1. a subsidiary of i. b. m.
یکی از شرکت های فرعی آی بی ام
2. a subsidiary product
محصول جنبی
3. a subsidiary subject
یک موضوع فرعی
4. The Locomotive Construction Company Ltd is a wholly-owned subsidiary of the Trust.
[ترجمه ترگمان]شرکت ساخت لوکوموتیو یک تابع وابسته به شرکت تراست است
[ترجمه گوگل]شرکت ساختمانی Locomotive با مسئولیت محدود یک شرکت متعلق به شرکت است
5. The subsidiary companies will now have more autonomy.
[ترجمه ترگمان]شرکت های تابعه در حال حاضر خودمختاری بیشتری خواهند داشت
[ترجمه گوگل]شرکت های تابعه اکنون دارای استقلال بیشتری خواهند بود
6. Subsidiary company get preferential treatment when it come to subcontract work.
[ترجمه ترگمان]شرکت Subsidiary زمانی که به subcontract رسید درمان ترجیحی به دست آورد
[ترجمه گوگل]هنگامی که قراردادی به قرارداد قرارداد می آید، شرکت فرعی پذیرفته می شود
7. The subsidiary eventually outgrew its parent company and took it over.
[ترجمه ترگمان]شرکت تابعه در نهایت شرکت اصلی خود را کوچک کرد و آن را به پایان رساند
[ترجمه گوگل]شرکت تابعه در نهایت شرکت والدین خود را فراموش کرد و آن را ادامه داد
8. All other issues are subsidiary to this one.
[ترجمه ترگمان]همه مسائل دیگر تابع این واحد هستند
[ترجمه گوگل]تمام مسائل دیگر به این یکی وابسته است
9. The company placed much money in its foreign subsidiary.
[ترجمه ترگمان]شرکت پول زیادی را در شرکت تابعه خارجی خود قرار داد
[ترجمه گوگل]این شرکت پول زیادی در شرکت تابعه خارجی اش قرار داده است
10. After the takeover, several subsidiary companies were demerged.
[ترجمه ترگمان]پس از تصاحب، چندین شرکت تابعه demerged شدند
[ترجمه گوگل]پس از پیروزی، چندین شرکت تابعه مجزا شدند
11. She's working for an overseas subsidiary of the company.
[ترجمه ترگمان]اون برای یه سری شرکت های خارجی از شرکت کار میکنه
[ترجمه گوگل]او برای یک شرکت فرعی در خارج از کشور مشغول به کار است
12. This question is subsidiary to the previous one.
[ترجمه ترگمان]این سوال فرعی تابع قبلی است
[ترجمه گوگل]این سوالی است که به صورت قبلی مطرح است
13. The company is a wholly owned subsidiary of SNL Research.
[ترجمه ترگمان]شرکت یک شرکت وابسته به شرکت SNL است
[ترجمه گوگل]این شرکت یک شرکت تابعه متعلق به SNL Research است
14. The economics ministry has increasingly played a subsidiary role to the finance ministry.
[ترجمه ترگمان]وزارت اقتصاد به طور فزاینده ای نقش تابعه وزارت دارایی را ایفا کرده است
[ترجمه گوگل]وزارت اقتصاد به طور فزاینده ای نقش مؤثری را در وزارت مالیه ایفا می کند
15. The company operates as a wholly-owned subsidiary of a large French company.
[ترجمه ترگمان]شرکت به عنوان یک تابع کاملا متعلق به یک شرکت بزرگ فرانسوی عمل می کند
[ترجمه گوگل]این شرکت به عنوان یک شرکت فرعی متعلق به یک شرکت بزرگ فرانسوی فعالیت می کند
16. We offer accounting as a subsidiary course.
[ترجمه ترگمان]ما حسابداری را به عنوان یک واحد فرعی ارائه می کنیم
[ترجمه گوگل]ما حسابداری را به عنوان یک دوره فرعی ارائه می دهیم