کلمه جو
صفحه اصلی

rummage through

پیشنهاد کاربران

گشتن. جستجو کردن

rummage through
زیر و رو کردن،
خوب گشتن
e. g. somebody has been rummaging through the files
یک کسی پرونده ها را زیر و رو کرده است.


کلمات دیگر: