کلمه جو
صفحه اصلی

supplementary


معنی : اضافی، متمم، مکمل، تکمیلی، پس اورده، هم اورده
معانی دیگر : افزوده، ضمیمه، کمکی، پساختی، بسمندی

انگلیسی به فارسی

اضافی، متمم، مکمل، تکمیلی، پس آورده، هم آورده


مکمل، تکمیلی، متمم، اضافی، پس اورده، هم اورده


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: of the nature of or serving as a supplement; additional.
مشابه: accessory, additional, adjunct, auxiliary, more

- Some instructors rely solely on the textbook, but others use supplementary materials as well.
[ترجمه ترگمان] برخی از مربیان به تنهایی بر روی کتاب درسی تکیه می کنند، اما برخی دیگر از مواد مکمل نیز استفاده می کنند
[ترجمه گوگل] بعضی از آموزگاران صرفا در کتاب درس تکیه می کنند، اما بعضی دیگر نیز از مواد تکمیلی استفاده می کنند

• serving as a supplement; additional, extra
supplementary is used to describe something that is added to another thing, usually in order to improve it or make it adequate.

دیکشنری تخصصی

[حسابداری] متمم ؛ مکمل ؛ ضمیمه
[صنعت] تکمیلی، اضافی
[ریاضیات] متمم، مکمل، افزون

مترادف و متضاد

اضافی (صفت)
extra, additional, further, supplementary, supernumerary, plus, intercalary

متمم (صفت)
subsidiary, supplementary, complementary

مکمل (صفت)
perfect, complete, supplementary, completed, complementary, perfected

تکمیلی (صفت)
supplementary

پس اورده (صفت)
supplementary

هم اورده (صفت)
supplementary

additional


Synonyms: accompanying, added, ancillary, appended, augmenting, auxiliary, extra, increased, more


جملات نمونه

1. supplementary angle
زاویه ی مکمل

2. A supplementary volume has been published containing the index.
[ترجمه ترگمان]یک جلد مکمل حاوی شاخص منتشر شده است
[ترجمه گوگل]حجم تکمیلی حاوی این فهرست منتشر شده است

3. Provide them with additional background or with supplementary information.
[ترجمه ترگمان]آن ها را با پیش زمینه اضافی یا با اطلاعات تکمیلی در اختیار آن ها قرار دهید
[ترجمه گوگل]آنها را با پس زمینه اضافی یا اطلاعات تکمیلی ارائه دهید

4. A supplementary reading list is attached.
[ترجمه ترگمان]یک فهرست خواندن تکمیلی ضمیمه شده است
[ترجمه گوگل]یک لیست خواندن مکمل پیوست شده است

5. There is a supplementary water supply in case the rain supply fails.
[ترجمه ترگمان]در صورت عدم موفقیت تامین آب، یک منبع آب اضافی وجود دارد
[ترجمه گوگل]تامین آب اضافی در صورت عدم تامین باران وجود دارد

6. A supplementary grant may be awarded at the discretion of the committee.
[ترجمه ترگمان]یک کمک تکمیلی می تواند به صلاحدید این کمیته اهدا شود
[ترجمه گوگل]اعطای تکمیلی به اختیارات کمیته اعطا می شود

7. This can involve materials already in school, some supplementary materials or the careful planning of a visit or trip.
[ترجمه ترگمان]این می تواند شامل مواد در حال حاضر در مدرسه، برخی مواد مکمل یا برنامه ریزی دقیق سفر یا سفر باشد
[ترجمه گوگل]این می تواند شامل مواد در حال حاضر در مدرسه، برخی از مواد مکمل و یا برنامه ریزی دقیق از سفر و یا سفر است

8. The overall limit on the extent to which supplementary capital may be aggregated with reserves is also varied.
[ترجمه ترگمان]حد کلی تا حدی که سرمایه مکمل با ذخایر جمع آوری شود نیز متفاوت است
[ترجمه گوگل]محدودیت کلی درمورد اینکه سرمایه ممتد ممکن است با ذخایر جمع شود، متفاوت است

9. These and other language-based materials are offered as supplementary materials which will slot into a range of syllabuses.
[ترجمه ترگمان]این مواد و سایر مطالب مبتنی بر زبان به عنوان مواد مکمل پیشنهاد می شوند که در طیف وسیعی از برنامه درسی قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]این و دیگر مواد مبتنی بر زبان به عنوان مواد تکمیلی ارائه می شوند که در یک سری برنامه های آموزشی قرار می گیرند

10. From April 1988 the supplementary pension system will cease to exist and will be replaced by income support.
[ترجمه ترگمان]از آوریل ۱۹۸۸، سیستم بازنشستگی مکمل دیگر وجود نخواهد داشت و با حمایت از درآمد جایگزین خواهد شد
[ترجمه گوگل]از ماه آوریل سال 1988 سیستم بازنشستگی تکمیلی متوقف خواهد شد و با حمایت درآمد جایگزین خواهد شد

11. Under the supplementary benefit system, single parents could earn additional income and only part of this was offset against their benefit.
[ترجمه ترگمان]تحت سیستم مزایای مکمل، والدین مجرد می توانستند درآمد اضافی داشته باشند و تنها بخشی از آن جبران سود آن ها بود
[ترجمه گوگل]تحت سیستم مزایای تکمیلی، والدین مجرد می توانند درآمد بیشتری کسب کنند و تنها بخشی از این درآمد بر عهده ی آنها بود

12. Some supplementary finance is available in the form of grants or loans.
[ترجمه ترگمان]برخی از منابع مالی مکمل به شکل کمک های مالی یا وام در دسترس هستند
[ترجمه گوگل]بعضی از امور مالی اضافی در قالب کمک های مالی یا وام ها موجود است

13. The Public Records Office currently retains some supplementary benefit records but there is no systematic sampling system.
[ترجمه ترگمان]اداره بایگانی دولتی در حال حاضر برخی رکوردهای مزایای تکمیلی را حفظ کرده است، اما هیچ سیستم نمونه گیری سیستماتیک وجود ندارد
[ترجمه گوگل]دفتر ثبت عمومی در حال حاضر دارای برخی سوابق سود اضافی است، اما سیستم نمونه برداری سیستماتیک وجود ندارد

14. The respondents were also asked a supplementary question designed to elicit their rationalisations for their decisions.
[ترجمه ترگمان]همچنین از پاسخگویان درخواست شد که یک سوال تکمیلی طراحی شود تا rationalisations را برای تصمیمات شان استخراج کنند
[ترجمه گوگل]پاسخ دهندگان همچنین از یک سوال تکمیلی طراحی شده بودند که برای ارزیابی تصمیماتشان در مورد آنها مورد استفاده قرار گرفت

15. Mr Wakil's short answer above brought supplementary questions.
[ترجمه ترگمان]پاسخ کوتاه اقای وکیل در بالا سوالات تکمیلی را مطرح کرد
[ترجمه گوگل]پاسخ کوتاه آقای واکیل سوالات تکمیلی را مطرح کرد

supplementary angle

زاویه‌ی مکمل


پیشنهاد کاربران

ضمیمه

تکمیلی - اضافی

جبرانی=برای درس دادن

دامپزشکی و علوم دامی
کنسانتره ، هر گونه خوراک مکمل


کلمات دیگر: