کلمه جو
صفحه اصلی

slipped out

پیشنهاد کاربران

خارج شدن ، بیرون رفتن .
She slipped out the back door.
او از در پشتی بیرون رفت

از جایی مانند در زندان گذشتن




کلمات دیگر: