1. to syndicate government factories
در کارخانه های دولتی اتحادیه درست کردن
2. I'm in a lottery syndicate at work.
[ترجمه ترگمان] من توی یه اتحادیه لاتاری هستم
[ترجمه گوگل]من در کار یک سندیکای قرعه کشی هستم
3. A syndicate of banks is/are financing the deal.
[ترجمه ترگمان]یک اتحادیه بانک ها در حال تامین بودجه این قرارداد است
[ترجمه گوگل]سندیکای بانک ها / این معامله را تامین می کنند
4. The debt will be funded through a syndicate of New Zealand and overseas financial institutions.
[ترجمه ترگمان]بدهی از طریق اتحادیه موسسات مالی کشور نیوزیلند و موسسات مالی خارجی تامین خواهد شد
[ترجمه گوگل]بدهی از طریق یک صندوق نیوزیلند و موسسات مالی خارجی تامین می شود
5. The next day I told the London syndicate manager of my conversation the previous night.
[ترجمه ترگمان]روز بعد به مدیر سندیکای گفتگوی من در شب گذشته گفتم
[ترجمه گوگل]روز بعد من به مدیر سندیکای لندن گفتم که شب گذشته بودم
6. She was the publicist for a syndicate of galleries in Soho, an impresario of special events.
[ترجمه ترگمان]او مسئول روابط عمومی گالری سوهو شده بود و یک مدیر برنامه های خاص در سوهو شده بود
[ترجمه گوگل]او برای یک سندیکای گالری در Soho، یک نمایشگاه ویژه رویدادهای ویژه، تبلیغاتی بود
7. Women are taking command of organised crime: negotiating syndicate structures, mapping strategy, clinching deals and ordering executions.
[ترجمه ترگمان]زنان فرماندهی جنایات سازمان یافته را بر عهده می گیرند: مذاکره درباره ساختارهای سندیکای مذاکره، تدوین استراتژی، بستن معاملات و صدور دستور اعدام
[ترجمه گوگل]زنان در حال فرار از جرایم سازمان یافته هستند که مذاکرات ساختارهای سندیکایی، استراتژی های نقشه برداری، انجام خدمات و سفارش اعدام را می گیرند
8. His second in command, another Syndicate expert, was assigned to a station in the quietest residential neighborhood in the city.
[ترجمه ترگمان]نفر دوم او در فرماندهی، یک متخصص اتحادیه دیگر، به یک ایستگاه در منطقه مسکونی quietest در شهر گماشته شد
[ترجمه گوگل]دومین فرمانده او، یکی دیگر از کارشناسان سندیکایی، به ایستگاه در ساکت ترین ساحلی مسکونی در شهر منتقل شد
9. Identify the main functions of the syndicate leader.
[ترجمه ترگمان]وظایف اصلی رهبر سندیکا را مشخص کنید
[ترجمه گوگل]شناسایی عملکرد اصلی رهبر سندیکا
10. But then, in February 188 a rival railway syndicate elbowed its way in.
[ترجمه ترگمان]اما پس از آن در فوریه ۱۸۸ گروه رقیب راه آهن به راه خود با آرنج ضربه زدند
[ترجمه گوگل]اما پس از آن، در ماه فوریه 188 یک سندیکای راه آهن رقیب به راه خود ادامه داد
11. After the syndicate earned back the $ 2 000, the brothers and the syndicate would share equally in the proceeds.
[ترجمه ترگمان]پس از اینکه سندیکا ۲ هزار دلار را پس گرفت، دو برادر و اتحادیه به همان اندازه در درآمد سهیم خواهند شد
[ترجمه گوگل]پس از اینکه سندیکا مبلغ 2000 دلار را به دست آورد، برادران و سندیکا به طور مساوی در درآمد حاصل می شود
12. In Campania, stronghold of the Camorra syndicate, a firefighting helicopter was shot at on August 6 th.
[ترجمه ترگمان]در کامپانیا، پناه گاه سندیکای Camorra، یک هلیکوپتر آتش نشانی در ششم اوت در محل تیر اندازی شد
[ترجمه گوگل]در 6 آگوست در 6 ژوئیه هلیکوپتر آتش نشانی در کامپانیا، قلعه سندیکای کامورا کشته شد
13. The One Australia syndicate is to become the sixth challenger for the 1995 Americas Cup.
[ترجمه ترگمان]یکی از سندیکای استرالیا به ششمین رقیب جام آمریکا در سال ۱۹۹۵ تبدیل شد
[ترجمه گوگل]سندیکای یک استرالیا برای تبدیل شدن به ششمین رقیب جام جهانی 1995 است
14. Anyone who informs on the crime syndicate risks getting taken for a ride.
[ترجمه ترگمان]هر کسی که از مشکلات سندیکای جرائم مطلع باشد برای سواری به خطر می افتد
[ترجمه گوگل]هر کسی که در رابطه با سندیکای جنایت اطلاع می دهد خطر ابتلا به سواری را دارد
15. The police suspect him of fronting for a crime syndicate.
[ترجمه ترگمان]پلیس به خاطر یه سندیکای جنایت به اون مظنون شده
[ترجمه گوگل]پلیس او را متهم به فرار از یک سندیکای جنایت می کند