1. There's a sufficiency of drama in these lives to sustain your interest.
[ترجمه ترگمان]در این زندگی ها مقدار زیادی از درام وجود دارد که علاقه شما را حفظ می کند
[ترجمه گوگل]برای حفظ علاقه به شما، این درامها به اندازه کافی مناسب است
2. Our country has sufficiency of natural resources.
[ترجمه ترگمان]کشور ما دارای خودکفایی منابع طبیعی است
[ترجمه گوگل]کشور ما دارای منابع طبیعی کافی است
3. The war has affected the country's economic sufficiency.
[ترجمه ترگمان]این جنگ بر خودکفایی اقتصادی کشور تاثیر گذاشته است
[ترجمه گوگل]جنگ بر تأثیر اقتصادی کشور تاثیر گذاشته است
4. Make sure there a sufficiency of time allowed for the analysis of data.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که زمان زیادی برای تجزیه و تحلیل داده ها وجود داشته باشد
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که زمان لازم برای تجزیه و تحلیل داده ها به اندازه کافی وجود دارد
5. And any prudent owner would carry a sufficiency of lifebelts and life-jackets for the passengers and crew.
[ترجمه ترگمان]و هر صاحب حزم و احتیاط برای مسافران و جاشو ان کفایت خواهد کرد
[ترجمه گوگل]و هر مالک محتاطانه، کمربندهای زندگی و کت و شلوار برای مسافران و خدمه حمل می شود
6. Is there a sufficiency of time allowed for the analysis of data?
[ترجمه ترگمان]آیا برای تجزیه و تحلیل داده ها زمان زیادی وجود دارد؟
[ترجمه گوگل]آیا زمان لازم برای تجزیه و تحلیل داده ها به اندازه کافی وجود دارد؟
7. Objective: To investigate the sufficiency of comprehensive therapy in the preservation of laryngeal function of carcinoma of pyriform sinus.
[ترجمه ترگمان]هدف: بررسی میزان کافی درمان جامع در نگهداری از عملکرد laryngeal سینوس حفره ای
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی کافی از درمان جامع در حفظ عملکرد حنجره کارسینوم سینوس پنیرام
8. Almost any exhibition of complete self - sufficiency draws a stunned tribute from me.
[ترجمه ترگمان]تقریبا هر نمایشگاهی از خودکفایی کامل، احترامی حیرت اور از من به وجود می آورد
[ترجمه گوگل]تقریبا هر نمایشگاهی از خودکفایی کامل، ادای احترام متفاوتی از من به وجود می آورد
9. The sufficiency of virtual work principle is directly prove l through physical concepts in this paper so that it is better than through mathematical approach in revealing the physical essence.
[ترجمه ترگمان]کفایت یک اصل کار مجازی به طور مستقیم از طریق مفاهیم فیزیکی در این مقاله به اثبات رسیده است، به طوری که بهتر از طریق رویکرد ریاضی در آشکار کردن ماهیت فیزیکی است
[ترجمه گوگل]کافی بودن اصل کار مجازی مستقیما از طریق مفاهیم فیزیکی در این مقاله اثبات شده است به طوری که بهتر از رویکرد ریاضی در آشکار کردن جوهر فیزیکی است
10. His genial sufficiency was a taunt and a mockery to many.
[ترجمه ترگمان]این کافی بود که به او طعنه و کنایه بزند
[ترجمه گوگل]کافی بودن او به اندازه کافی سخت بود و به بسیاری از آنها خجالت زده شده بود
11. The results show that the currentness and sufficiency of the EWOM content, as well as the product involvement, will cause significant influence to EWOM communication behavior.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهد که the و کفایت محتوای EWOM و نیز مشارکت محصول باعث تاثیر قابل توجهی بر رفتار ارتباطی EWOM می شود
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که جریان و کافی از محتوای EWOM، و همچنین دخالت محصول، تاثیر قابل توجهی بر رفتار ارتباطی EWOM خواهد داشت
12. After publication of the final draft, the sufficiency of the draft may be challenged in court.
[ترجمه ترگمان]پس از انتشار پیش نویس نهایی، ممکن است که این پیش نویس در دادگاه به چالش کشیده شود
[ترجمه گوگل]پس از انتشار پیش نویس نهایی، کافی بودن پیش نویس ممکن است در دادگاه به چالش بکشد
13. Her father questioned the young suitor's sufficiency.
[ترجمه ترگمان]پدرش از آن خواستگار جوان سوال کرد
[ترجمه گوگل]پدرش سوال از کافی بودن جوایز جوان را پرسید
14. And, from the non-performing loan rate, the capital sufficiency of capital, profit ability, the fluid risk four angles elaborated our country Bank system fragility present situation.
[ترجمه ترگمان]و از میزان وام غیر اجرا، کفایت سرمایه، توانایی سود، ریسک مایع چهار زاویه وضعیت آسیب پذیری سیستم بانک کشورمان را تشریح کرد
[ترجمه گوگل]و از نرخ وام غیرفعال، میزان سرمایه کافی از سرمایه، توانایی سود، ریسک سیال چهار زاویه، کشور ما را شگفت زده ساخت کشور سیستم وضعیت کنونی وضعیت