کلمه جو
صفحه اصلی

shipping


معنی : ناوگان، حمل، کشتیرانی، ترابری
معانی دیگر : فرابرد، کشتی (ها)، ناو (ها)

انگلیسی به فارسی

ترابری، حمل، کشتیرانی، ناوگان


حمل دریایی، حمل، کشتیرانی، ترابری، ناوگان


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or business of one who ships.

(2) تعریف: a group of ships, esp. commercial ships, belonging to a single industry or country.

• business of sending or transporting cargo; sea voyage (archaic)
shipping refers to ships in general or to a group of ships.

دیکشنری تخصصی

[حسابداری] حمل، حمل و نقل
[عمران و معماری] ارسال کالا - حمل کالا
[حقوق] حمل ونقل، کشتیرانی
[نساجی] بارگیری - بارزدن و باراندازی کشتی - حمل با کشتی
[ریاضیات] کشتیرانی، حمل و نقل

مترادف و متضاد

ناوگان (اسم)
armada, fleet, navy, shipping

حمل (اسم)
bourse, shipping, portage, deportation, shipment, carting, conveyance, consignment

کشتیرانی (اسم)
shipping, sailing

ترابری (اسم)
shipping, transport, traffic, transportation

جملات نمونه

1. a main shipping route
یک راه اصلی کشتیرانی

2. we are shipping extra hands for the voyage
برای آن سفر دریایی داریم جاشویان اضافی اجیر می کنیم.

3. we estimated the cost of shipping by piggyback
ما هزینه ی حمل با دوش بری را برآورد کردیم.

4. the german's were trying to close our shipping lanes
آلمان ها می کوشیدند دریاراه های ما را ببندند.

5. The Greeks are still powerful players in world shipping.
[ترجمه آگاه] یونانی ها همچنان بازیکنان قدرتمندی در حمل و نقل جهانی هستند.
[ترجمه ترگمان]یونانی ها هنوز بازیکنان قدرتمندی در حمل و نقل جهانی هستند
[ترجمه گوگل]یونانیان همچنان بازیکنان قدرتمند در حمل و نقل جهانی هستند

6. The canal is open to shipping.
[ترجمه ترگمان]کانال باز است و باز می شود
[ترجمه گوگل]کانال برای حمل و نقل باز است

7. The canal has been closed to shipping.
[ترجمه ترگمان]کانال بسته است تا به کشتی برود
[ترجمه گوگل]کانال برای حمل و نقل بسته شده است

8. The shipping industry promulgated a voluntary code.
[ترجمه ترگمان]صنعت حمل و نقل یک قانون داوطلبانه را اعلام کرد
[ترجمه گوگل]صنعت حمل و نقل یک کد داوطلبانه را اعلام کرد

9. The shipping forecast gave warnings of gales.
[ترجمه ترگمان]پیش بینی حمل و نقل دریایی به رعد و برق هشدار داد
[ترجمه گوگل]پیش بینی های حمل و نقل هشدار دادند

10. Knock down the machine before shipping.
[ترجمه ترگمان]قبل از بارگیری دستگاه رو هم بزن به چاک
[ترجمه گوگل]قبل از حمل کالا را از دست ندهید

11. Betty started as a shipping clerk at the clothes factory.
[ترجمه ترگمان]بتی به عنوان منشی کش تیرانی در کارخانه لباس ها شروع به کار کرد
[ترجمه گوگل]بتی به عنوان یک کارمند حمل و نقل در کارخانه لباس آغاز شد

12. The shipping costs can be as high as 50 % of the invoice value of the goods.
[ترجمه ترگمان]هزینه های حمل و نقل می تواند به اندازه ۵۰ % ارزش فاکتور کالا باشد
[ترجمه گوگل]هزینه حمل و نقل می تواند تا 50٪ از ارزش فاکتور کالا باشد

13. pirates preyed upon the coast shipping.
[ترجمه ترگمان]دزدان دریایی ساحلی را شکار می کردند
[ترجمه گوگل]دزدان دریایی بر ساحل حمل و نقل

14. The English Channel is the busiest shipping lane in the world.
[ترجمه ترگمان]کانال انگلیسی شلوغ ترین خط کشتیرانی در جهان است
[ترجمه گوگل]کانال انگلیسی شلوغ ترین خطوط حمل و نقل در جهان است

15. The Foreign Office offered to pay the shipping line all the costs of diverting the ship to Bermuda.
[ترجمه ترگمان]وزارت امور خارجه پیشنهاد داد تا تمام هزینه های سفر کردن کشتی به برمودا را پرداخت کند
[ترجمه گوگل]وزارت امور خارجه پیشنهاد کرد که تمام خطوط حمل و نقل را به برمودا پرداخت کند

16. They're now shipping their long-awaited MS-DOS version of the X-Window System.
[ترجمه ترگمان]آن ها اکنون در حال ارسال نسخه (MS - DOS)بلند مدت خود از سیستم پنجره ای X هستند
[ترجمه گوگل]آنها در حال حاضر مدتها منتظر نسخه MS-DOS سیستم X-Window هستند

17. In 1959 the St Lawrence Seaway opened to shipping.
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۹۵۹، سنت لارنس seaway برای حمل و نقل باز شد
[ترجمه گوگل]در سال 1959 راه دریاچه St Lawrence برای حمل و نقل باز شد

پیشنهاد کاربران

ارسال کالا

پولی که به شرکت یا طرف مربوطه بابت تحویل کالا پرداخت می شود

حمل ونقل، حمل ونقل دریایی، ترابری دریایی، ناوبری

free shipping:ارسال رایگان


- عملی است که می خواهد دو یا چند شخصیت خیالی یا افراد مشهور در یک رابطه معمولاً عاشقانه به سر ببرند.
- عمل یا رویه بحث ، نوشتن ، یا امید به داشتن رابطه ای عاشقانه بین شخصیت های خیالی ، مانند داستان های هواداری ، یا بین افراد مشهور ، خواه این واقعیت عاشقانه واقعاً در کتاب ، نمایش و غیره باشد ، یا در زندگی واقعی
- . the shipping of TV characters
- . shipping in webcomics

the transport of goods by sea or some other means.
ارسال/فرستادن/انتقال کالا ( از طریق دریا و یا به هر وسیلۀ دیگر )

synonyms:
sending � mailing � transmittal � consignment � posting


کلمات دیگر: