کلمه جو
صفحه اصلی

steering committee


(در مجالس مقننه) کمیته ی تعیین دستور جلسه، کمیته رهبری، کمیته مامور تهیه برنامه کار یک مجلس یا مجمع

انگلیسی به فارسی

کمیته رهبری، کمیته مامور تهیه برنامه کار یک مجلس یا مجمع


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a committee that determines the schedule and business agenda of a legislative body or the like.

• group in charge of navigation

دیکشنری تخصصی

[حسابداری] کمیته هدایت

مترادف و متضاد

directing group


Synonyms: council, executive committee, interlocking directorate, panel, quango, select committee


جملات نمونه

1. There will be an economic steering committee with representatives of each of the republics.
[ترجمه ترگمان]یک کمیته راهبری اقتصادی با نمایندگان هر یک از این جمهوری وجود خواهد داشت
[ترجمه گوگل]یک کمیته رهبری اقتصادی با نمایندگان هر یک از جمهوری ها وجود خواهد داشت

2. The all-powerful steering committee continued to exercise control.
[ترجمه ترگمان]کمیته رهبری قوی همچنان به کنترل ادامه کار خود ادامه می دهد
[ترجمه گوگل]کمیته فرماندهی قدرتمندی همچنان به کنترل خود ادامه داد

3. A steering committee has been formed. These people can make decisions in ten minutes which would usually take us months.
[ترجمه ترگمان]یک کمیته فرمان تشکیل شده است این افراد می توانند در ده دقیقه تصمیم بگیرند که معمولا ماه ها طول می کشد
[ترجمه گوگل]یک کمیته فرماندهی تشکیل شده است این افراد می توانند ده دقیقه تصمیم گیری کنند که معمولا ما ماه ها را می گیرند

4. Finally, a steering committee was formed late last year and, within two months, the organizational meeting was held.
[ترجمه ترگمان]در نهایت، یک کمیته فرمان در اواخر سال گذشته تشکیل شد و در عرض دو ماه نشست سازمان برگزار شد
[ترجمه گوگل]در نهایت، یک کمیته فرماندهی در اواخر سال گذشته شکل گرفت و در طی دو ماه، جلسه سازمانی برگزار شد

5. In the last four months, Hernandez developed a steering committee of parents, students, non-profit groups and businesses.
[ترجمه ترگمان]در چهار ماه گذشته، هرناندز متشکل از والدین، دانشجویان، گروه های غیرانتفاعی و تجاری بود
[ترجمه گوگل]در چهار ماه گذشته، هرناندز یک کمیته فرماندهی والدین، دانشجویان، گروه های غیر انتفاعی و کسب و کارها را توسعه داد

6. A racial equality steering committee has now been set up to monitor discrimination in Darlington and the county as a whole.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر یک کمیته کنترل برابری نژادی برای نظارت بر تبعیض در دارلینگتون و استان به عنوان یک کل تشکیل شده است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر کمیته رهبری نژادی در راستای نظارت بر تبعیض در دارلینگتون و کل منطقه تنظیم شده است

7. A steering committee of students, artists, curatorial staff and lecturers was set up.
[ترجمه ترگمان]یک کمیته راهبری برای دانشجویان، هنرمندان، کارکنان curatorial و مدرسان راه اندازی شد
[ترجمه گوگل]یک کمیته فرعی دانشجویان، هنرمندان، کارکنان متخصص و استادان ایجاد شد

8. The steering committee on refugees resumes in Geneva next month.
[ترجمه ترگمان]کمیته راهبری پناهندگان ماه آینده در ژنو به کار خود ادامه می دهد
[ترجمه گوگل]کمیته رهبری پناهندگان در ماه ژوئن در ژنو برگزار می شود

9. The Club is run by a steering committee elected from the membership.
[ترجمه ترگمان]این باشگاه توسط یک کمیته راهبری که از عضویت انتخاب شده است، اداره می شود
[ترجمه گوگل]باشگاه توسط یک کمیته فرماندهی انتخاب شده از سوی عضویت اداره می شود

10. So far the steering committee comprises representatives from its lead bank, Barclays, and four big lenders.
[ترجمه ترگمان]تا کنون، کمیته راهبری شامل نمایندگانی از بانک اصلی، بارکلیز و چهار وام دهنده بزرگ است
[ترجمه گوگل]تا کنون کمیته فرماندهی شامل نمایندگان بانک اصلی، بارکلیز و چهار وام دهنده بزرگ است

11. He was also on the steering committee for the Hillsborough disaster cases.
[ترجمه ترگمان]او همچنین عضو کمیته فرمان the حادثه Hillsborough بود
[ترجمه گوگل]او همچنین در کمیته رهبری موارد حادثه هیلزبورو بود

12. The steering committee did however recommend the appointment of a Prime Minister, and provision for greater freedom of information.
[ترجمه ترگمان]با این حال، کمیته فرمان انتصاب نخست وزیر را توصیه کرده و خواستار آزادی بیشتر اطلاعات شده است
[ترجمه گوگل]اما کمیته فرماندهی توصیه کرد که نخست وزیر را تعیین کند و برای آزادی بیشتری از اطلاعات فراهم کند

13. A thirteen-person steering committee was elected to draw up a draft constitution and a programme of activities.
[ترجمه ترگمان]یک کمیته سیزده نفره برای تهیه پیش نویس یک قانون اساسی و یک برنامه فعالیت انتخاب شد
[ترجمه گوگل]یک کمیته فرماندهی 13 نفره برای تهیه یک پیش نویس قانون اساسی و برنامه ای از فعالیت ها انتخاب شد

14. The Steering Committee, consisting of anybody who came to the meetings, ended up with 37 people.
[ترجمه ترگمان]کمیته راهبری، متشکل از هر کسی که به این جلسات آمده بود، با ۳۷ نفر به پایان رسید
[ترجمه گوگل]کمیته فرماندهی که متشکل از هر کسی که به جلسات آمده بود، به 37 نفر رسید

پیشنهاد کاربران

کمیته راهبری


کمیته راهبری/ رهبری

کمیته ناظر و هدایت کننده

کمیته رهبری


کلمات دیگر: