کلمه جو
صفحه اصلی

subscription


معنی : اشتراک، تعهد پرداخت، ابونمان، پول اعانه، وجه اشتراک مجله
معانی دیگر : (امور خیریه و غیره) مبلغ تقبل یا تعهد شده، اعانه، کمک مالی، (روزنامه و غیره) آبونمان، حق اشتراک، امضا، دستینه، صحه گذاری، دستینه گذاری، سند امضا شده، مدرک دستینه دار، (به ویژه کتبی) توافق، تایید، رضایت نامه، توافق نامه، اجازه نامه، (تئاتر و کنسرت و غیره) بلیط سالیانه، اشتراک فصلی، عضویت، حق عضویت، بخشی از نسخه ی دکتر که مربوط به داروساز است، (کلیسای انگلیکان) پذیرش 39 اصل شرعی

انگلیسی به فارسی

کمک، کمک مالی، اعانه


(مجله، روزنامه، وب‌سایت و غیره) حق اشتراک، آبونمان، (در باشگاه ورزشی) حق عضویت


امضا، زیر نویس


پذیره‌نویسی


اشتراک، ابونمان، اشتراک، تعهد پرداخت، ابونمان، پول اعانه، وجه اشتراک مجله


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: subscriptive (adj.)
(1) تعریف: a contract to receive a specified number of issues of a publication or tickets to a series of events, usu. paid for in advance.

(2) تعریف: something subscribed or subscribed to.

(3) تعریف: the act of subscribing.

• payment given for regularly scheduled performances or publications (i.e. magazine, concert series, etc.); endorsement, signing of one's name
a subscription is a fixed amount of money that you pay regularly in order to belong to a club or society, or in order to receive copies of a magazine or newspaper.

دیکشنری تخصصی

[حسابداری] اشتراک ؛ تعهد پرداخت

مترادف و متضاد

اشتراک (اسم)
meet, sharing, unity, subscription

تعهد پرداخت (اسم)
subscription

ابونمان (اسم)
subscription

پول اعانه (اسم)
subscription

وجه اشتراک مجله (اسم)
subscription

جملات نمونه

1. the subscription amounted to 5000 dollars
جمع وجوه تقبل شده بالغ بود بر 5000 دلار.

2. your subscription has lapsed
آبونمان شما تمام شده است.

3. a trial subscription to a magazine
آبونمان امتحانی یک مجله

4. to renew one's subscription
آبونمان خود را تجدید کردن

5. i am planning to discontinue my subscription
خیال دارم آبونمان خود را قطع کنم.

6. They decided to raise money by subscription.
[ترجمه ترگمان]آن ها تصمیم گرفتند که پول را با اعانه جمع کنند
[ترجمه گوگل]آنها تصمیم گرفتند پول را با اشتراک به دست بیاورند

7. Are you interested in taking out a subscription to Newsweek ?
[ترجمه ترگمان]آیا به این علاقه داری که اشتراک مجله نیوزویک را قبول کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا شما علاقه مند به اخذ عضویت در نیوزویک هستید؟

8. I have renewed my subscription to the evening paper.
[ترجمه ترگمان]من subscription را به روزنامه عصر باز کرده ام
[ترجمه گوگل]من اشتراک خود را به روزنامه نوشتم

9. They decided to raise the money by subscription.
[ترجمه ترگمان]آن ها تصمیم گرفتند که پول را با اعانه جمع کنند
[ترجمه گوگل]آنها تصمیم گرفتند پول را با اشتراک بفروشند

10. The magazine subscription expires with the current issue.
[ترجمه ترگمان]اشتراک مجله با موضوع فعلی منقضی می شود
[ترجمه گوگل]اشتراک مجله با موضوع فعلی منقضی شده است

11. We paid a subscription of 5 pounds yearly.
[ترجمه ترگمان]ما سالانه مبلغ ۵ پوند را پرداخت کردیم
[ترجمه گوگل]ما سالانه اشتراک 5 پوند پرداخت کردیم

12. to take out an annual subscription to 'Newsweek'
[ترجمه ترگمان]تا یک اشتراک سالیانه را به نیوزویک پیشنهاد کند
[ترجمه گوگل]برای به اشتراک گذاشتن سالانه �نیوزویک�

13. A subscription was got up by the Old Boys to provide the school with a new pavilion.
[ترجمه ترگمان]یک اشتراک شبانه روزی توسط پسران پیر برای فراهم کردن مدرسه با یک غرفه جدید تهیه شد
[ترجمه گوگل]یک اشتراک توسط 'پسران قدیمی' بوجود آمد تا مدرسه را با یک غرفه جدید تأسیس کند

14. You may cancel your subscription at any time.
[ترجمه ترگمان]ممکن است هر وقت subscription را لغو کنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید اشتراک خود را در هر زمان لغو کنید

15. Taking the opportunity of arranging three subscription concerts in Strasburg he got stranded there because of serious flooding.
[ترجمه ترگمان]با صرف امکان ترتیب دادن سه کنسرت مشترک در Strasburg به دلیل سیل شدید در آنجا گرفتار شد
[ترجمه گوگل]با در نظر گرفتن فرصتی برای تنظیم سه کنسرت در اشترورسبورگ، او در آنجا به علت سیل های جدی به سر می برد

16. Alternatively, take out a subscription to Ideal Home.
[ترجمه ترگمان]متناوبا، یک اشتراک به خانه ایده آل انجام دهید
[ترجمه گوگل]به طور خلاصه، اشتراک در خانه ایده آل را بیرون ببرید

The subscription amounted to 5000 dollars.

جمع وجوه تقبل شده بالغ بود بر 5000 دلار.


to renew one's subscription

آبونمان خود را تجدید کردن


پیشنهاد کاربران

هزینه درقبال. .

( حسابداری ) پذیره نویسی سهام

حق عضویت، حق اشتراک، آبنومان

فرمانبرداری

در حسابداری به معنی پذیره نویسی

اشتراک ( روزنامه، مجله و غیره )

A magazine subscription usually only runs ( = can be used ) for one year

آبونمان


subscription ( عمومی )
واژه مصوب: حق اشتراک
تعریف: مبلغی که برای اشتراک استفاده از آب و برق و مطبوعات و امثال آن پرداخت شود


کلمات دیگر: