1. I demand that you heed what I say.
تقاضا میکنم به آنچه می گویم به دقت توجه کنید
2. Florence pays no heed to what the signs say.
فلورانس هیچ توجه ای به آنچه علائم می گویند نمی کند
3. Take heed and be on guard against those who try to deceive you.
دقت کنید و مراقب کسانی که سعی می کنند شما را فریب دهند
4. budget surplus
اضافه بودجه
5. the surplus moisture will sweat out
رطوبت زائد بیرون خواهد تراوید.
6. the export of surplus wheat
صادرات گندم اضافه برنیاز
7. america became an outlet for europe's surplus population
امریکا به دریچه ای برای خروج جمعیت اضافی اروپا تبدیل شد.
8. The country's trade surplus widened to 5 billion dollars.
[ترجمه ترگمان]مازاد تجاری این کشور به ۵ میلیارد دلار رسید
[ترجمه گوگل]مازاد تجاری این کشور به 5 میلیارد دلار افزایش یافت
9. Wheat was in surplus that year.
[ترجمه ترگمان]در همان سال گندم مازاد بود
[ترجمه گوگل]گندم در سال جاری مازاد بود
10. Western countries often dumped surplus goods into Third World countries.
[ترجمه ترگمان]کشورهای غربی اغلب کالاهای اضافی را به کشورهای جهان سوم پرتاب می کنند
[ترجمه گوگل]کشورهای غربی اغلب کالاهای مازاد را به کشورهای جهان سوم فروختند
11. These goods are surplus to requirements .
[ترجمه ترگمان]این کالاها مازاد هستند
[ترجمه گوگل]این کالاها مضر هستند
12. The manufacturers in some countries dumped their surplus commodities abroad.
[ترجمه ترگمان]تولید کنندگان در برخی کشورها کالاهای اضافی خود را در خارج از کشور رها کردند
[ترجمه گوگل]تولید کنندگان در برخی کشورها کالاهای اضافی خود را خارج از کشور فرو ریختند
13. It's an essay heavy with surplus phrasing.
[ترجمه ترگمان]این یک مقاله سنگین با جمله بندی مازاد است
[ترجمه گوگل]این یک مقاله بسیار سنگین با اصلاح مازاد است
14. Any surplus can be trimmed away.
[ترجمه ترگمان]هر مازادی می تواند اصلاح شود
[ترجمه گوگل]هر گونه مازاد می تواند برداشته شود
15. Brazil has a big surplus of coffee.
[ترجمه ترگمان]برزیل مازاد زیادی قهوه دارد
[ترجمه گوگل]برزیل مازاد قهوه ای زیادی دارد
16. He tried to work off his surplus fat by doing exercises every day.
[ترجمه ترگمان]او سعی کرد با انجام تمرین هر روز از چربی اضافی خود استفاده کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد با انجام تمرینات هر روز از چربی مازاد خود استفاده کند
17. The surplus steam was blown off through the pipes.
[ترجمه ترگمان]بخار اضافی از میان لوله ها شلیک می شد
[ترجمه گوگل]بخار مازاد از طریق لوله ها منفجر شد
18. The agricultural surplus was taken over almost in its entirety by the ruler.
[ترجمه ترگمان]مازاد کشاورزی تقریبا در تمامیت آن توسط پادشاه گرفته شد
[ترجمه گوگل]مازاد کشاورزی توسط حاکم تقریبا تمام شد
19. The balance of payments was in surplus last year .
[ترجمه ترگمان]توازن پرداخت ها در سال گذشته مازاد بود
[ترجمه گوگل]تعادل پرداخت ها در سال گذشته مازاد بود
20. Surplus grain is being sold for export.
[ترجمه ترگمان]مازاد گندم برای صادرات فروخته می شود
[ترجمه گوگل]دانه های اضافی برای صادرات فروخته می شوند
21. The pension fund is in surplus.
[ترجمه ترگمان]صندوق بازنشستگی مازاد است
[ترجمه گوگل]صندوق بازنشستگی مازاد است