کلمه جو
صفحه اصلی

spoilage


گندایی، گندیدگی، فاسد شدگی، پوسیدگی، خرابی (گوشت و سبزی و غیره)، آبگزشدگی، گندیده، تاراج، غارت، ضایعات

انگلیسی به فارسی

تاراج، غارت، ضایعات


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of spoiling, or the condition of being spoiled.
مشابه: decay, rot

(2) تعریف: material that has been spoiled, or the degree to which spoiling has occurred.
مشابه: rot

• act of spoiling; something which has spoiled; decay of food or other material

دیکشنری تخصصی

[حسابداری] ضایعات
[ریاضیات] ضایعات

جملات نمونه

1. Later in the spoilage process other components, such as the sulphurous notes from hydrogen sulphide, may add to the smell.
[ترجمه ترگمان]بعدا در فرآیند فساد دیگر اجزای دیگر، مانند the sulphurous از سولفید هیدروژن، ممکن است به بوی آن اضافه شود
[ترجمه گوگل]بعدها در فرآیند فساد، اجزای دیگر، مانند یادداشت های سولفور سولفید هیدروژن، ممکن است به بوی اضافه شوند

2. A pronounced haziness may signify spoilage, while brilliant, clear or dull wines are generally sound.
[ترجمه ترگمان]یک ابهام مشخص ممکن است نشانه فساد باشد، در حالی که شراب های درخشان، روشن یا مات به طور کلی صدا هستند
[ترجمه گوگل]ناپیمایی مشخص شده ممکن است به معنای خرابکاری باشد، در حالی که شراب های درخشان، واضح و خسته کننده معمولا صدایی دارند

3. Food spoilage problems occur with minimally processed, concentrated frozen citrus products.
[ترجمه ترگمان]مشکلات فساد غذایی با حداقل فرآوری فرآوری شده، متمرکز و متمرکز روی می دهند
[ترجمه گوگل]مشکلات فواید غذا با مواد مرکب منجمد مرکب با حداقل محصولات پردازش ایجاد می شود

4. However, spices also can contain pathogenic and spoilage organisms.
[ترجمه ترگمان]با این حال، ادویه هم می تواند شامل ارگانیسم های pathogenic و spoilage باشد
[ترجمه گوگل]با این حال، ادویه جات نیز می تواند حاوی موجودات پاتوژن و فاسد باشد

5. The principal methods of avoiding spoilage are the use of pure yeast strains as starters.
[ترجمه ترگمان]روش های اصلی اجتناب از فساد، استفاده از strains خالص مخمر به عنوان starters هستند
[ترجمه گوگل]روش اصلی اجتناب از فساد استفاده از سویه های مخمر خالص به عنوان آغازگر است

6. During transportation, spoilage and transportation fee could be reduced.
[ترجمه ترگمان]در طول حمل و نقل، فساد و هزینه های حمل و نقل ممکن است کاهش یابد
[ترجمه گوگل]در طول حمل و نقل، هزینه خرج و حمل و نقل می تواند کاهش یابد

7. An optimal operation for products subject to spoilage is studied with the distributed parameter control theory.
[ترجمه ترگمان]یک عملیات بهینه برای محصولات در معرض فساد، با تیوری کنترل پارامتر توزیع شده مورد مطالعه قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]یک عمل بهینه برای محصولاتی که دارای فساد هستند، با نظریه کنترل توزیع پارامترها مورد بررسی قرار می گیرد

8. They can occur as spoilage organisms and some are pathogenic causing infections.
[ترجمه ترگمان]آن ها می توانند به عنوان ارگانیسم های گندیده روی دهند و برخی از آن ها بیماری زا زا هستند
[ترجمه گوگل]آنها می توانند به عنوان ارگانیسم های فاسد رخ دهند و برخی از آنها بیماری هایی هستند که باعث عفونت می شوند

9. This can result in rapid spoilage if such foods are stored improperly.
[ترجمه ترگمان]این امر می تواند منجر به فساد سریع در صورتی شود که چنین غذاهایی به طور نامناسب نگهداری شوند
[ترجمه گوگل]در صورتی که چنین مواد غذایی به صورت نامناسب نگهداری شوند، این می تواند باعث خراب شدن سریع شود

10. He was determined to track down the cause of food spoilage.
[ترجمه ترگمان]او مصمم بود علت فساد غذا را رد کند
[ترجمه گوگل]او مصمم بود که علت فساد مواد غذایی را ردیابی کند

11. Food product quality is more easily maintained thereby reducing spoilage losses and production time through unscheduled cleaning.
[ترجمه ترگمان]کیفیت محصول غذایی به راحتی نگهداری می شود در نتیجه زیان های فساد و زمان تولید را از طریق تمیز کردن برنامه ریزی نشده کاهش می دهد
[ترجمه گوگل]کیفیت مواد غذایی به راحتی حفظ می شود و باعث کاهش تلفات خرابکاری و زمان تولید از طریق تمیز کردن برنامه ریزی نشده می شود

12. Irradiation would make things worse by destroying the warning spoilage bacteria and leaving pathogens untouched.
[ترجمه ترگمان]Irradiation با از بین بردن باکتری های فاسد کننده هشدار و ترک بیماری زاها، اوضاع را بدتر می کنند
[ترجمه گوگل]اشعه ماوراء بنفش با نابود کردن باکتری های هشدار دهنده و ترک پاتوژن ها دست نخورده می شود

13. Having a harvester which is more gentle with the crop should reduce damage and so lessen spoilage in the clamp.
[ترجمه ترگمان]داشتن یک ماشین برداشت کننده که با کشت محصول همخوانی دارد باید خسارت را کاهش داده و فساد را در گیره کاهش دهد
[ترجمه گوگل]داشتن یک ارستر که با محصول منحصر به فرد است، باید آسیب را کاهش دهد و بنابراین خراب شدن در گیره را کاهش می دهد

14. Only beef with a well-developed layer of external fat that protects against spoilage and dehydration is so aged.
[ترجمه ترگمان]تنها گوشت گاو با یک لایه از چربی خارجی که در مقابل فساد و کم آبی محافظت می کند، بسیار مسن است
[ترجمه گوگل]فقط گوشت گاو با یک لایه به خوبی توسعه یافته از چربی خارجی که از خوردگی و کم آبی بدن محافظت می کند خیلی سالم است

پیشنهاد کاربران

فساد

عامل فساد


کلمات دیگر: