1. Tumour suppressor genes seem to be very important in colorectal carcinogenesis.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد ژن های suppressor و suppressor در carcinogenesis بزرگ بسیار مهم هستند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد ژن های سرکوبگر تومور در کارسینوژنز کولونکتومی بسیار مهم هستند
2. Again, inhibition of suppressor cell activity was postulated to be responsible.
[ترجمه ترگمان]بدیهی است که مهار فعالیت سلولی به تنهایی مسیول است
[ترجمه گوگل]باز هم ممنوعیت فعالیت سلول های سرکوبگر به عنوان مسئول بودن شناخته شد
3. This suggests a possible tumour suppressor function for this cell adhesion molecule.
[ترجمه ترگمان]این امر نشان می دهد که یک غده ممکن برای این مولکول چسبندگی سلولی فعالیت می کند
[ترجمه گوگل]این نشان دهنده عملکرد ممکن برای سرکوب کننده تومور برای این مولکول چسبندگی سلولی است
4. Scientists believe the suppressor gene can be inactivated by tobacco, viruses, pollution or diet.
[ترجمه ترگمان]دانشمندان بر این باورند که این ژن های suppressor می توانند به وسیله تنباکو، ویروس ها، آلودگی و یا رژیم غذایی مورد استفاده قرار گیرند
[ترجمه گوگل]دانشمندان بر این باورند که ژن سرکوب کننده را می توان با دخانیات، ویروس ها، آلودگی یا رژیم غیرفعال کرد
5. Various mutations in both oncogenes and tumour suppressor genes have been implicated heavily in the development of cancer.
[ترجمه ترگمان]جهش های متعدد در هر دو تومور oncogenes و تومور، به شدت در رشد سرطان نقش داشته اند
[ترجمه گوگل]جهش های مختلف در هر دو oncogenes و ژن های سرکوبگر تومور به شدت در توسعه سرطان دخالت دارند
6. Loss of tumour suppressor function requires inactivation of both alleles, usually by chromosomal deletion or point mutation, or both.
[ترجمه ترگمان]از دست دادن تومور به طور معمول نیازمند غیرفعال سازی هر دو آلل ها، معمولا با حذف کروموزومی یا جهش نقطه ای یا هر دو است
[ترجمه گوگل]از دست دادن عملکرد سرکوب کننده تومور، غیرفعال کردن هر دو آلل، معمولا توسط حذف کروموزوم یا جهش نقطه یا هر دو، لازم است
7. Consequently, unlike other tumour suppressor genes, only one allele need be mutated to produce a phenotypic effect.
[ترجمه ترگمان]در نتیجه، برخلاف تومور و ژن های دیگر، تنها یک آلل باید تغییر یابد تا اثر مهلک تولید کند
[ترجمه گوگل]در نتیجه، بر خلاف دیگر ژن های سرکوبگر تومور، تنها یک آلل باید برای تولید یک اثر فنوتیپی مورد جهش قرار گیرد
8. The suppressor field seemed to work perversely on Jaq, who already knew how to hide his own light.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که زمین صدا دارد با سرعت شروع به صحبت می کند، کسی که می داند چگونه نور خود را مخفی کند
[ترجمه گوگل]به نظر میرسد که میدان سرکوبگرانه بر روی جک کار می کند، که قبلا می دانست چگونه نور خود را پنهان کند
9. Three regions had the signature of a tumour suppressor gene, but many looked like fragile sites.
[ترجمه ترگمان]سه منطقه امضای یک تومور را داشتند؛ اما بسیاری از آن ها به مکان های آسیب پذیر نگاه کردند
[ترجمه گوگل]سه منطقه دارای امضای یک ژن سرکوب کننده تومور بودند اما بسیاری از آنها شبیه سایت های شکننده بودند
10. Expression of tumor suppressor gene Rb at different pathological grade in bladder and renal cell carcinoma.
[ترجمه ترگمان]استفاده از سلول های سرطانی و ژن های غیر فعال در تومور، در حالت pathological مختلف در مثانه و carcinoma سلول کلیوی است
[ترجمه گوگل]بیان ژن سرکوب کننده تومور Rb در درجه پاتولوژیک مختلف در کارسینوم مثانه و کلیه
11. Putative oncogenes, tumour suppressor genes and proto - oncogenes implicated in cancer are also included.
[ترجمه ترگمان]putative oncogenes، تومور و genes و proto که در سرطان نقش دارند نیز در این بیماری گنجانده شده اند
[ترجمه گوگل]ژنهای سرکوبگر تومور و پروتنوکژنهای مرتبط با سرطان نیز شامل موارد زیر می باشند
12. Objective To investigate the new progresses in tumor suppressor gene PTEN and esophageal carcinoma ( EC ).
[ترجمه ترگمان]هدف از این تحقیق بررسی پیشرفت های جدید در ژن های suppressor و ژن های carcinoma (EC))می باشد
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی پیشرفتهای جدید در ژن سرکوب کننده تومور PTEN و کارسینوم مری (EC)
13. Objective To study the relationship between tumor suppressor gene PTEN, P P 15 and primary cervical carcinomas.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه رابطه بین ژن های suppressor و ژن های tumor، P [ ۱۵ ] و carcinomas cervical اولیه
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی رابطه بین ژن سرکوب کننده تومور PTEN، P 15 و سرطان دهانه رحم اولیه
14. CONCLUSTIONS The suppressor cell activity and CD is significantly decreased, compared with the normal individuals.
[ترجمه ترگمان]در مقایسه با افراد عادی، فعالیت سلولی به طور قابل توجهی کاهش می یابد
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری: فعالیت سلول های سرکوبگر و CD در مقایسه با افراد سالم کاهش قابل توجهی دارند
15. The CBFS series is a 3 terminal EMI Suppressor Filter based on multilayer chip capacitor technology.
[ترجمه ترگمان]مجموعه CBFS یک فیلتر ۳ suppressor است که بر پایه فن آوری خازن chip چند لایه قرار دارد
[ترجمه گوگل]سری CBFS یک ترمینال EMI Suppressor Filter 3 است که بر اساس تکنولوژی خازن تراشه چند لایه است