کلمه جو
صفحه اصلی

stewardship


معنی : نظارت، مباشرت، نظارت خرج، رفاقت و معاونت
معانی دیگر : نظارت، نظارت خرج، رفاقت ومعاونت، مباشرت

انگلیسی به فارسی

نظارت، نظارت خرج، رفاقت ومعاونت، مباشرت


نگهداری، مباشرت، نظارت، نظارت خرج، رفاقت و معاونت


انگلیسی به انگلیسی

• office or position of a steward
stewardship is the responsibility of looking after something; a formal word.

دیکشنری تخصصی

[حسابداری] مباشرت

مترادف و متضاد

نظارت (اسم)
supervision, superintendency, surveillance, bailiwick, stewardship, superintendence, helm, presidency, proctorship

مباشرت (اسم)
superintendency, bailiwick, stewardship, superintendence

نظارت خرج (اسم)
stewardship

رفاقت و معاونت (اسم)
stewardship

جملات نمونه

1. Some critics have doubts about his stewardship of the nation.
[ترجمه ترگمان]برخی از منتقدان در مورد نظارت او نسبت به این کشور شک دارند
[ترجمه گوگل]بعضی از منتقدان در مورد نظارت بر ملت شکی دارند

2. The organization certainly prospered under his stewardship.
[ترجمه ترگمان]این سازمان مسلما تحت نظارت او رونق یافت
[ترجمه گوگل]این سازمان مطمئنا تحت نظارتش موفق بوده است

3. Under his stewardship, the UN's repute has risen immeas-urably.
[ترجمه ترگمان]تحت نظارت او، شهرت سازمان ملل immeas - urably افزایش یافته است
[ترجمه گوگل]طبق نظارتش، اعتبار سازمان ملل متحد، به شدت افزایش یافته است

4. And he called it the long-term stewardship of a precious natural resource.
[ترجمه ترگمان]و آن را نظارت بلند مدت یک منبع طبیعی ارزشمند نامید
[ترجمه گوگل]و او آن را مدیریت بلند مدت منابع طبیعی گرانبها نامید

5. Some are ambivalent about Bill Clinton and his stewardship of the nation.
[ترجمه ترگمان]برخی درباره بیل کلینتون و نظارت او نسبت به ملت مردد هستند
[ترجمه گوگل]بعضی از آنها در مورد بیل کلینتون و نظارت بر او بر ملت متضاد هستند

6. He wants us to account for our stewardship.
[ترجمه ترگمان] اون می خواد که ما سرپرستی stewardship رو به عهده بگیریم
[ترجمه گوگل]او می خواهد ما را برای مدیریت ما حساب کند

7. The brothers actually harbored private concerns about his stewardship of the department, which they occasionally voiced to friends.
[ترجمه ترگمان]این دو برادر در واقع نگرانی های شخصی در مورد سرپرستی او در این بخش دارند که گاهی اوقات با دوستان خود ابراز نگرانی می کنند
[ترجمه گوگل]در واقع برادران نگرانی های خصوصی را در مورد نظارت بر اداره آن داشتند، که بعضی اوقات به دوستانشان می گفتند

8. In its narrowly defined sense the responsibility of stewardship is to demonstrate that those assets have not been misappropriated.
[ترجمه ترگمان]در مفهوم تعیین شده خود، مسیولیت نظارت بر این است که ثابت کند که آن دارایی ها سو استفاده نشده اند
[ترجمه گوگل]در معنای محدود خود، مسئولیت نظارت باید نشان دهد که این دارایی ها مورد غلط قرار گرفته اند

9. In non-profit organizations, particularly in Type B, the stewardship accounts provide much more limited measures of performance.
[ترجمه ترگمان]در سازمان های غیر انتفاعی، به خصوص در نوع B، حساب های نظارتی مقادیر بسیار محدودی از عملکرد ارایه می دهند
[ترجمه گوگل]در سازمان های غیر انتفاعی، به ویژه در نوع B، حساب های نگهداری، اقدامات بسیار محدودتری را برای عملکرد انجام می دهند

10. He may also have kept the stewardship of Tottington and Rochdale, in spite of Edward's orders to the contrary.
[ترجمه ترگمان]او همچنین ممکن است به رغم دستورهای ادوارد که خلاف دستور ادوارد بود، the و Rochdale را حفظ کند
[ترجمه گوگل]او همچنین ممکن است نظارت بر Tottington و Rochdale را حفظ کند، به رغم دستور العمل های ادوارد بر خلاف آن است

11. What does financial stewardship mean to project participants, project beneficiaries, and TRF?
[ترجمه ترگمان]نظارت مالی چه معنایی برای شرکت کنندگان در پروژه، ذینفعان پروژه، و TRF دارد؟
[ترجمه گوگل]مدیریت مالی به چه معنا است برای شرکت کنندگان پروژه، متقاضیان پروژه، و TRF؟

12. What are the basic financial stewardship responsibilities required for all TRF grants?
[ترجمه ترگمان]مسئولیت های اصلی نظارت مالی که برای همه کمک های مالی مورد نیاز است کدامند؟
[ترجمه گوگل]اسناد مالی پایه مالی مورد نیاز برای تمام کمک های مالی TRF چیست؟

13. This will help to relieve stewardship of the victims of the war.
[ترجمه ترگمان]این امر به کاهش نظارت بر قربانیان جنگ کمک خواهد کرد
[ترجمه گوگل]این کمک خواهد کرد تا رفاه مردم قربانیان جنگ را کاهش دهد

14. It goes to show what stupendously bad Treasury stewardship can do.
[ترجمه ترگمان]این نشان می دهد که نظارت خزانه داری چقدر بد می تواند انجام دهد
[ترجمه گوگل]این نشان می دهد که چه کاری می تواند انجام دهد

15. The farm was quite a different place under Mom's stewardship.
[ترجمه ترگمان] اداره \"Mom\" یه جای کاملا متفاوت بود
[ترجمه گوگل]مزرعه تحت نظارت مامان کاملا متفاوت بود

پیشنهاد کاربران

پاسداشت

نگهبانی


تولیت ( بهداشت )

خادمیت ( در بخش دولتی ) در مقابل عاملیت ( دربخش خصوصی )

حفاظت

حسابدهی ( کاربرد در حسابداری )

کار خدا - تغییر الهی
these promote speculations rather than the stewardship from God that is by faith
زیرا اینها بجای ترویج کار خدا که از راه ایمان ممکن می شود مباحثات را دامن میزنند.



سرپرستی

مراقبت


کلمات دیگر: