کلمه جو
صفحه اصلی

wretchedly


ازروی بدبختی یابیچارگی، بطوربدیازیان اور، به پستی

انگلیسی به فارسی

خرابکاری


انگلیسی به انگلیسی

• miserably, poorly; meanly, ignobly

جملات نمونه

1. 'I'm so sorry,' she said wretchedly.
[ترجمه ترگمان]او با ناراحتی گفت: من خیلی متاسفم
[ترجمه گوگل]'من خیلی متاسفم،' او با ناراحتی گفت

2. He had made me wretchedly conscious of my shortcomings; that is how he had me on the hook.
[ترجمه ترگمان]او مرا از این shortcomings آگاه ساخته بود؛ این طور بود که مرا معطل خودش کرده بود
[ترجمه گوگل]او من را از کمبودهای من آگاه کرد این همان چی بود که من روی قلاب داشتم؟

3. The drive back to Earl's Court was wretchedly uncomfortable, not even his new-found outrage managing to warm him.
[ترجمه ترگمان]حرکت به سوی دادگاه ارل s و uncomfortable بود، و حتی خشم جدیدش باعث شد که او را وادار به گرم کردن او کند
[ترجمه گوگل]رانندگی به دادگاه ارل بسیار ناراحت کننده بود و حتی خشم جدید خود را نیز یافت که بتواند او را گرم کند

4. The Cravens were a prolific lot, wretchedly poor but very fertile.
[ترجمه ترگمان]The افراد پرکار و wretchedly بودند، اما بسیار حاصلخیز، اما بسیار حاصلخیز
[ترجمه گوگل]Cravens یک مقدار پرخاشگر بود، به سختی فقیر اما بسیار بارور

5. She was wretchedly conscious of Rohan watching her, his brows drawn together in frowning concentration.
[ترجمه ترگمان]از رو هان که از اینکه رو هان به او چشم دوخته بود ناراحت بود، ابروهایش درهم کشیده بودند و اخم کرده بودند
[ترجمه گوگل]او از نظر روحان از او مراقبت می کرد و او را تماشا می کرد

6. Primitive tribes are naked and wretchedly fed and housed, but they do not suffer from unemployment.
[ترجمه ترگمان]قبایل بدوی برهنه و wretchedly و سرپناه هستند، اما از بیکاری رنج نمی برند
[ترجمه گوگل]قبایل ابتدایی برهنه و خرابکارانه تغذیه میشوند و در آن قرار دارند اما از بیکاری رنج میبرند

7. "I made it all up," she said wretchedly.
[ترجمه ترگمان]او با درماندگی گفت: \" من همه چیز را تمام کردم \"
[ترجمه گوگل]او گفت: 'من تمام این کارها را انجام دادم '

8. The country's 37 million people are wretchedly poor.
[ترجمه ترگمان]۳۷ میلیون نفر از مردم کشور به شدت فقیر هستند
[ترجمه گوگل]37 میلیون نفر این کشور فقیر هستند

9. His marriage was wretchedly unhappy.
[ترجمه ترگمان]ازدواجش بی اندازه ناراحت بود
[ترجمه گوگل]ازدواج او ناراحت کننده بود

10. Robson had stationed Lee Bowyer on the right wing as cover for the teenager (Taylor), but given the wretchedly insipid nature of his performance, he need not have bothered.
[ترجمه ترگمان]رابسون لی بائر را در جناح راست به عنوان پوشش برای نوجوان (تیلور)مستقر کرده بود، اما با توجه به ماهیت بی مزه و بی مزه عملکرد او، نیازی به این کار نداشت
[ترجمه گوگل]رابسون لی بوویر را در سمت راست به عنوان پوشش برای نوجوان (تیلور) مستقر کرده است، اما با توجه به ماهیت وحشیانه عملکرد او، او نباید ناراحت باشد


کلمات دیگر: