1. Small shippers are most often disserviced by transportation breakdown.
[ترجمه ترگمان]حاملان کوچک اغلب با شکست حمل و نقل مورد استفاده قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]حمل کننده های کوچک اغلب به علت نقص حمل و نقل از بین می روند
2. Shellfish shippers are certified and each package of shellfish should bear the certificate number of the shipper.
[ترجمه ترگمان]حاملان کشتی دارای گواهی هستند و هر بسته صدف باید تعداد گواهی of را داشته باشد
[ترجمه گوگل]حمل و نقل قاچاقچی گواهی شده است و هر بسته صدف صدفی باید شماره گواهینامه حمل و نقل را تحویل دهد
3. Shippers like to see the same longshoremen, proficient at operating forklifts and the like, he said.
[ترجمه ترگمان]او گفت که Shippers دوست دارند همان longshoremen را ببینند، در عملیات forklifts و امثال آن ها مهارت دارند
[ترجمه گوگل]شرکت های حمل و نقل مایل به دیدن کسانی هستند که در حین عملیات برقی و غیره به کار خود ادامه می دهند
4. Each firm is a low cost shipper to its own market, a high cost shipper to the other market.
[ترجمه ترگمان]هر شرکت قیمت پایین تری برای بازار خود دارد که هزینه بالایی برای بازار دیگر دارد
[ترجمه گوگل]هر شرکت یک فروشنده کم هزینه به بازار خود است، یک فرستنده با هزینه بالا به بازار دیگر
5. Their customers, the shippers and receivers, want their goods on demand.
[ترجمه ترگمان]مشتریان آن ها، ارسال کنندگان و گیرنده، خواستار کالاهای خود در مورد تقاضا هستند
[ترجمه گوگل]مشتریان آنها، فرستنده ها و گیرنده ها، خواستار کالاهای خود هستند
6. Before Saturday, shippers had reason to be paranoid about running in California.
[ترجمه ترگمان]پیش از روز شنبه، shippers باید در مورد دویدن در کالیفرنیا بدبین باشند
[ترجمه گوگل]پیش از شنبه، فرستنده ها دلیلی داشتند که در حال اجرا در کالیفرنیا باشند
7. The chief need of large shippers and carriers is' to process information for the flow of goods.
[ترجمه ترگمان]نیاز اصلی به حاملان و حاملان بزرگ برای پردازش اطلاعات مربوط به جریان کالا است
[ترجمه گوگل]نیاز اصلی به حمل و نقل و حمل و نقل بزرگ 'برای پردازش اطلاعات برای جریان کالا است
8. Once established, these boundaries enabled shippers, carriers, banks, and insurance companies to contract for appropriate insurance coverage.
[ترجمه ترگمان]پس از تاسیس، این مرزها shippers، حامل ها، بانک ها و شرکت های بیمه را قادر ساخت تا برای پوشش بیمه مناسب قرارداد ببندند
[ترجمه گوگل]پس از ایجاد این مرزها، شرکت های حمل و نقل، حمل و نقل، بانک ها و شرکت های بیمه را قادر می سازد تا برای پوشش بیمه ای مناسب قرارداد بگیرند
9. West Coast shippers are for it.
[ترجمه ترگمان]حاملان ساحل غربی برای آن هستند
[ترجمه گوگل]فرستنده های غرب ساحل برای آن هستند
10. The protection given by the Harter Act to shippers and consignees benefited banks and secured creditors.
[ترجمه ترگمان]حمایت از قانون Harter برای ارسال کنندگان و consignees از بانک ها و طلبکاران خارجی بهره مند شد
[ترجمه گوگل]حمایت محافظت شده توسط قانون هارتر برای فرستنده ها و گیرندگان به بانک ها و اعتباردهندگان تأمین شده است
11. These object instances are the orderer and shipper properties in the Service specification class.
[ترجمه ترگمان]این موارد شی خواص orderer و shipper در کلاس ویژگی خدمات هستند
[ترجمه گوگل]این نمونه های شیء، خواص سفارش دهنده و فرستنده در کلاس مشخصات سرویس است
12. The coal-and-lumber dealer and the cattle shipper sat on opposite sides of the hard coal-burner, their feet on the nickelwork.
[ترجمه ترگمان]The و - که روی زمین نشسته بودند و پاهایشان را روی the گذاشته بودند، در دو طرف شعله آتش نشسته بودند
[ترجمه گوگل]فروشنده زغال چوب و چوب و گاو فرستنده در طرف مقابل از مشعل سنگ زنی نشسته، پای خود را بر روی نیکل کار
13. The shipper should be apparent condition of the damaged or defective goods repaired or replaced.
[ترجمه ترگمان]The باید در شرایط ظاهری آسیب دیده یا معیوب بوده و یا تعویض شوند
[ترجمه گوگل]حمل و نقل کالا باید شرایط ظاهری کالا آسیب دیده یا معیوب تعمیر یا جایگزین شود
14. Article 69 The shipper shall pay the freight to the carrier as agreed.
[ترجمه ترگمان]ماده ۶۹: shipper باید محموله را به شرکت حمل کند
[ترجمه گوگل]ماده 69 حمل و نقل به ترتیب توافق شده را به حامل پرداخت می کند