مرکز خرید
shopping centre
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• a shopping centre is an area in a town where a lot of shops have been built close together.
دیکشنری تخصصی
[حسابداری] مرکز(بزرگ)تجاری
جملات نمونه
1. He is the architect who planned the new shopping centre.
[ترجمه ترگمان]او معمار است که مرکز خرید جدید را برنامه ریزی کرده است
[ترجمه گوگل]او معمار است که مرکز خرید جدید را برنامه ریزی کرده است
[ترجمه گوگل]او معمار است که مرکز خرید جدید را برنامه ریزی کرده است
2. On the debit side the new shopping centre will increase traffic problems.
[ترجمه ترگمان]از طرف دیگر، مرکز خرید جدید مشکلات ترافیکی را افزایش خواهد داد
[ترجمه گوگل]از طرف بدهی، مرکز خرید جدید مشکلات ترافیکی را افزایش خواهد داد
[ترجمه گوگل]از طرف بدهی، مرکز خرید جدید مشکلات ترافیکی را افزایش خواهد داد
3. The new shopping centre was constructed at a cost of 1 million.
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید جدید با هزینه ای برابر با ۱ میلیون دلار ساخته شد
[ترجمه گوگل]مرکز خرید جدید با هزینه 1 میلیون ساخته شد
[ترجمه گوگل]مرکز خرید جدید با هزینه 1 میلیون ساخته شد
4. A terrorist bomb ripped through the town's packed shopping centre.
[ترجمه ترگمان]یک بمب تروریستی در مرکز خرید شلوغ شهر منفجر شد
[ترجمه گوگل]یک بمب تروریستی از طریق مرکز خرید بسته بندی شهر پاره شد
[ترجمه گوگل]یک بمب تروریستی از طریق مرکز خرید بسته بندی شهر پاره شد
5. The policeman directed me to the shopping centre.
[ترجمه ترگمان]پلیس مرا به مرکز خرید هدایت کرد
[ترجمه گوگل]پلیس به من مراجعه کرد به مرکز خرید
[ترجمه گوگل]پلیس به من مراجعه کرد به مرکز خرید
6. The parking facilities are inadequate for a busy shopping centre.
[ترجمه ترگمان]تسهیلات پارکینگ برای یک مرکز خرید شلوغ کافی نیستند
[ترجمه گوگل]امکانات پارکینگ برای یک مرکز خرید شلوغ ناکافی است
[ترجمه گوگل]امکانات پارکینگ برای یک مرکز خرید شلوغ ناکافی است
7. The shopping centre agreed to desist from false advertising.
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید با خودداری از تبلیغات دروغین موافقت کرد
[ترجمه گوگل]مرکز خرید موافقت کرد که از تبلیغات نادرست خودداری کند
[ترجمه گوگل]مرکز خرید موافقت کرد که از تبلیغات نادرست خودداری کند
8. The shopping centre also incorporates a library and a bank.
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید همچنین یک کتابخانه و یک بانک را در بر می گیرد
[ترجمه گوگل]مرکز خرید همچنین دارای یک کتابخانه و یک بانک است
[ترجمه گوگل]مرکز خرید همچنین دارای یک کتابخانه و یک بانک است
9. The shopping centre took the full force of the blast.
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید نیروی کامل این انفجار را گرفت
[ترجمه گوگل]مرکز خرید نیروی کامل انفجار را گرفت
[ترجمه گوگل]مرکز خرید نیروی کامل انفجار را گرفت
10. The centrepiece of the shopping centre is a giant fountain.
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید یک فواره بزرگ است
[ترجمه گوگل]مرکز خرید مرکز چشمه ای غول پیکر است
[ترجمه گوگل]مرکز خرید مرکز چشمه ای غول پیکر است
11. An ugly shopping centre stands across from one of the few buildings with character.
[ترجمه ترگمان]یک مرکز خرید زشت روبروی یکی از چند ساختمان با شخصیت قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]یک مرکز خرید زشت در کنار یکی از چند ساختمان با شخصیت ایستاده است
[ترجمه گوگل]یک مرکز خرید زشت در کنار یکی از چند ساختمان با شخصیت ایستاده است
12. The station, shopping centre and school lie within a one-mile radius of the house.
[ترجمه ترگمان]ایستگاه، مرکز خرید و مدرسه در شعاع یک مایل از خانه قرار دارند
[ترجمه گوگل]ایستگاه، مرکز خرید و مدرسه در شعاع یک مایل از خانه قرار دارد
[ترجمه گوگل]ایستگاه، مرکز خرید و مدرسه در شعاع یک مایل از خانه قرار دارد
13. They designated the new shopping centre York Plaza.
[ترجمه ترگمان]آن ها این مرکز خرید جدید در نیویورک را تعیین کردند
[ترجمه گوگل]آنها مرکز خرید جدید York Plaza را انتخاب کردند
[ترجمه گوگل]آنها مرکز خرید جدید York Plaza را انتخاب کردند
14. The new shopping centre is designated Modern Plaza.
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید جدید، میدان مدرن نامیده می شود
[ترجمه گوگل]مرکز خرید جدید 'مدرن پلازا' نامگذاری شده است
[ترجمه گوگل]مرکز خرید جدید 'مدرن پلازا' نامگذاری شده است
15. The shopping centre is not roofed over.
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید با سقف پوشیده نشده است
[ترجمه گوگل]مرکز خرید بیش نیست
[ترجمه گوگل]مرکز خرید بیش نیست
کلمات دیگر: