روزمره کردن، روال کردن، روالی کردن، راهواره کردن، عادی یا روزمره کردن، بجریان عادی انداختن
routinize
روزمره کردن، روال کردن، روالی کردن، راهواره کردن، عادی یا روزمره کردن، بجریان عادی انداختن
انگلیسی به فارسی
عادی یا روزمره کردن، بجریان عادی انداختن
روتین کردن
انگلیسی به انگلیسی
• make into a customary routine, make into a habitual procedure (also routinise)
کلمات دیگر: