کلمه جو
صفحه اصلی

supply and demand


عرضه وتقاضا

انگلیسی به انگلیسی

• powers of the market that are responsible for setting the prices according to the relationship between the offered amount of a product to the actual amount that is wanted by the public

دیکشنری تخصصی

[حسابداری] عرضه و تقاضا
[عمران و معماری] تولید و مصرف - عرضه و تقاضا

جملات نمونه

1. The heart of the problem is supply and demand.
[ترجمه ترگمان]قلب مشکل تامین و تقاضا است
[ترجمه گوگل]قلب مشکل عرضه و تقاضا است

2. Prices change according to supply and demand.
[ترجمه ترگمان]قیمت ها مطابق با عرضه و تقاضا تغییر می کنند
[ترجمه گوگل]قیمت ها با توجه به عرضه و تقاضا تغییر می کنند

3. The law of supply and demand governs the prices of goods.
[ترجمه ترگمان]قانون عرضه و تقاضا بر قیمت کالاها نظارت دارد
[ترجمه گوگل]قانون عرضه و تقاضا قیمت کالاها را کنترل می کند

4. Supply and demand on the currency market will generally balance.
[ترجمه ترگمان]عرضه و تقاضا در بازار ارز به طور کلی متعادل خواهد بود
[ترجمه گوگل]عرضه و تقاضا در بازار ارز به طور کلی توازن خواهد داشت

5. As noted elsewhere, it is the relevant supply and demand elasticities that matter.
[ترجمه ترگمان]همانطور که در جاه ای دیگر نیز اشاره شد، این امر، عرضه و کشش مربوطه آن ماده است
[ترجمه گوگل]همانطور که در جاهای دیگر ذکر شد، این مسئله مربوط به انعطاف پذیری عرضه و تقاضا است

6. Second, a decrease in both supply and demand can be subjected to similar analysis.
[ترجمه ترگمان]دوم، کاهشی در عرضه و تقاضا می تواند در معرض آنالیز مشابهی قرار گیرد
[ترجمه گوگل]دوم، کاهش تقاضا و تقاضا می تواند به تجزیه و تحلیل مشابهی برسد

7. A graphic analysis of supply and demand should yield the same conclusions.
[ترجمه ترگمان]تحلیل گرافیکی عرضه و تقاضا باید نتیجه یکسانی داشته باشد
[ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل گرافیکی عرضه و تقاضا باید نتیجه گیری مشابهی داشته باشد

8. During the fifteenth century, the laws of supply and demand worked in favour of the peasantry.
[ترجمه ترگمان]در طی قرن پانزدهم، قوانین عرضه و تقاضا به نفع ده نشینان کار می کردند
[ترجمه گوگل]در طول قرن پانزدهم، قوانین عرضه و تقاضا به نفع دهقانان کار می کردند

9. Incidentally, the possibility that supply and demand will both change in a gig-en period of time is not unlikely.
[ترجمه ترگمان]ضمنا، این احتمال که عرضه و تقاضا هر دو در یک گردش کار تغییر کند - در یک دوره زمانی بعید است
[ترجمه گوگل]در ضمن، احتمال این که عرضه و تقاضا هر دو در دوره ای از زمان تغییر کند، بعید نیست

10. The market supply and demand situation prevailing when economic profits become zero will determine the total amount of X produced.
[ترجمه ترگمان]وضعیت عرضه و تقاضا در زمانی غالب می شوند که سود اقتصادی به صفر برسد، مقدار کلی X تولید شده را تعیین می کند
[ترجمه گوگل]وضعیت عرضه و تقاضای بازار که غالبا زمانی که سود اقتصادی صفر به دست می آید، کل مقدار X تولید شده را تعیین می کند

11. Suppose first that supply and demand both increase.
[ترجمه ترگمان]ابتدا فرض کنید که عرضه و تقاضا هر دو افزایش می یابد
[ترجمه گوگل]ابتدا فرض کنید که عرضه و تقاضا هر دو افزایش می یابد

12. Problems would seem to exist on both the supply and demand side of the labour market for designers.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که مشکلات در هر دو طرف عرضه و تقاضا برای طراحان بازار کار وجود دارد
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد مشکلات در دو طرف عرضه و تقاضای بازار کار برای طراحان وجود دارد

13. The yield curve is therefore determined by supply and demand conditions in each market segment without reference to conditions in other segments.
[ترجمه ترگمان]بنابراین منحنی بازده با شرایط عرضه و تقاضا در هر بخش بازار بدون اشاره به شرایط در بخش های دیگر تعیین می شود
[ترجمه گوگل]بنابراین منحنی محصول به واسطه شرایط عرضه و تقاضا در هر بخش بازار بدون مراجعه به شرایط در سایر بخش ها تعیین می شود

14. Interest rates reflect the disequilibrium between supply and demand.
[ترجمه ترگمان]نرخ های بهره، توازن بین عرضه و تقاضا را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]نرخ بهره منعکس کننده عدم تعادل بین عرضه و تقاضا است

15. Low wages come back to supply and demand.
[ترجمه ترگمان]دست مزد کم به عرضه و تقاضا باز می گردد
[ترجمه گوگل]دستمزد کم به عرضه و تقاضا میرسد

پیشنهاد کاربران

عرضه و تقاضا


کلمات دیگر: