مشغول نگاه کردن، چشم پوشی کردن، غفلت کردن، مسلط یا مشرف بودن بر
overlooking
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
چشم پوشی کردن، غفلت کردن
ناظر، شاهد
فروگذاری، اغفال، بی توجهی، نادیده گیری، نادیده انگاری، اغماض
مشرف به
overlooking the ocean
مشرف به اقیانوس
overlooking the ocean
مشرف به اقیانوس
بدون در نظر گرفتن
نقل مکان
ناظر
مشرف، مشرف به
به انتظار نشستن
به انتظار نشتن ( :
نظارت
مشرف
مشرف
کلمات دیگر: