کلمه جو
صفحه اصلی

speedily


زود، باشتاب، سریعا

انگلیسی به فارسی

به سرعت


انگلیسی به انگلیسی

• quickly, swiftly, hastily

جملات نمونه

1. All enquiries will be dealt with as speedily as possible.
[ترجمه ترگمان]تا آنجا که ممکن است به همه سوال ها پاسخ داده خواهد شد
[ترجمه گوگل]تمام سوالات به صورت سریع و به موقع مورد رسیدگی قرار می گیرند

2. Then you could catch your knave speedily and keep hold of him.
[ترجمه ترگمان]آن وقت می توانید knave را به سرعت بگیرید و از او نگهداری کنید
[ترجمه گوگل]سپس شما می توانید ماهی گیر خود را به سرعت دریافت و نگه داشتن او

3. The Government must speedily ensure that the necessary public and private resources are made available to guarantee the investment takes place.
[ترجمه ترگمان]دولت باید به سرعت اطمینان حاصل کند که منابع عمومی و خصوصی لازم برای تضمین سرمایه گذاری در دسترس قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]دولت باید به سرعت اطمینان دهد که منابع عمومی و خصوصی لازم برای تضمین سرمایه گذاری در دسترس قرار می گیرد

4. The matter was speedily resolved.
[ترجمه ترگمان]موضوع خیلی زود حل شد
[ترجمه گوگل]موضوع به سرعت حل شد

5. He speedily diagnosed a mutual attraction and the pair are now happily together.
[ترجمه ترگمان]بزودی یک کشش دوجانبه را تشخیص داد و هر دو با خوشحالی با هم هستند
[ترجمه گوگل]او به سرعت تشخیص متقابل جاذبه و جفت در حال حاضر با خوشحالی با هم

6. This plant propagates as speedily in deep water as in a marshy habitat, the thin rhizomes taking root quickly.
[ترجمه ترگمان]این گیاه به سرعت در آب عمیق همانند زیستگاه marshy منتشر می شود و rhizomes نازک به سرعت ریشه می گیرند
[ترجمه گوگل]این گیاه به سرعت در آب های عمیق به عنوان یک زیستگاه شاداب منتشر می شود، ریزوم های نازک که به سرعت ریشه می گیرند

7. The problem was speedily solved.
[ترجمه ترگمان]مشکل خیلی زود حل شد
[ترجمه گوگل]مشکل به سرعت حل شد

8. An autobus full of passangers was driving speedily down the slope. Behind it a man running closely to catch up with it.
[ترجمه ترگمان]یکی از autobus که پر از passangers بود به سرعت از سراشیبی پایین رفت در پشت آن مردی که از نزدیک به آن نزدیک می شد، از نزدیک به او نزدیک شد
[ترجمه گوگل]یک اتوبوس پر از پاسبانها به سرعت به سمت پایین حرکت کرد در پشت آن یک مرد با دقت نزدیک است تا با آن برخورد کند

9. Such doubts were now speedily removed.
[ترجمه ترگمان]بلافاصله این شک و تردید برطرف شد
[ترجمه گوگل]این شک و تردید در حال حاضر به سرعت حذف شد

10. He can carry and re-carry men very speedily from one Kingdom to another, at the Will and Pleasure of the Exorcist .
[ترجمه ترگمان]او می تواند مردم را به سرعت از یک پادشاهی به پادشاهی دیگر، در ویل و لذت بخش حمل کند
[ترجمه گوگل]او می تواند حمل و نقل و حمل بسیار سریع از یک پادشاهی به دیگری، در اراده و لذت بردن از Exorcist

11. Thirdly, it can stimulate secondary immune respond and speedily for the inbreak of similar antigen.
[ترجمه ترگمان]سوم اینکه، می تواند واکنش ایمنی ثانویه را تحریک کند و به سرعت برای the آنتی ژن مشابه واکنش نشان دهد
[ترجمه گوگل]ثالثا، می تواند پاسخ ایمنی ثانویه و سرعت آن را برای درگیر شدن آنتی ژن مشابه تحریک کند

12. I dressed speedily, in a suit of blue laid ready for me.
[ترجمه ترگمان]زود لباس پوشیدم، کت و شلوار آبی برایم آماده بود
[ترجمه گوگل]من به سرعت لباس پوشیدم، در کت و شلوار آبی که برای من آماده بود

13. The new network will enable data to be processed more speedily.
[ترجمه ترگمان]این شبکه جدید داده ها را قادر خواهد ساخت سریع تر پردازش شود
[ترجمه گوگل]شبکه جدید داده ها را سریع تر به کار می گیرد

14. The doctor applied an unguent to the wound, which speedily healed it.
[ترجمه ترگمان]دکتر به زخم روی زخم اشاره کرد که به زودی آن را شفا داد
[ترجمه گوگل]پزشک یک ناخن را به زخم اعمال کرد که به سرعت آن را شفا داد

15. Under Ford's influence, Jaguar is placing heavy emphasis on building the car efficiently, speedily and at low cost.
[ترجمه ترگمان]در اثر نفوذ فورد، جگوار به سرعت و با هزینه کم تاکید زیادی بر ساخت خودرو دارد
[ترجمه گوگل]تحت تاثیر فورد، جگوار تاکید سنگین بر ساخت ماشین را به طور موثر، به سرعت و با هزینه کم اعمال می کند

پیشنهاد کاربران

he works speedily


کلمات دیگر: