Switching to a smaller scale, we placed advertisements in South London newsagents.
[ترجمه ترگمان]با توجه به تغییر در مقیاس کوچک تر، ما تبلیغات را در جنوب لندن newsagents قرار دادیم
[ترجمه گوگل]شبح وار با تغییر در مقیاس کوچکتر، تبلیغات ما در خبرنگاران جنوب لندن قرار گرفت

8. He lived in kind of a spooky place at the end of a long dirt road.
[ترجمه ترگمان]او در یک مکان ترسناک در انتهای یک جاده خاکی طولانی زندگی می کرد
[ترجمه گوگل]او در یک مکان جادویی در پایان یک جاده خاکی طولانی زندگی کرد

9. I decided that it called for a spooky sleepover, so I invited my mates over one evening.
[ترجمه ترگمان]به این نتیجه رسیدم که امشب شب، شب به خیر و خوشی تمام شب را به هم دعوت کرده ام، برای همین یک شب هم mates را دعوت کردم
[ترجمه گوگل]من تصمیم گرفتم که آن را برای یک شب خواب شبح برانگیز دعوت کنم، بنابراین من همسایگان خود را بیش از یک شب دعوت کردم

10. This creates a rather spooky atmosphere and because of the many camera angles gives the impression that you are being watched.
[ترجمه ترگمان]این باعث ایجاد فضای عجیب و غریبی می شود و به این دلیل که بسیاری از زوایای دوربین این تصور را ایجاد می کنند که شما تحت نظر هستید
[ترجمه گوگل]این یک فضای جالب و جنجالی ایجاد می کند و به علت زاویه های دوربین به نظر می رسد که شما تماشا می کنید

11. You even find it a touch spooky at first.
[ترجمه ترگمان] اولش حتی یه ذره هم ترسناک به نظر می رسی
[ترجمه گوگل]شما حتی در ابتدا یک لمس شبح را پیدا می کنید

12. Twilight Tales is a collection of spooky legends and folk tales passed through generations in the Southwest.
[ترجمه ترگمان]افسانه های گرگ ومیش مجموعه ای از افسانه های ترسناک و داستان های مردمی است که از طریق نسل ها در جنوب غربی به تصویب رسیده اند
[ترجمه گوگل]داستان های گرگ و میش مجموعه ای از افسانه های وحشت و افسانه های قومی است که از طریق نسل ها در جنوب غربی گذشت

13. We sat around the fire and told spooky tales.
[ترجمه ترگمان]دور آتش نشسته بودیم و داستان های ترسناک تعریف می کردیم
[ترجمه گوگل]ما در اطراف آتش سوزی نشستیم و به داستان های شبح مانند گفتیم

14. The forest is really spooky in the dark.
[ترجمه ترگمان]در تاریکی جنگل خیلی ترسناک است
[ترجمه گوگل]جنگل واقعا تاریک است

پیشنهاد کاربران

روحناک

ترسناک و وابسته به جن و آدم فضایی ها

شبه گونه

ترسناک، مربوط به مفاهیم ماوراء الطبیعه

چموش

مکار و حیله گر spooky fox روباه مکار

شبح ناک - وهم ناک

The office is kind of spooky place at 9:00

adjective
🔴 [also more spooky; most spooky] : strange and frightening
◀️a spooky movie
◀️The music was pretty spooky.
◀️a spooky old house
◀️He looks spooky. = He's spooky looking.
◀️
a spooky coincidence [=a very strange coincidence that makes you feel uneasy]
◀️It was a spooky coincidence

🔴 relating to, resembling, or suggesting spooks



Spook همون ghost هست ولی informal
البته فعل هم هست
اگه کاملشو میخواید سرچ کنید spook


کلمات دیگر: